به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان افسونگری از جنس غم نوشته رعنا خزاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگری از جنس غم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگری از جنس غم: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: رعنا خزاعی
تعداد صفحات رمان: ۱۶۲ صفحه

دانلود رمان افسونگری از جنس غم

خلاصه داستان: طناز دختری که دارای سطح اجتماعی و زندگی متوسطی است.
او به پسر همسایه یعنی فرزاد علاقه مند می شود.
آنها با هم عقد می کنند و خیلی هم از یکدیگر راضی بودند.
ولی به دلایلی و به درخواست فرزاد از هم جدا می شوند و…
قسمتی از رمان افسونگری از جنس غم
ساعت پنج بود که رسیدم خونه.
امین و پریناز خونه ما بودن و همه شیک و پیک کرده بودن.
با تعجب پرسیدم:
– مهمونی دعوتیم؟
داداش امین که قیافه پکری داشت بی حوصله جواب داد:
نه ولی چند تا مهمون مزاحم داریم!
من: مامان کیه مهمونمون که داداش انقدر شاکیه از دستش؟!
مامانم یه ذره حرف رو چرخوند و بعد گفت:

(بیشتر…)

دانلود رمان در امتداد حسرت نوشته طیبه امیر جهادی با لینک مستقیم

دانلود رمان در امتداد حسرت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان در امتداد حسرت: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: طیبه امیر جهادی
تعداد صفحات رمان: ۹۰۷ صفحه

دانلود رمان در امتداد حسرت

خلاصه داستان: داستان عشق کهنه و قدیمی و پنهان کاوه بعد از گذشت چند سال از مخفی ماندنش آشکار می شود.
و این اتفاق هم زمان برخورد می کند با آشکار شدن واقعیت های دیگری از گذشته…
قسمتی از رمان در امتداد حسرت
نیمه های شب بود که با مهرداد مهمانی را ترک کرده و بیرون آمدم.
داخل ماشین چون سرم به شدت درد می کرد سرم را به صندلی تکیه داده و چشم هامو بستم که مهرداد پرسید:
چیه یاسی خانوم، چرا بی حوصله ای؟ نکنه از دوستام خوشت نیومد؟
_ نه اتفاقا بچه های خوبی بودن.
یه خورده سرم درد می کنه فقط همین.
چشم هام رو باز کردم و با عصبانیت جواب دادم:
این فضولی ها به تو نیومده و به تو مربوط نیست.

(بیشتر…)

دانلود رمان هزار چم نوشته زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان هزار چم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان هزار چم: عاشقانه ، اجتماعی ، غمگین
نویسنده رمان: زینب ایلخانی
تعداد صفحات رمان: ۱۰۶۴ صفحه

رمان هزار چم

خلاصه داستان: تاریخ، همیشه بى رحم بوده است…
براى همین از زنگ کلاس درس تاریخ خوشم نمیامد…
اما چند سالى است گیر کرده ام زیر سنگینى کتاب قطور تاریخ زندگى ام…
فصل هایش، وای از فصل هایش!
فصل هاى این کتاب، تکرار مهر و آبان و آذر بود…
فروردینش هیچ وقت نرسید و همیشه زرد بود…
نه اشتباه نکنید!
از مهر و آبان و آذر هاى آن سال ها نمی گویم.
از پاییزى که شما می شناسید، نمی گویم…
درست مثل همین پاییز هاى جدید! همین ها که نه باران دارد و نه…
نه اسمش هوای دو نفره است!
پاییز انفرادى…
قسمتی از رمان هزار چم
راننده از ماشینش پیاده شده است و فریاد می‌کشد.
_ چالوس! چالوس! آقا چالوس؟ خانم چالوس؟
چند لحظه نگاهش می کنم.
انگار هنوز خودم هم باورم نشده است چه تصمیمى گرفته ام!

(بیشتر…)

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

(بیشتر…)

دانلود رمان زهر تاوان نوشته پگاه رستمی فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان زهر تاوان با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان زهر تاوان: غمگین ، رازآلود
نویسنده رمان: پگاه رستمی فرد
تعداد صفحات رمان: ۳۱۵ صفحه

دانلود رمان زهر تاوان

خلاصه داستان: عصیانگری که آمده تا قصاص کند.
تا به جبران آتشی که بر جانش افتاده زندگی دیگران را بسوزاند و بخشکاند.
آمده تا با افسونگری جام زهر را در کام دشمنانش بریزد…
قسمتی از رمان زهر تاوان
به تصویر خودم در آینه خیره می شوم.
موهام رو که یک طرف صورتم ریخته کنار می زنم. این طوری …
یک دست به سر و صورتم می کشم، لباس هامو عوض می کنم و درست مثل یک پرنسس از اتاق خارج می شوم.
آرام و با لبخندی که از صبح روی صورتم نقش بسته، خرامان خرامان به سمت پله ها می روم.
من دکتر جلوه کاویانی خوب بلدم چطور حرف بزنم که مخاطبم محو صحبت کردنم شود.
من خوب بلدم چطور بنشینم، بلند شوم، نگاه کنم، لباس بپوشم و…

(بیشتر…)