دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان کشتی پهلو گرفته به قلم سید مهدی شجاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان کشتی پهلو گرفته نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان کشتی پهلو گرفته: مذهبی
نویسنده رمان: سید مهدی شجاعی
تعداد صفحات رمان ۹۷ صفحه

رمان کشتی پهلو گرفته

خلاصه رمان : یک بار عایشه گفت: چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره می گیری؟
گفتم: خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت می شنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است، رضای من در گروی رضای فاطمه است، رضای خدا در گروی رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا…
قسمتی از متن رمان کشتی پهلو گرفته
هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه را ـ سلام االله علیها ـ در سوگ پدر به تصویر بکشد؟
جز ناله های بیت الاحزان فاطمه؟
در اندوه جگر سوز علی ـ سلام االله علیه ـ در مواجهه با فاطمه میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه، هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید آنچنان که از عمق رنج آدمی در چروک های پیشانی علی خبر دهد… (بیشتر…)

دانلود رمان آفتاب در حجاب به قلم سید مهدی شجاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان آفتاب در حجاب نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان آفتاب در حجاب: مذهبی
نویسنده رمان: سید مهدی شجاعی
تعداد صفحات رمان ۱۴۷ صفحه

رمان آفتاب در حجاب از سید مهدی شجاعی

خلاصه رمان : آفتاب در حجاب روایتی است از زندگی حضرت زینب (س).
از کودکی تا عاشورا تا اسارت و تا وفات.
داستان از کابوس حضرت زینب (س) در کودکی آغاز می‌شود:
چشم های اشک‌ آلودت را به پیامبر (ص) دوختی، لب برچیدی و گفتی:
“خواب دیدم، خواب پریشان دیدم. دیدم که طوفان به پا شده است، طوفانی که دنیا را تیره و تار کرده است.”
قسمتی از متن رمان آفتاب در حجاب
پریشان و آشفته از خواب پریدى و به سوى پیامبر دویدى.
بغض، راه گلویت را بسته بود، چشم هایت به سرخى نشسته بود، رنگ رویت پریده بود، تمام تنت عرق کرده بود و گلویت خشک شده بود.
دست و پاى کوچکت مى لرزید و لب ها و پلک هایت را بغضى کودکانه، به ارتعاشى وامى داشت.
به سوی پیامبر (ص) رفتی و با تمام وجود ضجه زدى.

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق از جنس خدا به قلم فائزه سادات موسوی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق از جنس خدا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عشق از جنس خدا: مذهبی ، عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: فائزه سادات موسوی
تعداد صفحات رمان ۲۴۲ صفحه

دانلود رمان عشق از جنس خدا

خلاصه رمان : یک دختر چادری با دلی پاک، دختری که در عین نجابت  کمی شوخ طبعه.
شوخ طبعی که برای همه شیرین است. این دختر به خاطر شوخی کردن هاش و کمی شیطنتی که دارد درگیر می شود.
درگیر یک کنجکاوی، درگیر یک لجبازی…
و همه ی مسیر زندگیش رو به خاطر یک کنجکاوی و یک لجبازی تغییر می دهد تا اینکه…
قسمتی از متن رمان عشق از جنس خدا
_داری چیکار می کنی؟
روژان – اسم کتابایی ست که از نمایشگاه کتاب می خوام بگیرم و می نویسم.
مهلا – میگم قرار بزاریم باهم بریم یک روز؟
شهاب – من مشکلی ندارم یه روز رو انتخاب کنید بریم ساحل…
_آره خوبه منم هستم.
روژان – من حرفی ندارم، فائزه تو چی میگی؟
_شماها که می دونید اجازه نمیدن…
شهاب – حالا تو صحبت کن فوقش مامانتم میاد.

(بیشتر…)

دانلود رمان عادت می کنیم به قلم زویا پیرزاد با لینک مستقیم

دانلود رمان عادت می کنیم نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عادت می کنیم: اجتماعی
نویسنده رمان: زویا پیرزاد
تعداد صفحات رمان ۱۶۹ صفحه

دانلود رمان عادت می کنیم

خلاصه رمان : رمان عادت می‌کنیم نوشته‌ی زویا پیرزاد روایتگر داستان زندگی سه زن از سه نسل متفاوت است که هر کدام درگیر مسائل و خواسته‌‌های نسل خود هستند.
زویا پیرزاد نویسنده و داستان‌ نویس ارمنی‌ تبار معاصر در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد در همان‌ جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و اکنون ساکن آلمان است.
مهم‌ترین ویژگی داستانی که پیرزاد روایت می‌کند، پرداخت مناسب شخصیت‌ هایی است که هر روزه احتمالا با آن‌ ها سروکار داریم.
توصیف جزئیات و دقیق شدن در رفتار و موقعیت‌ها وحتی مکان‌ها عاملی است که بیش از هر چیز در این داستان به چشم می‌خورد و شاید همین توصیفات دقیق از جزئیات حوادث و پدیده‌ها است که خواننده را در‌گیر خود می‌کند و صورتی ملموس به داستان می‌بخشد، به طوری که خواننده احساس می‌کند از نزدیک شاهد حوادث یک زندگی عادی است…

(بیشتر…)

دانلود رمان پرستش به قلم سحربانو ۶۹ با لینک مستقیم

دانلود رمان پرستش نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان پرستش: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: سحربانو ۶۹
تعداد صفحات رمان ۳۵۹ صفحه

رمان پرستش

خلاصه رمان : در تاریکی که دست و پا می زنم به هیچی نمی رسم…
جز همان سیاهی و سیاهی و ترس…
ترس از تاریکی، دنیای من سیاه است.
برای اینکه نترسم به هر چیزی که سر راهم باشد چنگ می زنم.
هر چیزی، حتی یک قلب سنگی…
حتی اگر اون قلب سنگی برای من دردسرساز بشود.
حتی اگر اون یک تیکه سنگ در سینه یک مرد مغرور باشد، من بهش چنگ خواهم زد.
من، پرستش، آن قلب سنگی را نرمش می کنم.
حتی اگر همه ی زندگیم تباه بشود، من آن مرد مغرور را مجبور به پرستش می کنم…
قسمتی از متن رمان پرستش
ﻣﺎﻣﺎن که ﺻﻮرﺗﻢ رو ﺑﻮﺳﯿﺪ ﺧﯿﺴﯽ اشکو رو ﮔﻮنه ام اﺣﺴﺎس ﮐﺮدم.
ﺑﺎزم چشمه اﺷﮑﺶ ﺟﺎری ﺷﺪ.
ﺧﻮبه دﮐﺘﺮ گفته ﻧﺒﺎﯾﺪ زﯾﺎد ﮔﺮیه ﮐﻨﯽ. اﺷﮑﺶ رو ﺑﺎ اﻧﮕﺸﺘﻢ ﭘﺎک ﮐﺮدم.
ﺑﻐﻀﺶ رو ﻗﻮرت داد و ﮔﻔﺖ:
_ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺑﺎﺑﺎت ھﻢ ﺑﻮد.

(بیشتر…)