دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان خوشبختی های کوچک به قلم مژگان زارع با لینک مستقیم

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خوشبختی های کوچک: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مژگان زارع
تعداد صفحات رمان ۲۴۴ صفحه

رمان خوشبختی های کوچک

خلاصه رمان : فیروزه، یک زن امروزی است.
درس خود را خوانده و حالا هم کسب و کار کوچک خودش را راه اندازی کرده است.
اما در باطن هنوز یک زن سنتی است.
از آن دسته زن هایی که هویتشان در گرو هویت شوهرشان می باشد.
و اما  فیروزه خانم وارد سراشیبی زندگی می شود، باید دید که او می تواند پس از سراشیبی از سربالایی زندگی بالا رود یا خیر…
قسمتی از متن رمان خوشبختی های کوچک
پس این سمیه کجا مانده؟
سعی می کنم به خنده های کارآفرینان غیرنمونه ای که ازشان جلو زده بودم فکر نکنم ولی کلمه ی گوگولی مگولی…
حتی سمیه هم خندید. نامرد!
من از کجا می دانستم یک روزی این فروشگاه فسقلی اسمی در می کند و کلی مشتری می آیند سراغش؟
اگر حدس می زدم حتماً اسمش را می گذاشتم بانو، یا چه می دانم مادر.

(بیشتر…)

دانلود رمان دنیای دنیا به قلم دنیا غنوی با لینک مستقیم

دانلود رمان دنیای دنیا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دنیای دنیا: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: دنیا غنوی
تعداد صفحات رمان ۶۵ صفحه

رمان دنیای دنیا

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره زندگی دختری ۱۵ ساله به نام دنیا است.
دنیا دختری از یک خانواده پولدار است. او فوق العاده تیزهوش است.
دنیا قصد سفر به استرالیا را دارد، اما پدر دنیا برای رفتن او به خارج برایش شرایطی می گزارد.
خواسته ی پدرش از او نوشتن داستان های عاشقانه ای است که در زندگی اطرافیان دنیا رخ می دهد.
که این شرایط مسیر زندگی دنیا را شکل می دهد…
قسمتی از متن رمان دنیای دنیا
‫امروز تولد‪ ۱۵ ‬سالگی منه خیلی خوشحالم نمی دونم بابام کادو تولد واسم چی گرفته ولی خیلی کنجکاوم که بدونم.
خب من‬ ‫خودم رو معرفی نکردم من دنیا هستم ۱۵ سالمه سال سوم رشته تجربی، البته بگما برای این که تجربی برم کلی با‬ خانوادم بحث کردم چون من دوست داشتم معمار ساختمان شم حیف که نتونستم رشته ی ریاضی برم.

(بیشتر…)

دانلود رمان عروس دریا به قلم مریم صمدی با لینک مستقیم

دانلود رمان عروس دریا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عروس دریا: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مریم صمدی
تعداد صفحات رمان ۲۵۷ صفحه

رمان عروس دریا

خلاصه رمان : نسیم ملایمی که می وزید، پرده توری جلوی پنجره را تکان می داد.
ستاره عکس های آلبوم را با شوق فراوان تماشا می کرد و به مرور خاطراتش می پرداخت.
سرانجام آلبوم را بست و میان بقیه وسایلش، در چمدان قرار داد.
داشت بقیه لباس ها را جمع می کرد که ضربه ای به در خورد. بدون آنکه نگاهش به آن سو باز گردد…
قسمتی از متن رمان عروس دریا
گفت:
_بیا تو!
سپیده بود. سرش را از در داخل کرد و پرسید:
_می تونم بیام تو؟
به طرف او بازگشت و با زدن لبخندی، موافقتش را اعلام داشت.
سپیده وارد اتاق شد و پرسید:
_هنوز چمدون هات رو نبستی؟
نگاهی به او کرد و گفت:
_می بینی که.
کنار او نشست و با نگاهی به صورتش، غم زده گفت:
_با رفتن تو، من خیلی تنها می شم. می گی بعد از رفتن تو… چیکار کنم؟

(بیشتر…)

دانلود رمان شهراد به قلم زهرا سادات با لینک مستقیم

دانلود رمان شهراد نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شهراد: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زهرا سادات
تعداد صفحات رمان ۵۳۹ صفحه

دانلود رمان شهراد

خلاصه رمان : با آمدنت فصل جدیدی را در زندگی ام به وجود آوردی و با رفتنت تمام فصل های زندگی ام را به فصل خزان تبدیل کردی.
چشمان تو سرانجام روزهای خوش زندگی ام بود.
لبخند تو آرزوی هر شبم قبل از خواب بود.
امواج زندگیم پرتلاطم و ناآرام بود و با چشمان و دست های گرم تو آرام گرفت.
کاش همیشه بودی تا زندگی به من لبخند می زد.
من محتاجم، محتاج دستان گرم تو، محتاج لبخند تو، محتاج زندگی آرامی که تو هرروز صبح در آن به من لبخند بزنی…
داستان زندگی دختری به اسم نگین، نگین دختری با سن کم ولی با این وجود سختی های زیادی می کشد تا به آرامش می رسد و خوشبخت می شود…
قسمتی از متن رمان شهراد
_چی می گفتی با خودت وروجک؟
_هیچی دایی…
_صد دفعه گفتم وقتی می خوای صدا بزنی آروم صدا بزن…

(بیشتر…)

دانلود رمان خشت و آینه به قلم بهاره حسنی با لینک مستقیم

دانلود رمان خشت و آینه برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خشت و آینه: اجتماعی ، عاشقانه
نویسنده رمان: بهاره حسنی
تعداد صفحات رمان ۵۱۱ صفحه

دانلود رمان خشت و آینه

خلاصه داستان: پزشکی به نام بهجت الزمان فخرالدینی، پزشکی که تمام وجودش را خرج خدمت به اجتماع کرده است.
به واسطه کارش تمام عمرش را با کودکان و جوانان در ارتباط بوده است.
ولی با تمام شناختی که نسبت به کودکان و نوجوانان دارد در درک و شناخت دختر خود آذر، ناموفق مانده.
آذر روز به روز بزرگتر می شود و فاصله اش با پدرش هر روز بیشتر و بیشتر می شود…
قسمتی از رمان خشت آینه
از در اتاقم بیرون رفتم.
صدای بلند بلند حرف زدن مامان ملوک می آمد.
با مامان بحث می کرد و طبق معمول موضوع بحثشان من بودم.
گوش ایستادم. در همان حال نیمی از ذهنم به دنبال این بود که اتوی موهایم را کجا گذاشته ام.

(بیشتر…)