دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان در امتداد حسرت نوشته طیبه امیر جهادی با لینک مستقیم

دانلود رمان در امتداد حسرت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان در امتداد حسرت: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: طیبه امیر جهادی
تعداد صفحات رمان: ۹۰۷ صفحه

دانلود رمان در امتداد حسرت

خلاصه داستان: داستان عشق کهنه و قدیمی و پنهان کاوه بعد از گذشت چند سال از مخفی ماندنش آشکار می شود.
و این اتفاق هم زمان برخورد می کند با آشکار شدن واقعیت های دیگری از گذشته…
قسمتی از رمان در امتداد حسرت
نیمه های شب بود که با مهرداد مهمانی را ترک کرده و بیرون آمدم.
داخل ماشین چون سرم به شدت درد می کرد سرم را به صندلی تکیه داده و چشم هامو بستم که مهرداد پرسید:
چیه یاسی خانوم، چرا بی حوصله ای؟ نکنه از دوستام خوشت نیومد؟
_ نه اتفاقا بچه های خوبی بودن.
یه خورده سرم درد می کنه فقط همین.
چشم هام رو باز کردم و با عصبانیت جواب دادم:
این فضولی ها به تو نیومده و به تو مربوط نیست.

(بیشتر…)

دانلود رمان هزار چم نوشته زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان هزار چم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان هزار چم: عاشقانه ، اجتماعی ، غمگین
نویسنده رمان: زینب ایلخانی
تعداد صفحات رمان: ۱۴۰۹ صفحه

دانلود رمان هزار چم

خلاصه داستان: تاریخ، همیشه بى رحم بوده است…
براى همین از زنگ کلاس درس تاریخ خوشم نمیامد…
اما چند سالى است گیر کرده ام زیر سنگینى کتاب قطور تاریخ زندگى ام…
فصل هایش، وای از فصل هایش!
فصل هاى این کتاب، تکرار مهر و آبان و آذر بود…
فروردینش هیچ وقت نرسید و همیشه زرد بود…
نه اشتباه نکنید!
از مهر و آبان و آذر هاى آن سال ها نمی گویم.
از پاییزى که شما می شناسید، نمی گویم…
درست مثل همین پاییز هاى جدید! همین ها که نه باران دارد و نه…
نه اسمش هوای دو نفره است!
پاییز انفرادى…
قسمتی از رمان هزار چم
راننده از ماشینش پیاده شده است و فریاد می‌کشد.
_ چالوس! چالوس! آقا چالوس؟ خانم چالوس؟
چند لحظه نگاهش می کنم.
انگار هنوز خودم هم باورم نشده است چه تصمیمى گرفته ام!

(بیشتر…)

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

(بیشتر…)

دانلود رمان زهر تاوان نوشته پگاه رستمی فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان زهر تاوان با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان زهر تاوان: غمگین ، رازآلود
نویسنده رمان: پگاه رستمی فرد
تعداد صفحات رمان: ۳۱۵ صفحه

دانلود رمان زهر تاوان

خلاصه داستان: عصیانگری که آمده تا قصاص کند.
تا به جبران آتشی که بر جانش افتاده زندگی دیگران را بسوزاند و بخشکاند.
آمده تا با افسونگری جام زهر را در کام دشمنانش بریزد…
قسمتی از رمان زهر تاوان
به تصویر خودم در آینه خیره می شوم.
موهام رو که یک طرف صورتم ریخته کنار می زنم. این طوری …
یک دست به سر و صورتم می کشم، لباس هامو عوض می کنم و درست مثل یک پرنسس از اتاق خارج می شوم.
آرام و با لبخندی که از صبح روی صورتم نقش بسته، خرامان خرامان به سمت پله ها می روم.
من دکتر جلوه کاویانی خوب بلدم چطور حرف بزنم که مخاطبم محو صحبت کردنم شود.
من خوب بلدم چطور بنشینم، بلند شوم، نگاه کنم، لباس بپوشم و…

(بیشتر…)

دانلود رمان سیمرغ نوشته مدیا خجسته با لینک مستقیم

دانلود رمان سیمرغ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سیمرغ: عاشقانه ، غمگین ، اجتماعی
نویسنده رمان: مدیا خجسته
تعداد صفحات رمان: ۵۹۸ صفحه

دانلود رمان سیمرغ

خلاصه داستان: نیلوفر بهرامی دختری ساده ولی خود ساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده جدیدی بسازه.
آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه!
به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگی در آن نداره.
غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بد زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم می زنه!
درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ رمان سیمرغ رو رقم می زنه!…
قسمتی از رمان سیمرغ
انگشت سبابم رو روی شیشه ی بخار بسته ی ماشین کشیدم.
چقدر زیبا و خیره کننده بود نقطه ی تلاقیِ این دو درجه ی متضاد!
گرمای انگشتم روی سرمایِ تن یخ بسته ی شیشه به رقص در می اومد.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212