دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان شکیبا باش از نویسنده گیسوی پاییز با لینک مستقیم

دانلود رمان شکیبا باش نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شکیبا باش: عاشقانه
نویسنده رمان: گیسوی پاییز
تعداد صفحات رمان ۵۱۰ صفحه

رمان شکیبا باش

خلاصه رمان : نمی دونم چی شد…
نفهمیدیم چرا زمین لرزید… قضا بود یا قدر…
ولی هر چیزی که بود زندگی من رو کامل ویران کرد و از من، یک آدم دیگر ساخت.
شکیبایی دیگر…
من دوباره از نو ساخته شدم، دوباره عاشق شدم، عشقی که در من طنین انداز تپش های قلب دیگری بود، کسی که ساده در میان سطور زندگیم رسوخ کرد.
کسی که من محو در چشم هایش شدم، چشم هایی که تمسخر می کرد تمام عاشقانه هایم را…
و من صبورانه به مانند اسمم، شکیبا وار برای او زندگی کردم…
قسمتی از متن رمان شکیبا باش
از کنارش گذشتم و راه افتادم سمت خانه، جلوی درب ورودی خانه که رسیدم نفسی تازه کردم و بعد کلید انداختم و در رو باز کردم.
حیاط آپارتمان مثل همیشه ساکت بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان لبخند خورشید از نویسنده عاطفه منجزی با لینک مستقیم

دانلود رمان لبخند خورشید برای پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان لبخند خورشید: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: عاطفه منجزی
تعداد صفحات رمان ۴۲۲ صفحه

رمان لبخند خورشید

خلاصه رمان : مهتاب خبرنگار است، ولی عواطف بسیار زیاد و انسان دوستانه اش او را همیشه درگیر کمک به افراد نیازمند کرده است.
به همین دلیل برای کمک به زینب و فرزند خردسالش که به شدت مورد آزار و اذیت شوهرش قرار دارند، سیاوش با سماجت آریا زند که یک وکیل زبده ولی مخالف با زنان است را وادار می کند که از او دفاع کند و برای نجات زینب قرار می شود که…
قسمتی از متن رمان لبخند خورشید
_وای نه، نه… خاموش نشو، وااای… نه!
محکم کوبید روی فرمان و با حرص گفت:
_لگن بی خاصیت، همیشه سر بزنگاه قالم می ذاره!
پیاده شد و کاپوت ماشین را بالا زد.
سرش را برد پایین و در تاریکی شب زل زد به دل و روده ی روغنی و دود گرفته ی ماشین.

(بیشتر…)

دانلود رمان عسل از نویسنده مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان عسل نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عسل: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان ۵۱۵ صفحه

رمان عسل

خلاصه رمان : عسل، دختری هفده ساله است که بعد از سال ها تحمل مشکلات خانوادگی حالا باید شاهد جدایی و طلاق پدر و مادرش باشد و باید زندگی بدون مادر را تحمل کند…
قسمتی از متن رمان عسل
همیشه از زمانی که خیلی کوچک بودم دلم می خواست خاطرات روزانه ام را ثبت کنم.
اما هرگز در این کار مصمم نبودم، به گمانم این بار بتوانم این تصمیم را عملی سازم.
امروز روز اول مهر است و روز تولد من…
به راستی کسی جز من می داند که امروز هفده ساله می شوم!
پدر روی مبل لم داده و با چشمانی غمگین به مادرم خیره شده است و مادر با لبخندی که حاکی از رضایت اوست در اتاق ها می چرخد تا مبادا چیزی را برای بردن فراموش کرده باشد و من… آخ! که چقدر غمگینم.

(بیشتر…)

دانلود رمان ساحل آرامش به قلم منیر مهریزی مقدم با لینک مستقیم

دانلود رمان ساحل آرامش نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ساحل آرامش: عاشقانه
نویسنده رمان: منیر مهریزی مقدم
تعداد صفحات رمان ۲۶۵ صفحه

رمان ساحل آرامش

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری است که در ابتدای نوجوانی با یک پسر نامناسب آشنا می شود.
اما از بخت و اقبال خوبی که دختر داشت اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود سریع به اشتباه خود پی ببرد.
او سعی می کند اشتباه خود را جبران کند و سخت مشغول درس خواندن و ادامه ی تحصیل می شود…
قسمتی از متن رمان ساحل آرامش
پاهایم از فشار کفش ها درد می کرد.
همان طور که به روی صندلی نشسته بودم کفشم را در آوردم.
با هوا خوردن به پایم خود هم نفس عمیقی کشیدم.
مامان دست به زانویش گرفت و بلند شد. خطاب به من گفت:
_پاشو مادر. باید برای جمع و جور کردن این همه ریخت و پاش از یک جایی شروع کنیم.

(بیشتر…)

دانلود رمان سکوت عاشقی از نویسنده مریم پیروند با لینک مستقیم

دانلود رمان سکوت عاشقی برای پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سکوت عاشقی: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم پیروند
تعداد صفحات رمان ۹۳۹ صفحه

رمان سکوت عاشقی

خلاصه رمان : آتیه دختری که طبق سنت مجبور است با پسر عموی خود آراد ازدواج کند.
اما هر دو هیچ علاقه ای به یکدیگر ندارند.
ولی امیرعلی برادر بزرگ آراد بسیار زیاد آتیه را دوست دارد.
امیرعلی مجبور است بنا به دلایلی سکوت کند و حرفی از علاقه اش نسبت به نشان کرده ی برادرش نزند.
اما سکوتش را یک روزی می شکند که آن وقت…
قسمتی از متن رمان سکوت عاشقی
آراد: حاجی من چه جوری بگم نمی خوام بابا جان، نمی خوام با آتیه ازدواج کنم.
حاج صادق: نمی شه چند بار بگم رسم و رسومه، تو چرا نمی خوای بفهمی؟ این حرف مال خیلی سال پیش بوده، حرف ها رو بزرگترها زدن نمی شه این وصلت سر نگیره.
حالا تو هی بگو نمی خوام و نمی تونم و نمی شه، ولی من میگم تو باید با آتیه ازدواج کنی.

(بیشتر…)