دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

قوانین تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان دوئل دل به قلم مدیا خجسته با لینک مستقیم

دانلود رمان دوئل دل برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دوئل دل: عاشقانه
نویسنده رمان: مدیا خجسته
تعداد صفحات رمان ۵۶۴ صفحه

دانلود رمان دوئل دل

خلاصه داستان: ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ از ﺷﺪت ﺳﺮ ﻣﺎ آﻧﻘﺪر ﺑﯽ ﺣﺲ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻧﯿﺸﮕﻮن ﻫﺎی ﭘﺸﺖ ﺳﺮِ ﻫﻢِ ﻣﯿﺘﺮا را ﻫﻢ ﺣﺲ ﻧﻤﯿ ﮑﺮد.
ﺑﯽ ﺧﯿﺎل و آﺳﻮده ﮔﺎز دﯾﮕﺮی ﺑﻪ ﺳﺎﻧﺪوﯾﭻ ﭘﺮ و ﭘﯿﻤﻮنِ ﺳﻮﺳﯿﺲ اش زد و ﺑﺎ دﻫان ﭘﺮ ﺑﺮای ﻣﯿﺘﺮا ﭼﺸﻢ ﻏﺮه رﻓﺖ.
ﻣﯿﺘﺮا ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺎر را از ﮐﺎر ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﯿ ﺪﯾﺪ آرﻧﺠﺶ را روی زاﻧﻮﯾﺶ ﺗﮑﯿﻪ داد و دﺳﺘﺶ را روی ﺷﻘﯿﻘﻪ اش ﮔﺬاﺷﺖ.
هم رﻣﺎن ﺑﺎ ﺳﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻦِ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﮏ ﺻﺪای آﺷﻨﺎ و ﮔﯿﺮا ﺑﻨﺪ دﻟﺶ را ﭘﺎره ﮐﺮد.
_ﺧﺎﻧﻢ ﻧﯿﮏ روش؟…
قسمتی از رمان دوﺋﻞِ دل
ﺳﺮ ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪ و در ﮐﺴﺮی از ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ آن ﺑﻪ ﭘﺎﺧﻮاﺳﺘﻦِ آﻧﯽ و ﺗﻼش ﺑﺮای ﻗﻮرت دادنِ ﻟﻘﻤﻪ ی ﮐﺬاﯾﯽ رﻧﮕﺶ ﺑﻪ ﮐﺒﻮدی ﻣﺎﯾﻞ ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺳﺮﻓﻪ اﻓﺘﺎد.

ﻣﯿﺘﺮا ﺑﻪ دادش رﺳﯿﺪ و ﭼﻨﺪ ﺿﺮﺑﻪ ی ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻪ ﭘﺸﺘﺶ زد.
ﻧﻔﺴﯽ ﮔﺮﻓﺖ و ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ ﺳﻌﯽ در ﻣﻬﺎر ﮐﺮدنِ ﺳﺮﻓﻪ اش داﺷﺖ ﮔﻔﺖ:
_ﺑﻠﻪ…
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮس و ﮐﻤﺮﻧﮓ ﮔﻮﺷﻪ ی ﻟﺐِ ﭘﺴﺮ از ﭼﺸﻢِ ﻫﯿﭻ ﮐﺪاﻣﺸﺎن دور ﻧﻤﺎﻧﺪ.
_ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ اﯾﻦ ﺟﺰوه ﻣﺎلِ ﺷﻤﺎﺳﺖ!
ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎی ﮔﺮد ﺷﺪه ﺑﻪ ﺟﺰوه ای ﮐﻪ ﯾﻘﯿﻦ داﺷﺖ ﺟﺰ او نمی تواﻧﺴﺖ ﻣﺎل ﮐﺲ دﯾﮕﺮی ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﮕﺎه ﮐﺮد.
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻫﺎی رﻧﮕﯽ و ﻋﺠﯿﺐ و ﻏﺮﯾﺐ روی ﺻﻔﺤﻪ ی اوﻟﺶ، ﻋﺮق ﺳﺮدی روی ﺳﺘﻮن ﻣﻬﺮه اش ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ درآورد.
اﺧﻤﯽ ﮐﺮد و ﻋﺼﺒﯽ ﮔﻔﺖ:
_چرا… ولی یادم نمیاد به شما داده باشمش!
_درﺳﺘﻪ… ﺷﻤﺎ داده ﺑﻮدی ﺑﻪ دوﺳﺘﺖ و دوﺳﺘﺖ ﻫﻢ ﺑﻪ دوﺳﺘﺶ… ﺑﻌﺪ دوﺳﺖ دوﺳﺘﺖ ﻫﻢ داد ﺑﻪ دوﺳﺘﺶ…
ﺳﺮ ﺑﺎﻻ ﮐﺮد و ﺑﺎ ﻫﻤﺎن اﺧﻢ ﻫﺎی در ﻫﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎی ﺧﻨﺪانِ ﭘﺴﺮک ﺧﯿﺮه شد. پسر…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :   اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در تلگرام
۴ نظر ارسال شده
  1. MINA گفت:

    چقدر غم انگیز بود.
    رمان خوبی بود اما من با آخر داستان کنار نیومدم.
    شخصیت رادین داستان خیلی تنها بود دلم براش سوخت. حقش نبود این…

  2. سما گفت:

    سلام امیدوارم این رمان خوبی که باعث شده هر از چند گاهی مجدد بهش سر بزنم و بخونمش برای چندمین بار، یه بار دیگه البته این بار درباره زندگی شهروز و Hرزو با قلم خوبتون یه داستان متفاوت از دل این رمان بیرون بیاد. با نهایت امید منتظرم و می دونم خیلی ها هم همین حس رو دارن…

  3. نازی گفت:

    رمان خوبی بود. ممنون

  4. فاطمه گفت:

    عالى بود سه بار خوندم ولى بازهم برام تازگى داره…