دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آسمان آذر به قلم زکیه اکبری با لینک مستقیم

دانلود رمان آسمان آذر پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان آسمان آذر: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زکیه اکبری
تعداد صفحات رمان ۷۴۱ صفحه

رمان آسمان آذر

خلاصه ی رمان : داستان رمان درباره ی دختر و پسری به نام آذر و ایمان هست که با هم ازدواج می کنند.
آنها پس از قبولی در دانشگاه مجبور می شوند شهر خود را ترک کنند و به سمت پایتخت راهی شوند.
هر دو با هم سعی و تلاش می کنند و درس می خوانند، اما پس از مدتی زندگی ساده و صمیمی آنها تحت تاثیر محیط قرار می گیرد که…
قسمتی از متن رمان آسمان آذر
مثل همیشه روزمرگی و تمام. آخرین بیمار مطب را ترک کرد.
هوا تقریبا تاریک شده بود و غروب دل گیر پاییزی فضای اتاقم را پر کرده بود.
سالاری به در زد و گفت:
_خانوم امروزم دیرتر می روید؟

(بیشتر…)

دانلود رمان سکوت عاشقی از نویسنده مریم پیروند با لینک مستقیم

دانلود رمان سکوت عاشقی برای پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سکوت عاشقی: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم پیروند
تعداد صفحات رمان ۹۳۹ صفحه

رمان سکوت عاشقی

خلاصه رمان : آتیه دختری که طبق سنت مجبور است با پسر عموی خود آراد ازدواج کند.
اما هر دو هیچ علاقه ای به یکدیگر ندارند.
ولی امیرعلی برادر بزرگ آراد بسیار زیاد آتیه را دوست دارد.
امیرعلی مجبور است بنا به دلایلی سکوت کند و حرفی از علاقه اش نسبت به نشان کرده ی برادرش نزند.
اما سکوتش را یک روزی می شکند که آن وقت…
قسمتی از متن رمان سکوت عاشقی
آراد: حاجی من چه جوری بگم نمی خوام بابا جان، نمی خوام با آتیه ازدواج کنم.
حاج صادق: نمی شه چند بار بگم رسم و رسومه، تو چرا نمی خوای بفهمی؟ این حرف مال خیلی سال پیش بوده، حرف ها رو بزرگترها زدن نمی شه این وصلت سر نگیره.
حالا تو هی بگو نمی خوام و نمی تونم و نمی شه، ولی من میگم تو باید با آتیه ازدواج کنی.

(بیشتر…)

دانلود رمان سکوت بی پروا به قلم الف.کلانتری (یاسی) با لینک مستقیم

دانلود رمان سکوت بی پروا برای پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سکوت بی پروا: عاشقانه
نویسنده رمان: الف.کلانتری (یاسی)
تعداد صفحات رمان ۴۴۰ صفحه

رمان سکوت بی پروا

خلاصه رمان : روزهای خوبی را می گذرانی می خندی، شادمانه به گردش می روی خوشحالی، همه چیز داری…
اما یک شب، بعد از روزهای خوبت، معشوقه ات دیگر دوستت نخواهد داشت…
و تو چقدر به یاد من که عاشقت بودم اشک می ریزی، چقدر حسرت می خوری، و چقدر دلت برای کسی که دوستت داشته باشد تنگ می شود!
یک چیز را می دانی؟
تازه می فهمم “معشوقه” بودن از “عاشق” بودن خیلی بهتر است…
و من معشوقه ای هستم که دیگر عاشقت نیست اما واژه به واژه ی عشق را عاشقی می کند…
قسمتی از متن رمان سکوت بی پروا
سه شبه دلم رو دخیل بستم به مهربونیش، که شاید یک نگاه بندازه…
با دل شکسته اومدم که آرومم کنه…
منی رو که صدایم در نیامد، ناله نزدم، به روی خودم نیاوردم که چطور ضربه زدن به زندگی و اعتقاد و باورهای دخترانه ام!

(بیشتر…)

دانلود رمان زنانه یا مادرانه به قلم منا معیری با لینک مستقیم

دانلود رمان زنانه یا مادرانه نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زنانه یا مادرانه: عاشقانه
نویسنده رمان: منا معیری
تعداد صفحات رمان ۲۶۰ صفحه

رمان زنانه یا مادرانه

خلاصه رمان : برای مادر بودن لازم است که زن بودن را احساسش کرد.
داستان رمان سرنوشت یک زن سی ساله است که زن بودن را نمی شناسد…
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری…
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو، دلواپسی…
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خواب های کودکانه تو، بیداری!
قسمتی از متن رمان زنانه یا مادرانه
نگاهی به ساعت ظریفش انداخت همانی که دنا با هر بار دیدنش غر می زد.
ستاره جون عمر ساعت های این شکلی سر اومده…
بیا ببرمت پاساژ مغازه داداش آذین یک ساعت هایی داره…
_من این رو دوست دارم چشم هام بهش عادت کرده هزار تای دیگه ام بخرم باز این ساعت نمیشه.
دنا: من که می گم اینو جوونی هات نامزدت گرفته…
_یعنی می خوای بگی الان من پیر شدم؟

(بیشتر…)

دانلود رمان خوشبختی های کوچک به قلم مژگان زارع با لینک مستقیم

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خوشبختی های کوچک: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مژگان زارع
تعداد صفحات رمان ۲۴۴ صفحه

رمان خوشبختی های کوچک

خلاصه رمان : فیروزه، یک زن امروزی است.
درس خود را خوانده و حالا هم کسب و کار کوچک خودش را راه اندازی کرده است.
اما در باطن هنوز یک زن سنتی است.
از آن دسته زن هایی که هویتشان در گرو هویت شوهرشان می باشد.
و اما  فیروزه خانم وارد سراشیبی زندگی می شود، باید دید که او می تواند پس از سراشیبی از سربالایی زندگی بالا رود یا خیر…
قسمتی از متن رمان خوشبختی های کوچک
پس این سمیه کجا مانده؟
سعی می کنم به خنده های کارآفرینان غیرنمونه ای که ازشان جلو زده بودم فکر نکنم ولی کلمه ی گوگولی مگولی…
حتی سمیه هم خندید. نامرد!
من از کجا می دانستم یک روزی این فروشگاه فسقلی اسمی در می کند و کلی مشتری می آیند سراغش؟
اگر حدس می زدم حتماً اسمش را می گذاشتم بانو، یا چه می دانم مادر.

(بیشتر…)