دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان دختری که من باشم به قلم نیلوفر۷۲ با لینک مستقیم

دانلود رمان دختری که من باشم پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان دختری که من باشم: عاشقانه ، هم خانه ای ، طنز
نویسنده رمان: نیلوفر۷۲
تعداد صفحات رمان ۵۳۲ صفحه

رمان دختری که من باشم

خلاصه ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختری به نام آوا است.
آوا به دلیل مشکلات زیاد مجبور می شود خودش را به شکل پسرها در آورد.
تا این که یک روز با شخصی به نام مهران آشنا می شود.
مهران ۳۰ ساله و یک پزشک موفق است که هنوز ازدواج نکرده و…
قسمتی از متن رمان دختری که من باشم
من: همین که گفتم! یک بار دیگه اسم زن و ازدواج کردن رو بیارین به جان خودم میرم و دیگه هیچوقت نمیام!
خدا رو شکر دستم به دهانم می رسه که نخوام محتاج پول یا ارثیه یا هر چیز دیگه تون باشم!

(بیشتر…)

دانلود رمان رابطه به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان رابطه پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان رابطه: اجتماعی ، عاشقانه ، طنز ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۴۹۳ صفحه

رمان رابطه

خلاصه ی رمان :
گلابتون زنی ساده است که زندگی او دستخوش انتخاب همسر سابقش شده، با ورود دوست قدیمی همسر سابق وی به زندگی گلابتون همه ی رنج های او تبدیل به خنده و زندگی هدف دار و مملو از آرزو می شود.
گلابتون مسیری جدید در زندگی خود پیدا می کند و زنی امروزی، مستقل و قدرتمند می شود.
همین امر باعث متولد شدن رابطه ای شیرین و پر هیجان و پیش بینی نشده ی وی می شود.
اما همه چیز به اینجا ختم نمی شود، چرا که همیشه اتفاقات زیادی در زندگی ما انسان ها می افتد که انتظارش را نداریم.
همان طور که پس از هر روز آفتابی و گرمی قرار است بارانی تند اما زیبا و خاطره انگیز ببارد.

(بیشتر…)

دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود به قلم آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان هیچکی مثل تو نبود: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان ۷۲۱ صفحه

رمان هیچکی مثل تو نبود

خلاصه رمان : آنا مفخم تنها دختر خانواده و کارشناس ارشد در رشته ی معماری است.
یک دختر شاد که سعی می کند بر طبق خواسته ی پدر و مادرش زندگی کند و آن ها را راضی نگه دارد.
اما چون گاهی وقت ها طرز فکر و نظرات خانواده با او یکی نیست مجبور می شود بعضی از کارهایش را مخفیانه انجام دهد.
اصلی ترین تلاش او این است که به گفته ی مادرش خانم باشد و چقدر سخت می شود خانم بودن با وجود کودک درون فعال و کمی حواس پرتی…
هر تلاشی که آنا برای خانم بودن می کند باعث می شود که اتفاقات جالبی به وجود آورد…
قسمتی از متن رمان هیچکی مثل تو نبود
خمیازه ای کشیدم، چشم هام هنوز بسته است.
کمی چشم هام رو بازشون کردم و به ساعت روی دیوار نگاه کردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا به قلم آنیلا با لینک مستقیم

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان در همسایگی گودزیلا: عاشقانه ، هیجان انگیز ، طنز
نویسنده رمان: آنیلا
تعداد صفحات رمان ۱۰۱۵ صفحه

رمان در همسایگی گودزیلا

خلاصه رمان : یک دختر شیطون به اسم رها شایان، یک پسر شیطون به اسم رادوین رستگار…
هم کلاسی هایی که سایه هم دیگه رو با تیر می زنند.
رها به شدت از رادوین متنفر هست و این تنفر باعث می شود که برای اذیت کردن رادوین نقشه های مختلفی بکشد.
البته این وسط رادوین هم ساکت نمی نشیند و هر کاری می کند تا حرص رها رو در بیاورد.
این نقشه کشیدن ها و اذیت کردن ها و حرص دادن ها باعث می شود که اتفاقای خنده داری بی افتد.
همه چیز خوبه و زندگی به خوبی می گذرد اما به دلیل یک سری از مشکلات، رها مجبور می شود از خانواده اش جدا بشود و در یک جای دیگر زندگی کند.
اما با ورودش به منزل جدید…

(بیشتر…)

دانلود رمان من دختر افسانه ایم به قلم محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان من دختر افسانه ایم نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان من دختر افسانه ایم: عاشقانه ، تخیلی ، طنز
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان ۲۹۳ صفحه

دانلود رمان من دختر افسانه ایم

خلاصه رمان : داستان رمان این بار راجع به یک دختری است که با استفاده از نیروی فوق‌العاده ماورایی اش، می‌تواند تمام موجودات خطرناکی که در سیاره زمین هستند را از بین ببرد!
داستان متفاوتی است مثل داستان میشا دختر خوناشام و …
قسمتی از متن رمان من دختر افسانه ایم
با دو وارد ساختمون شدم و کارتم رو گرفتم جلوی سرباز، نگاهی بهش انداخت و با لحن سردی گفت:
سرباز: این یعنی چی؟
در حالی که هول شده بودم کارتم رو برگردوندم و بهش نگاه انداختم، لعنت به مخت دختره ی کم عقل!
سعی کردم خودم رو ضایع نکنم برای همین با لبخند کارت ملیم رو گذاشتم توی کیفم و کارت ورود رو در آوردم که نگاه بی تفاوتی انداخت و گفت: سرباز: می تونی وارد شی.
لبخند قدر دانی زدم و گفتم:
من: مرسی.

(بیشتر…)