دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان مدلینگ به قلم پ.زرین با لینک مستقیم

دانلود رمان مدلینگ نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان مدلینگ: اجتماعی ، معمایی ، پلیسی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: پ.زرین
تعداد صفحات رمان ۴۷۵ صفحه

رمان مدلینگ

خلاصه رمان : زیبایی معنایی بصری است که یک مشخه قابل لمس است.
جالب است که ما هیچ کدام عقل هایمان چشم ندارد که اگر داشت زیبایی معنای دیگری پیدا می کرد.
یک طاووس…
یک طاووس نر زیبا و وحشی که چشم هر ببنیده ایی جز من رو محصور خودش می کرد…
این منی که هیچ گاه مدهوش این زیبایی نشدم سرنوشت مجبورم می کند در مسیری هم گام او شوم…
قسمتی از متن رمان مدلینگ
سوگند‬: ای وای دیرم شد. حالا چه کار کنم؟
وای خدا همش پنج دقیقه وقت دارم.‬
‫خدا کنه استاد دیر برسه، دیر بیاد سر کلاس.
وای نه… خدا کنه اصلا نیاد سر کلاس…
یا‬ خدا خودت کمکم کن. روز اول با تعریفی که از استاد شنیدم، مطمئنم که رام نمیده سر‬ کلاس.‬
‫این دختری که داره بدو بدو می کنه که به کلاسش برسه، منم… سوگند پارسی.

(بیشتر…)

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق به قلم فاطمه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان از گروگانگیری تا عشق: عاشقانه ، طنز ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان ۳۴۱ صفحه

رمان از گروگانگیری

خلاصه رمان : این رمان برگرفته از زندگی دختر شاد و خنده رویی هست که در  یک خانواده ی سه نفره زندگی می کند.
او فرزند آخر خانوادشون هست و دختر یکی یکدونه ی مامان باباش…
توی این رمان بنا به دلایلی که بعدا خودتون می فهمید از یک نفر متنفر می شود و عاشق یک نفر دیگه می شود.
ولی از هیچ کدوم هیچ خیری نمی بینه.
دختر می فهمه عاشق کسی هستش که زندگیش رو تغیر داده.
اسم این دختر رها است که تو هر شرایطی شاد و خنده از صورتش محو نمیشه اگر چه در دلش غم هایی هم هست.
ولی اون خیلی تودار و محکمه و مشکلات و ناراحتی هاش رو بروز نمیده…
در این رمان رهای داستان توسط عده ای قـاچـاقـچـی ربوده میشه و…

(بیشتر…)

دانلود رمان افسونگر نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگر: عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۵۵ صفحه

دانلود رمان افسونگر

خلاصه داستان: تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد.
و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم. یکی پس از دیگری…
افسون نخواست افسونگر باشد، افسونگرش کردند… 
قسمتی از رمان افسونگر
آب دهنم رو تند تند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام برداره.
من موندم چرا خسته نمی شه!
همینطور هر صبح تا شب و هر شب تا صبح توی گلوی من جا خوش کرده!
می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بشکنه ولی بازم از رو نمی ره. صدای داد بلند شد:
– امیلی… مُردی؟
سریع خم شدم و در کابینت درب و داغون رو باز کردم.
خدایا از این خونه متنفرم، همه جاش پر از سوسک و کثافته.

(بیشتر…)

دانلود رمان گناهکار نوشته fereshteh27 با لینک مستقیم

دانلود رمان گناهکار با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان گناهکار: هیجانی ، اجتماعی ، عاشقانه
رمان گناهکار نوشته: fereshteh27
تعداد صفحات رمان: ۹۷۴ صفحه

دانلود رمان گناهکار

خلاصه داستان: زندگیم رو پر از سیاهی کردم. پر از نفرت و تاریکی.
فقط به خاطر همون عذابی که همیشه ازش دَم می زد.
انقدر که برای خودم این واژه ی گناهکار رو تکرار کردم تا تونستم کاری کنم بشه ملکه ی ذهن و روح و قلبم.
او شعارش دوری از گناه بود ولی عملش… یک گناهکار حرفه ای بود.
یه آدم از جنس تاریکی ولی با ظاهری شیشه ای، شکست. بالاخره توانست ظاهر شیشه ای و شکننده اش رو هزار تیکه کنه.
اونوقت بود که ظاهر زشت و پلید گناهانش نمایان شد. و من دیدم، به چشم دیدم.
بزرگترین گناهان اون افراد گناهکار رو دیدم و نفرت رو تو وجودم پرورش دادم.
نفرت همون چیزی که بر قلب سنگی من حکومت می کرد. من…
آرشام… اسمم گناهکار، رسمم تباهکار…

(بیشتر…)

دانلود رمان باغ ممنوعه از پردیس شریعتی با لینک مستقیم

دانلود رمان باغ ممنوعه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان باغ ممنوعه: ترسناک ، ماجراجویی ، هیجانی
رمان باغ ممنوعه نوشته: پردیس شریعتی

دانلود رمان باغ ممنوعه

خلاصه داستان: داستان رمان درمورد دختریه که به باغ رو به روییشون مشکوک می شه.
و از سر شیطنت و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ در بیاره که چرا همیشه در باغ با زنجیر و قفل بسته اس؟
چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟
اصلا داخل این باغ چی هست؟
و کلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق وحشتناکی در حال وقوعه و وقتی میفهمه که دیگه توی دردسر افتاده…
قسمتی از رمان باغ ممنوعه
-آخ جون!
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا.
بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا: خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌

(بیشتر…)