دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز تارنمای اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان سیمرغ نوشته مدیا خجسته با لینک مستقیم

دانلود رمان سیمرغ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سیمرغ: عاشقانه ، غمگین ، اجتماعی
نویسنده رمان: مدیا خجسته
تعداد صفحات رمان: ۵۹۸ صفحه

دانلود رمان سیمرغ

خلاصه داستان: نیلوفر بهرامی دختری ساده ولی خود ساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده جدیدی بسازه.
آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه!
به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگی در آن نداره.
غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بد زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم می زنه!
درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ رمان سیمرغ رو رقم می زنه!…
قسمتی از رمان سیمرغ
انگشت سبابم رو روی شیشه ی بخار بسته ی ماشین کشیدم.
چقدر زیبا و خیره کننده بود نقطه ی تلاقیِ این دو درجه ی متضاد!
گرمای انگشتم روی سرمایِ تن یخ بسته ی شیشه به رقص در می اومد.

(بیشتر…)

دانلود رمان تراژدی نوشته Ghostwriter با لینک مستقیم

دانلود رمان تراژدی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان تراژدی: تراژدی ، عاشقانه ، درام ، معمایی ، جنایی
نویسنده رمان: Ghostwriter
تعداد صفحات رمان: ۴۵۲ صفحه

دانلود رمان تراژدی

خلاصه داستان: این رمان، فراز و نشیب های زندگی یک قاتل را شرح می دهد.
زنی که بیشتر دوران عمرش را برای این کار تعلیم دیده، زنی بی رحم و خون ریز که زندگی انسان ها برایش پشیزی ارزش ندارد.
استقلال و آزادی اش همیشه در مرتبه ی اول بوده و هست، و حالا زمانی می رسد که برای به دست آوردن آزادی، دست به خـ یـ ـانـ ـت می زند.
خـ یـ ـانـ ـتـی که پیامدهایش نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی اطرافیانش را هم زیر و رو خواهد کرد.
خـ یـ ـانـ ـتـی که پایان کار را به یک تراژدی بزرگ بدل می سازد.
قسمتی از رمان تراژدی
نگاهم را بالا می آورم، چهره اش به نفرت انگیزی سابق است.
“کارلو دلوکا” با نگاه تهاجمی پر سابقه اش، پا بر پا انداخته و لیوان محبوبش را در دست می چرخاند.

(بیشتر…)

دانلود رمان پروانگی یک پروانه نوشته رز صورتی با لینک مستقیم

دانلود رمان پروانگی یک پروانه با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پروانگی یک پروانه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: رز صورتی
تعداد صفحات رمان: ۳۲۶ صفحه

دانلود رمان پروانگی یک پروانه

“”تمام سروده های توی متن به غیر از شعرهایی که شاعرش مشخص شده، شاعرش خانم رز صورتی است””
خلاصه داستان: کودکی ام را با یک عالمه حرف شروع کردم، یک عالمه حرف که از همان سر مشق ها تحملشان نشد تا به « آ » برسند و از همان اول راه کلاه سرشان رفت.
تمامش را که بگردی، گوشه ایی، یک جایی، لبخندم را بدون نم چشمانم پیدا نمی کنی.
تا بود کوچکی و آخری و رویای کودکانه بود، و چرا رنگ چشم های او سبز و شکوفا بودند، ولی چشم های من نه!
تا آمدم لذتِ ته تغاری بودن رو ببرم، جا ماندم میان راه، نه اولی نه آخری، وسط، و من تا به امروز چقدر از این میانه بودن بدم می آید.

(بیشتر…)

دانلود رمان بخت سیاه پوش من نوشته زینب جوکال با لینک مستقیم

دانلود رمان بخت سیاه پوش من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان بخت سیاه پوش من: اجتماعی ، تراژدی
رمان بخت سیاه پوش من نوشته: زینب جوکال
طراح جلد: فادیا ام زد

دانلود رمان بخت سیاه پوش من

خلاصه داستان: نمی‌دانم ازدواج اجباری مرا بیشتر زجر می‌دهد یا بدبخت شدنم که از بدو تولدم سیاه بخت بودم.
سخت است پذیرفتن چیزهایی که نمی‌خواهی در زندگی‌ات داشته باشی و مجبور به بودنشان در زندگی نکبت‌بارت شوی!
دشوارتر از این همه، عادت کردن به زخم‌هایی است که با تمام تلاشت با آن‌ها کنار آمدی و به وجود آن‌ها عادت کرده‌ای ولی بعد از دلبستگی به زخم‌های کهنه…
**سلام خواننده‌های گرامی، قبل از شروع رمان باید چند مورد رو براتون توضیح بدم.
اول از همه اینکه این رمان از نامش و همچنین ژانرش مشخصه چه چیزی رو می‌خواد روایت کنه.
پس من از کسانی که به رمان‌های عاشقانه، کل کلی، فانتزی یا طنز علاقه مند هستن؛ خواهشمندم این رمان رو مطالعه نکنند.

(بیشتر…)

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه نوشته هستی کیانی با لینک مستقیم

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه: معمایی ، عاشقانه ، پلیسی ، جنایی ، غمگین
رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه نوشته: هستی کیانی

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه

خلاصه داستان: این داستان، حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند، بزرگ میشوند، قامت بلند می کنند.
از کودکی چند ماهه می شوند مردی ۵۰ ساله که ریش سفید کرده و پیراهن به پیراهن پاره کرده است.
اما آنها خیلی چیز ها را نمی دادند…
آنها نمی دانند که ”بخشیدن” وظیفه نیست.
بلکه لطفیست که هرکسی لیاقتش را ندارد!
آنها نمی دانند که زمان مرحمی بر روی زخم ها نیست.
بلکه سرپوشی برای پنهان کردن دردها از نگاه های درنده و کنجکاو مردم است!
آنها نمی دانند چه درد بدیست که تمام دارو ندارت را بدهی پای چیزی که دراین دنیا طاقت و دوامی ندارد!

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212