دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان قصه دلدادگی نوشته پریسا اسدی با لینک مستقیم

دانلود رمان قصه دلدادگی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان قصه دلدادگی: عاشقانه ، پلیسی ، طنز
نویسنده رمان: پریسا اسدی
تعداد صفحات رمان: ۲۹۱ صفحه

دانلود رمان قصه دلدادگی

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختریه که به دلایلی مجبور میشه به خونه خاله دامادشون بره.
از قضا نوه خاله دامادشون هم برای کاری از خارج کشور به ایران میاد.
در ادامه اتفاقاتی براشون میفته که خوندنش خالی از لطف نیست…
قسمتی از رمان قصه دلدادگی
وسایلم رو توی دستم گرفتم و به سنگینیش توجه‌ای نکردم.
از ترمینال تا اینجا با فکرای جور واجوری که توی سرم بود دست و پنجه نرم کردم.
آخه چرا من؟ مگه نمی‌شد من رو هم با خودشون ببرن؟!
می‌دونم توی زندگی خواهرم اضافی بودم.
اون بیچاره چه گناهی کرده بود که باید منِ بی‌پناه رو توی خونه‌اش نگه می‌داشت؟
خودش هم ناراحت بود که من نمی‌تونم باهاشون برم.
آقا صدرا، شوهر خواهرم هر کاری کرد، اما از شرکتشون قبول نکردن که منم همراهشون به ایتالیا برم.

(بیشتر…)

دانلود رمان آنتی عشق نوشته خورشید و سامان شهریور با لینک مستقیم

دانلود رمان آنتی عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آنتی عشق: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
نویسنده رمان: خورشید و سامان شهریور
تعداد صفحات رمان: ۳۷۳ صفحه

دانلود رمان آنتی عشق

خلاصه داستان: داستان رمان آنتی عشق در مورد زندگی دختر و پسری است که مثل هم هستن.
هردو دوست دارن واسه خودشون تصمیم بگیرن و مستقل باشن.
با این تفاوت که هامین پسر داستان ۱۲ ساله خارج از ایران زندگی می کنه و بعد از سال ها می خواد دوباره برگرده.
اتفاقاتی میفته که زندگیه میشا دختر داستان و هامین پسر داستان به هم ربط پیدا می کنه و…
قسمتی از رمان آنتی عشق
یه نگاهی به قیافه ی خسته ی بچه ها انداختم.
دستامو بهم کوبیدم و گفتم: ( تمام شدن تمرین)…
همچین با ذوق ایستادن و نگام کردن که انگار دنیا رو بهشون داده بودم.
خندم گرفت اما هوس یه نمه کرم ریزی داشتم.
ولی باز دلم سوخت و گذاشتم برای یه وقت دیگه.

(بیشتر…)

دانلود رمان همسایه من نوشته شایسته بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان همسایه من با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همسایه من: عاشقانه ، اجتماعی ، طنز ، کل کلی
نویسنده رمان: شایسته بانو
تعداد صفحات رمان: ۴۳۵ صفحه

دانلود رمان همسایه من

خلاصه داستان: دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه.
و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندی هاش بچشه…
قسمتی از رمان همسایه من
طرفای ده صبح بود که با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پاشدم.
یک کش و قوسی به بدنم دادم و زنگ و قطع کردم دیدم ۱۲ تا sms دارم یک نگاه به عکس خودم و محمد که روی پاتختی بود انداختم.
پیش خودم گفتم حتما باز دیشب دلش برام تگ شده.
آخه از بعد از نامزدیمون هر وقت دلتنگ میشد شبا که میخوابیدم واسم از دلتنگیاشو آیندمون مینوشت و sms میزد تا بقول خودش هر وقت صبح پاشدم با خوندنشون انرژی بگیرم.

(بیشتر…)

دانلود رمان پلیس های دردسر ساز نوشته meli770 با لینک مستقیم

دانلود رمان پلیس های دردسر ساز با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پلیس های دردسر ساز: عاشقانه ، پلیسی ، طنز ، اجتماعی ، جنایی
نویسنده رمان: meli770
تعداد صفحات رمان: ۴۱۳ صفحه

دانلود رمان پلیس های دردسر ساز

خلاصه داستان: آترینا برقعی بعد از چند سال به ایران برمی‌گرده و پیش دو تا برادرهاش زندگی می‌کنه.
توی مدتی که ایران زندگی می کنه با اتفاقاتی روبه‌رو می شه که براش تازگی داره و…
مقدمه رمان پلیس های دردسر ساز
کودک درون من چون، طفلکی در میان آرزوهای من است.
او چه معصوم و چه ساده، خفته است.
او که از من، او که دائم، با من است.
عشق را، در آن دل پاک دیده‌ای؟
او به مانند مَهی در آسمان چون ستاره، چون همان رنگین‌کمان تک نواز ساز زیبای من است.
چون قناری، کز قفس آزاد شد می‌پرد بر بام هر کاشانه‌ای
عقل بر او داد و بیداد می‌کند تو همان کودکِ خامِ خفته‌ای
عقل با او، در کشمکش، در قهر و کین سالیان سال، دعوا می‌کند.

(بیشتر…)

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی نوشته آلا و سوگند با لینک مستقیم

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان دنیاتم و دنیامی: طنز ، عاشقانه ، کلکلی
رمان دنیاتم و دنیامی نوشته: آلا و سوگند

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

خلاصه داستان: یه دختر خوشگل و شیطون البته کمی خنگ که با دوستاش تو پایین شهر زندگی میکنه طی اتفاقاتی مجبور میشه کار کنه اما کجااااااا…!!!
قسمتی از رمان دنیاتم و دنیامی
وایییییی مامااااان مردم ای خدا چی میشـــد مثل بچه پول دارا یه ماشــین لباسشویی داشتیم این لباسارو میشست.
نیلو: کم غر بزن الان این کلثوم ننه مرده میاد میگه آب رو ببند.
_ وووف باشه بابا.
کلثوم: آب و ببندین پول اجاررو درست حسابی نمیدین یه سره هم آب و استفاد میکنین پتیاره ها.
_ زنیکه عین جن میمونه تا اسمش میاد ظاهر میشه.
نیلو: باشه الان تموم میشه.
ســاغر: بچه ها ســریع بشــورین کلی از ســبزی ها هنوز آماده نشــده شــب باید تحویلشون بدیم.
_ باشه.
بعد از این که لباسارو شستیم کاملا آویزون رفتیم سمت خونه، خونه که نه قوطی کبریت البته خدارو شکر که یه سقفی بالا سرمون هست.

(بیشتر…)