دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان عادت می کنیم به قلم زویا پیرزاد با لینک مستقیم

دانلود رمان عادت می کنیم نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عادت می کنیم: اجتماعی
نویسنده رمان: زویا پیرزاد
تعداد صفحات رمان ۱۶۹ صفحه

دانلود رمان عادت می کنیم

خلاصه رمان : رمان عادت می‌کنیم نوشته‌ی زویا پیرزاد روایتگر داستان زندگی سه زن از سه نسل متفاوت است که هر کدام درگیر مسائل و خواسته‌‌های نسل خود هستند.
زویا پیرزاد نویسنده و داستان‌ نویس ارمنی‌ تبار معاصر در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد در همان‌ جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و اکنون ساکن آلمان است.
مهم‌ترین ویژگی داستانی که پیرزاد روایت می‌کند، پرداخت مناسب شخصیت‌ هایی است که هر روزه احتمالا با آن‌ ها سروکار داریم.
توصیف جزئیات و دقیق شدن در رفتار و موقعیت‌ها وحتی مکان‌ها عاملی است که بیش از هر چیز در این داستان به چشم می‌خورد و شاید همین توصیفات دقیق از جزئیات حوادث و پدیده‌ها است که خواننده را در‌گیر خود می‌کند و صورتی ملموس به داستان می‌بخشد، به طوری که خواننده احساس می‌کند از نزدیک شاهد حوادث یک زندگی عادی است…

(بیشتر…)

دانلود رمان حسرت به قلم رهایش با لینک مستقیم

دانلود رمان حسرت با فرمت pdf، apk، epub، jar
موضوع رمان حسرت: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: رهایش
تعداد صفحات رمان ۲۸۹ صفحه

رمان حسرت

خلاصه رمان : عشق کهنه و پنهان کاوه بعد گذشت چند سال از مخفی ماندنش رو می شود.
و این اتفاق هم زمان می شود با رو شدن واقعیات دیگه ای از گذشته…
قسمتی از متن رمان حسرت
تموم روز سگ دو زده بودم تا داروهای مامان رو پیدا کنم اما نتونسته بودم.
کلافه و خسته و ناامید و گرسنه و یخ زده و داغون داشتم بر می گشتم خونه که موبایلم زنگ خورد.
کیان بود، با دست های سر شده از سرما دکمه موبایل رو فشردم و هنوز الو نگفته صدای عصبانیش گوشم رو کر کرد!
_کاوه من دیگه هیچ نسبتی با تو ندارم!
نه رفیقتم و نه پسرعموت! خجالت نمی کشی واقعاً؟!
وقتی دید حرفی نمی زنم گفت:
لال مردی؟ !الو؟!
_شما؟
_منو نمی شناسی آره؟!
_خودت گفتی با من نسبتی نداری.
_کاوه میام از تو تلفن…
_چیزی شده زنگ زدی کیان؟

(بیشتر…)

دانلود رمان زندگی زناشویی به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی زناشویی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زندگی زناشویی: عاشقانه
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۳۲۶ صفحه

دانلود رمان زندگی زناشویی

خلاصه رمان : نورسا دختر جوانی هست که بنا بر دلایلی در سن کودکی به عقد پسر عموی خود در می آید.
مسئول و ولی تام نورسا، پسر عمویش آریان می شود.
آریان از نورسا مانند خواهر کوچکتر خودش مراقبت می کند.
تا اینکه به مرور زمان عاشق نورسای نوجوان می شود.
و این عشق آغاز فصلی جدید و هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی برای هر یک از این دو نفر در دو وادی جداگانه بود تا اینکه نورسا…
قسمتی از متن رمان زندگی زناشویی
با اون صدای نکره اش برای صدمین بار داد زد:
_صاف راه برو.
با حرص و عصبانیت و خشم کفش پاشنه بلندم رو در آوردم و پرت کردم طرفش…
جا خالی نداده بود خورده بود وسط ملاج بی مغزش و با حرص جیغ زدم:
_سر من داد نزن معلم دو زاری فهمیدی؟

(بیشتر…)

دانلود رمان زیبای مغرور به قلم الهام کامیاب با لینک مستقیم

دانلود رمان زیبای مغرور با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زیبای مغرور: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: الهام کامیاب
تعداد صفحات رمان ۲۶۷ صفحه

دانلود رمان زیبای مغرور

خلاصه رمان : نمی دونه ﭼﯽ در اﻧﺘﻈﺎرشه و ﺳﺮﺳﺨﺘﺎنه داره ﺑﺎ روزﮔﺎر ﺑﺮای ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮدن ﺧﻮدش و ﺧﻮاھﺮش دﺳﺖ و پنجه ﻧﺮم می کنه…
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ طﻮری ﺑﺮاش رﻗﻢ زده که می تونه ﺑﺮاش ﻋﺎﻟﯽ و ﻓﻮق اﻟﻌﺎده و ھﻢ زﻣﺎن ﺗﻠﺦ و ﻧﺎاﻣﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎشه…
اﺗﻔﺎﻗﯽ که ﺑﺮاش ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺎد می تونه آرزوی ھﺮ دﺧﺘﺮی ﺑﺎشه اﻣﺎ ﺑﺮای اون…
نمی دوﻧﻢ…
قسمتی از متن رمان زیبای مغرور
ﻣﻦ ﻣﻠﻮرین هستم… ﻣﻠﻮرﯾﻦ راﺷﺪ…
دﺧﺘﺮی ﻣﺤﮑﻢ و ﻗﻮی…
ﻣﻦ ﮐﺴﯽ هستم که از دﻧﯿﺎ ھﯿﭽﯽ ﻧﺪﯾﺪم و همه ی ﺳﮭﻤﻢ از دﻧﯿﺎ یک ﭘﺪر معتاد، یک ﻣﺎدر ﻧﺎﺗﻨﯽ و یک ﺧﻮاھﺮ ﻧﺎﺗﻨﯽ به اﺳﻢ ﻧﻔﺲ…
که واقعا ﺑﺮام مثل ﻧﻔﺲ می مونه…
ﺳﺨﺘﯽ هایی که ﮐﺸﯿﺪم از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻟﯽ و ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﻢ و ﻣﺴﺘﻘﻞ…

(بیشتر…)

دانلود رمان من شیطون نیستم به قلم کیمیا سوار با لینک مستقیم

دانلود رمان من شیطون نیستم با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان من شیطون نیستم: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: کیمیا سوار
تعداد صفحات رمان ۷۰۰ صفحه

دانلود رمان من شیطون نیستم

خلاصه رمان : حنا فرزند طلاق  است و نه پدرش اون رو می خواد و نه مادرش…
از قضا وارد خانه مردی می شود که از همسر اولش خیانت دیده است.
طلا با او ازدواج می کند، اما فقط برای نیازشون: یکی داشتن پناهگاه و دیگری جایگزینی برای عشق سابقش!…
قسمتی از متن رمان من شیطون نیستم
“حنا”
با صدای زنگ ساعت وحشت زده از خواب پریدم.
چشم هام که به عقربه های ساعت افتاد، چهار تا شد.
لعنتی خواب مونده بودم، ساعت هشت امتحان داشتم و الان ساعت هفت و نیم بود و من خنگ یادم رفته بود ساعت رو یکم زودتر تنظیم کنم.
گوشیمو پرت کردم رو تخت و پریدم جلوی میز آرایشی، یه کرم ضد آفتاب زدم و جلوی موهام رو سرسری شونه کشیدم و از پشت محکم بستمشون.

(بیشتر…)