دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

قوانین تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان کانی به قلم حدیثه نادی با لینک مستقیم

دانلود رمان کانی نسخه پی‌دی‌اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان کانی: عاشقانه ، اربابی ، غم‌انگیز
نویسنده رمان: حدیثه نادی
تعداد صفحات: ۳۸۹ صفحه

رمان کانی

خلاصه‌ای از رمان : داستان این رمان درباره‌ی دختری به نام کانی می باشد.
دختری که بسیار مهربان و خوش قلب است.
او به اجبار و به عنوان خون‌بس با اربابی جوان و سنگدل ازدواج می کند.
اربابی که از همه‌ی زن‌ها متنفر است و با هیچ زنی تفاهم ندارد…
قسمتی از متن رمان کانی
چه روز خوبی، امروز جمعه هست و می تونم هر کاری که دوست دارم انجام بدم.
روزهای جمعه به من و مانی اجازه دادن تا کارهای شخصیه خودمون رو انجام بدیم و خوش باشیم.
ما یک خانواده چهار نفره خوشبخت هستیم.
من اسمم کانی هست، ۲۱ سالمه و از مانی کوچکنر هستم.

(بیشتر…)

دانلود رمان عالیجناب عشق به قلم لیلا مومیوند با لینک مستقیم

دانلود رمان عالیجناب عشق نسخه پی‌دی‌اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان عالیجناب عشق: عاشقانه ، غم‌انگیز
نویسنده رمان: لیلا مومیوند
تعداد صفحات: ۳۸۴ صفحه

رمان عالیجناب عشق

خلاصه رمان : داستانی عاشقانه که سرنوشت دختری مظلوم را رقم می زند.
دختری که با اعتماد به دوست دوران کودکی اش تمام راز های زندگی اش را فاش می کند اما با خیانت در رفاقت مواجه می شود!
با اتفاقی که درست هنگام ازدواجش توسط دوست اش رخ می دهد باعث می شود با خشم شهاب مرد رویا هایش رو به رو شود، اتفاقی که او را از محبت شهاب نسبت به خود محروم می کند!
اما بعد از هم خانه شدن با او می فهمید که در طی مدتی که بی تاب اش بوده او به اجبار با زنی دیگر زندگی کرده است!

(بیشتر…)

دانلود رمان سرنوشت لجباز از نویسنده محدثه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان سرنوشت لجباز پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا

موضوع رمان سرنوشت لجباز: عاشقانه ، غم انگیز ، طنز
نویسنده رمان: محدثه تاجیک

تعداد صفحات: ۲۸۰ صفحه

رمان سرنوشت لجباز

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری است که یک فکر اشتباه در سرش می آید و تصمیم به انتقامی بچگانه می گیرد، به همین دلیل زندگیه خودش را تباه می کند…
قسمتی از متن رمان سرنوشت لجباز
من. وای وای خسته شدم از حرف های تکراری مامان…
مامان. حالا حرف های من تکراری شده؟ آره؟
من. نه مامان من نمی خوام با شقایق ازدواج کنم چرا انقدر هر روز و هر شب میگی؟!
مامان. پسرم من خیر و صلاح تورو می خوام، آرزومه که خوشبخت شی…
من. مامان من با شقایق خوشبخت نمی شم.
مامان. مگه چه ایرادی داره مادر؟
من. مامان صدتا ایراد داره نمی دونم کدوم رو بگم مامان من سی سالمه بزارین خودم تصمیم بگیرم.

(بیشتر…)

دانلود رمان کسی پشت سرم آب نریخت به قلم نیلوفر لاری با لینک مستقیم

دانلود رمان کسی پشت سرم آب نریخت پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان کسی پشت سرم آب نریخت: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر لاری
تعداد صفحات رمان ۴۷۳ صفحه

رمان کسی پشت سرم آب نریخت

خلاصه ی رمان : داستان این رمان عاشقانه است که شخصیت های آن درگیر ماجراهای متعدد از جنس جدایی، فریب و خیانت می‌شوند.
در بخشی از داستان رمان می خوانید که کلاس در سکوت سنگینی فرو رفته بود. تنها صدای قدم های آقای بهرامی، دبیر تاریخ، سکوت را می شکست.
گه گاهی بالای سر یکی از بچه ها می ایستاد و به پاسخ هایشان خیره می شد…
قسمتی از متن رمان کسی پشت سرم آب نریخت
خودکار را می جویدم و پشت سر هم آهسته تکرار می کردم: منگوقا آن پس از مسلمان شدن چه نامی اختیار کرد؟
چرا یادم نمی آمد.
اگر این بیست و پنج صدم را از دست بدهم بیست نمی شوم. کاش یادم می آمد اما یادم نیامد!

(بیشتر…)

دانلود رمان مهر و مهتاب از نویسنده تکین حمزه لو با لینک مستقیم

دانلود رمان مهر و مهتاب پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان مهر و مهتاب: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: تکین حمزه لو
تعداد صفحات رمان ۳۱۲ صفحه

رمان مهر و مهتاب

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری بسیار مرفه، آزاد و تقریبا رها از هر اعتقادی است.
او با هم دانشگاهی خود که یک شخص جانباز شیمیایی و مذهبی هست و همه ی نزدیکان خود را در بمباران زمان جنگ در یک مهمانی از دست داده است و حالا به تنهایی زندگی می کند آشنا می شود.
با مخالفت خانواده، دختر با اصرار آنها را راضی به ازدواج می کند.
ولی همه ی خانواده به جز برادرش او را طرد می کنند.
رفتار بسیار شیرین و منطبق بر اخلاق پسر باعث می شود که دختر و خانواده اش متحول شوند و دست از کارهای ضد اخلاقی بردارند و…
قسمتی از متن رمان مهر و مهتاب
به تسبیح ظریفی که در دستانم معطل مانده بود، خیره شدم.
زبانم به گفتن هیچ ذکری باز نمی شد.

(بیشتر…)