دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز تارنمای اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان قشاع نوشته نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان قشاع با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان قشاع: عاشقانه ، اجتماعی
رمان قشاع نوشته: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان: ۴۱۸ صفحه

دانلود رمان قشاع

خلاصه داستان: هونیا زنی که انگشت اتهام برادر شوهر تازه از سفر برگشته اش به طرف اوست و منتظر توضیحی برای تمام اتفاقاتی که…
قسمتی از رمان قشاع
امیرعباس مثل برادر شوهرم جلوم نایستاده بود مثل یه بازجو بود.
چرا همه تموم مسئولیتو همّ و غم منو سپردن دست این؟!
چرا جز امیرعباس هیچ کس دور و برم نیست؟!
انگار این یه امر عادیه که داره منو میپاد!! بدجوری معذبم.
تنم عین بید از درون می لرزید ولی محکمی خودم رو حفظ کرده بودم، من هونیام نمی شکنم…
با اون صدای بم و پرطنینش که وقتی حرف می زد توی دل آدم می لرزید از قدرت صداش گفت:
امیرعباس_منتظرم. تعریف کن.
«پرسش گرا نگاهش کردم، عصبی ولی با صدای آروم گفت» بعد از چند سال از کانادا اومدم یه برادرم به قتل رسیده یه برادرم هم تو تصادف مرده.

(بیشتر…)

دانلود رمان تب داغ گناه نوشته نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان تب داغ گناه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان تب داغ گناه: عاشقانه ، انتقامی
رمان تب داغ گناه نوشته: نیلوفر قائمی فر

دانلود رمان تب داغ گناه

خلاصه داستان: آرمین پسر زیبا و مغروری که اومده تا انتقام بگیره انتقام گذشته ی تلخی که مردی برای او و خانواده اش رقم زده.
تاوان گناهی که درگذشته رخ داده رو چه کسی باید بده دختری بی گناه که از هیچ چیز خبر نداره…
قسمتی از رمان تب داغ گناه
دلم به شدت شور میزد تو وجودم غوغایی به پا بود آخه تا حالا از این کارا نکرده‬ بودم.
داشتم خط قرمزهایی که در فرا خودم بودو زیر پا میذاشتم.
حس های‬ متفاوت با وجدانم در افتاده بودن یکی در وجودم میگفت:
«چرا اومدی احمق اگر‬ یه آشنا ببینتت چی؟ برگرد تا دیر نشده»
اگر مامان و بابا بفهمند؟…‬
وای اونا هیچی نعیمو بگو مامور عذاب وای اون قیافه ای که در تصور فانتیزیم‬ شبیه یکی از هیولاهای موذی کارتون هیولاها بود اومد تو ذهنم اگر بفهمه خون‬ به پا میکنه.

(بیشتر…)

دانلود رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان روز نود و سوم با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان روز نود و سوم: عاشقانه ، اجتماعی
رمان روز نود و سوم نوشته: نیلوفر قائمی فر

رمان روز نود و سوم

خلاصه رمان: داستان رمان درباره ی فردی به اسم امیرمحمد یه پسر ۲۸ -۲۹ ساله است که به خاطر ناتوانی ای که در ازدواجش داشته، همسرش ازش جداشده و
اون بعد طلاق به فکر درمان خودش میفته.
دوره درمان که تموم میشه پزشک و روان شناسش بهش پیشنهاد میدن که قبل ازدواج مجدد مدتی خانومی رو عقد موقت کن تا از درمان خودت مطمئن بشی و بعد ازدواج کن.
حالا امیر محمد کی رو انتخاب میکنه؟ هیفا رو، هیفا کیه؟
قسمتی از رمان روز نود و سوم
آخرین قفسه رو که بستم از ویترین خارج شدم و مانتو و شلوارم و تکون دادم.
شال مشکیمو دوباره دور گردنم پیچوندم و گفتم:
-آقا مهدی تموم شد، برید ببینید راضی هستید؟
(بیشتر…)