دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان در امتداد حسرت نوشته طیبه امیر جهادی با لینک مستقیم

دانلود رمان در امتداد حسرت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان در امتداد حسرت: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: طیبه امیر جهادی
تعداد صفحات رمان: ۹۰۷ صفحه

دانلود رمان در امتداد حسرت

خلاصه داستان: داستان عشق کهنه و قدیمی و پنهان کاوه بعد از گذشت چند سال از مخفی ماندنش آشکار می شود.
و این اتفاق هم زمان برخورد می کند با آشکار شدن واقعیت های دیگری از گذشته…
قسمتی از رمان در امتداد حسرت
نیمه های شب بود که با مهرداد مهمانی را ترک کرده و بیرون آمدم.
داخل ماشین چون سرم به شدت درد می کرد سرم را به صندلی تکیه داده و چشم هامو بستم که مهرداد پرسید:
چیه یاسی خانوم، چرا بی حوصله ای؟ نکنه از دوستام خوشت نیومد؟
_ نه اتفاقا بچه های خوبی بودن.
یه خورده سرم درد می کنه فقط همین.
چشم هام رو باز کردم و با عصبانیت جواب دادم:
این فضولی ها به تو نیومده و به تو مربوط نیست.

(بیشتر…)

دانلود رمان آوای نگاهت نوشته زهرا علیپور با لینک مستقیم

دانلود رمان آوای نگاهت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آوای نگاهت: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زهرا علیپور
تعداد صفحات رمان: ۷۲ صفحه

دانلود رمان آوای نگاهت

خلاصه داستان: این رمان سرشار از احساس و عشق است که در آن طعم تلخ مشکلات هم چشیده می شود.
دختر داستان ما نابینای دنیاست.
خواننده ی رمان وقتی وارد دنیای این رمان می‌شود تمام زندگی دختر داستان را حس می‌کند.
مانند او نابینا می‌شود.
مانند او همه چیز را لمس می‌کند، بو می‌کند، حس می‌کند…
و همین طور عشق را…
و چگونه است عاشقانه های یک دختر نابینا؟
قسمتی از رمان آوای نگاهت
به کدام گناه باید پس دهم چنین تاوانی؟!
به گناه نابینا بودن؟!
مگر نابینایان امید به بینش دنیا ندارند؟!
خدایا خودت عدل و انصاف را برابری کن!
و در رویاهایی که در سر دارم کور سوی امیدی در دلم شعله ور کن…!
چشم هایم را باز کردم.
مثل هر روز و هر ماه و هر سال…

(بیشتر…)

دانلود رمان فردا زنده میشوم نوشته نرگس نجمی با لینک مستقیم

دانلود رمان فردا زنده میشوم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان فردا زنده میشوم: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: نرگس نجمی
تعداد صفحات رمان: ۱۰۷۸ صفحه

دانلود رمان فردا زنده میشوم

خلاصه داستان: وارد باغ بزرگ که بشید دختری رو می بینید که با موهای گندمی و چشم های یشمی روی درخت نشسته.
خورشید دختری از جنس سادگی، پای حرف هاش بشینید برای شما میگه که پا به زندگی بهمن می ذاره.
بهمن هم با هزار و یک دلیل که عشق به خورشید هیچ جایی در آن نداره با او ازدواج می کنه.
اما خورشید هیچ‌ نصیبی از زندگی نداره جز رانده شدن و میره، همراهش برید تا خودش رو بسازه، تبدیل بشه به کسی که روزی بتونه برگرده، روزی که بتونه در مقابل تمام ظلم های اولین مرد زندگیش بایسته و حقش رو بگیره…
قسمتی از رمان فردا زنده میشوم
ساعت از سه نیمه شب گذشته بود، بلیطم برای ساعت پنج صبح بود و من‬ هنوز توان خارج شدن از اتاقی که سال هاست در آن زندانی بودم را نداشتم.

(بیشتر…)

دانلود رمان رکسانا نوشته م.مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان رکسانا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان رکسانا: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: م.مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۴۵۵ صفحه

دانلود رمان رکسانا

خلاصه داستان: داستان این رمان مانند اکثر داستان های نویسنده م.مودب پور با حضور دو نقش اصلی آغاز می شود که یکی شوخ و بذله گو و دیگری غمگین و ساکت است.
داستان از آنجا آغاز می شود که این دو نفر می فهمند عمه ای دارند و در سیر اتفاقات با دختری به نام رکسانا آشنا می شوند و ادامه ماجرا…
قسمتی از رمان رکسانا
با پسر عموم تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت می کردیم.
من رانندگی می کردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که آروم آروم می رفتیم جلو با همدیگه حرف می زدیم.
پدر من و مانی دو تا برادر بودن که همیشه با همدیگه زندگی کردن.
همیشه ام با همدیگه شریک بودن.

(بیشتر…)

دانلود رمان لالایی بیداری نوشته آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان لالایی بیداری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان لالایی بیداری: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان: ۳۷۲ صفحه

دانلود رمان لالایی بیداری

خلاصه داستان: داستان رمان در مورد یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله.
خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن.
اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن.
اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته.
و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان ۱۰ واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه…
قسمتی از رمان لالایی بیداری
صدای تق تق کفشم رو سنگ سرد پله تو فضا پیچید.
مثل یه ریتم، مثل ضربان قلبم… همیشگی شده بود.
تق.. تق… تق….
حتی تعدادشم حفظ بودم.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212