دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان آنتی عشق نوشته خورشید و سامان شهریور با لینک مستقیم

دانلود رمان آنتی عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آنتی عشق: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
نویسنده رمان: خورشید و سامان شهریور
تعداد صفحات رمان: ۳۷۳ صفحه

دانلود رمان آنتی عشق

خلاصه داستان: داستان رمان آنتی عشق در مورد زندگی دختر و پسری است که مثل هم هستن.
هردو دوست دارن واسه خودشون تصمیم بگیرن و مستقل باشن.
با این تفاوت که هامین پسر داستان ۱۲ ساله خارج از ایران زندگی می کنه و بعد از سال ها می خواد دوباره برگرده.
اتفاقاتی میفته که زندگیه میشا دختر داستان و هامین پسر داستان به هم ربط پیدا می کنه و…
قسمتی از رمان آنتی عشق
یه نگاهی به قیافه ی خسته ی بچه ها انداختم.
دستامو بهم کوبیدم و گفتم: ( تمام شدن تمرین)…
همچین با ذوق ایستادن و نگام کردن که انگار دنیا رو بهشون داده بودم.
خندم گرفت اما هوس یه نمه کرم ریزی داشتم.
ولی باز دلم سوخت و گذاشتم برای یه وقت دیگه.

(بیشتر…)

دانلود رمان همسایه من نوشته شایسته بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان همسایه من با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همسایه من: عاشقانه ، اجتماعی ، طنز ، کل کلی
نویسنده رمان: شایسته بانو
تعداد صفحات رمان: ۴۳۵ صفحه

دانلود رمان همسایه من

خلاصه داستان: دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه.
و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندی هاش بچشه…
قسمتی از رمان همسایه من
طرفای ده صبح بود که با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پاشدم.
یک کش و قوسی به بدنم دادم و زنگ و قطع کردم دیدم ۱۲ تا sms دارم یک نگاه به عکس خودم و محمد که روی پاتختی بود انداختم.
پیش خودم گفتم حتما باز دیشب دلش برام تگ شده.
آخه از بعد از نامزدیمون هر وقت دلتنگ میشد شبا که میخوابیدم واسم از دلتنگیاشو آیندمون مینوشت و sms میزد تا بقول خودش هر وقت صبح پاشدم با خوندنشون انرژی بگیرم.

(بیشتر…)

دانلود رمان افسونگر نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگر: عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۵۵ صفحه

دانلود رمان افسونگر

خلاصه داستان: تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد.
و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم. یکی پس از دیگری…
افسون نخواست افسونگر باشد، افسونگرش کردند… 
قسمتی از رمان افسونگر
آب دهنم رو تند تند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام برداره.
من موندم چرا خسته نمی شه!
همینطور هر صبح تا شب و هر شب تا صبح توی گلوی من جا خوش کرده!
می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بشکنه ولی بازم از رو نمی ره. صدای داد بلند شد:
– امیلی… مُردی؟
سریع خم شدم و در کابینت درب و داغون رو باز کردم.
خدایا از این خونه متنفرم، همه جاش پر از سوسک و کثافته.

(بیشتر…)

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی نوشته آلا و سوگند با لینک مستقیم

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان دنیاتم و دنیامی: طنز ، عاشقانه ، کلکلی
رمان دنیاتم و دنیامی نوشته: آلا و سوگند

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

خلاصه داستان: یه دختر خوشگل و شیطون البته کمی خنگ که با دوستاش تو پایین شهر زندگی میکنه طی اتفاقاتی مجبور میشه کار کنه اما کجااااااا…!!!
قسمتی از رمان دنیاتم و دنیامی
وایییییی مامااااان مردم ای خدا چی میشـــد مثل بچه پول دارا یه ماشــین لباسشویی داشتیم این لباسارو میشست.
نیلو: کم غر بزن الان این کلثوم ننه مرده میاد میگه آب رو ببند.
_ وووف باشه بابا.
کلثوم: آب و ببندین پول اجاررو درست حسابی نمیدین یه سره هم آب و استفاد میکنین پتیاره ها.
_ زنیکه عین جن میمونه تا اسمش میاد ظاهر میشه.
نیلو: باشه الان تموم میشه.
ســاغر: بچه ها ســریع بشــورین کلی از ســبزی ها هنوز آماده نشــده شــب باید تحویلشون بدیم.
_ باشه.
بعد از این که لباسارو شستیم کاملا آویزون رفتیم سمت خونه، خونه که نه قوطی کبریت البته خدارو شکر که یه سقفی بالا سرمون هست.

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق به سبک من نوشته فاطمه علیدوستی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق به سبک من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عشق به سبک من: پلیسی ، عاشقانه ، کلکلی
رمان عشق به سبک من نوشته: فاطمه علیدوستی

دانلود رمان عشق به سبک من

خلاصه داستان: یه پسر مغرور اخلاقش و یه دختر شیطون کنجکاو حالا اگه اون پسر مغرور جناب سروان باشه و اون دختر شیطون جناب ستوان با هم ماموریت برن تو ماموریت چه اتفاقاتی میوفته…
قسمتی از رمان عشق به سبک من
ریما: سوزان من میترسم بیخیال شو بیا برگردیم!؟
شمیم: سوزان خواهش میکنم بیا برگردیم هنوز دیر نشده؟
_ بچه ها خواهشا تمومش کنید من باید برم.
شمیم: لجباز یه دنده اصلا نمیخوام بیاید خودم میرم.
ریما: حالا چه سریع بهش بر میخوره! بریم به ساعت ماشین نگاه کردم شب بود.
شمیم: اگه فقط یه درصد احتمال بدیم تو اون کلبه، تو، اون کلبه عباس جنی باشه میدونی چه بلای سرمون میاد؟؟ میفهمی؟؟؟
ریما: واااااای خدا من آرزو دارم.
با ترس رو به من گفت: سوزان نکنه، نکنه ما هم مثل اون چند نفر که اومدن اینجا ناپدید بشیم.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 3123