به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق به قلم فاطمه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان از گروگانگیری تا عشق با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان از گروگانگیری تا عشق: عاشقانه ، طنز ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان ۳۴۱ صفحه

رمان از گروگانگیری

خلاصه رمان : این رمان برگرفته از زندگی دختر شاد و خنده رویی هست که در  یک خانواده ی سه نفره زندگی می کند.
او فرزند آخر خانوادشون هست و دختر یکی یکدونه ی مامان باباش…
توی این رمان بنا به دلایلی که بعدا خودتون می فهمید از یک نفر متنفر می شود و عاشق یک نفر دیگه می شود.
ولی از هیچ کدوم هیچ خیری نمی بینه.
دختر می فهمه عاشق کسی هستش که زندگیش رو تغیر داده.
اسم این دختر رها است که تو هر شرایطی شاد و خنده از صورتش محو نمیشه اگر چه در دلش غم هایی هم هست.
ولی اون خیلی تودار و محکمه و مشکلات و ناراحتی هاش رو بروز نمیده…
در این رمان رهای داستان توسط عده ای قـاچـاقـچـی ربوده میشه و…

(بیشتر…)

دانلود رمان باز دوباره من و تو نوشته طناز بیدبرگ با لینک مستقیم

دانلود رمان باز دوباره من و تو با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان باز دوباره من و تو: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: طناز بیدبرگ
تعداد صفحات رمان: ۷۳ صفحه

دانلود رمان باز دوباره من و تو

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره ی دختری به نام سانیا است.
همه چیز از یک خواب عجیب شروع می شود.
سانیا به خاطر سوء تفاهمی که واسه دوستش پیش میاد، به خاطر دوستش مجبور به انجام یک سری کارها می شود.
که این کارها بسیار زیاد به ضررش تموم می شه.
و با امیرعلی یک سری قول و قرار می گذارن که در بین همه این قضایا امیرعلی مغرور همش سانیا رو اذیت می کنه و…
قسمتی از رمان باز دوباره من و تو
اینجا خیلی تاریکه!
آخه چرا یه راه نجات پیدا نمی شه،
من بتونم از این جا بیام بیرون؟
داد می زنم کمک… کمک سپهر… مامان… بابا… کمکم کنین!
من تنهام خیلی می ترسم! اینجا خیلی سرد و تاریکه!

(بیشتر…)

دانلود رمان ازدواج ممنوع نوشته زهره دهنوی با لینک مستقیم

دانلود رمان ازدواج ممنوع با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ازدواج ممنوع: عاشقانه ، کمدی
نویسنده رمان: زهره دهنوی
تعداد صفحات رمان: ۶۵۰ صفحه

دانلود رمان ازدواج ممنوع

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری است که سه دوست نزدیک، صمیمی و هم عقیده دارد.
آنها اسم خودشون رو ازدواج ممنوعی ها گذاشتند، یعنی اینکه هیچ وقت ازدواج نمی کنند و اصلا اهل ازدواج نیستند.
داستان رمان را دنبال کنید تا ببینید آنها اصلا ازدواج می کنند یا این زندگی مجردی را به ازدواج ترجیح می دهند!؟…
قسمتی از رمان ازدواج ممنوع
پشت در ایستاده بودم و منتظر علامت دوستانم بودم تا با لنگه کفش فرود بیام بر کله ی مبارکش…
با اومدن صدای در دیدم بچه ها دارن ابرو بالا می ندازن.
سری تکون دادم و انگشتم رو به نشونه ی هیس گذاشتم روی بینیم.
همین که صدای تق در اومد به جلوی در پریدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان شیرین نوشته مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان شیرین با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شیرین: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۵۴۰ صفحه

دانلود رمان شیرین

خلاصه داستان: ﻣﻦ آرﻣﯿﻦ ﭘﮋوﻫﺶ هستم.
ﺣﺪود ﻫﻔﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺮاه ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ام، ﺑﺎﺑﮏ ﺳﺘﻮده، ﺑﺮای اداﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ از کشور ﺧﺎرج ﺷﺪﯾﻢ.
ﺗﻮ اﯾﻦ ﻣﺪت دوﺗﺎﯾﯽ ﺗﻮ یک آپارتمان شیک زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ.
از ﻧﻈﺮ ﻣﺎدی وﺿﻊ ﭘﺪرهاﻣﻮن خوب هست. اﻣﺸﺒﻢ اﯾﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ از دوﺳﺘﺎنش رو دﻋﻮت ﮐﺮده ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮن، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻦ اﺻﻼ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻢ…
قسمتی از رمان شیرین
ﺑﺎﺑﮏ ـ آرﻣﯿﻦ! اوﻣﺪی ﺗﻮ اﺗﺎق ﺧﻮاب ﭼﮑﺎر ﺑﻮف ﮐﻮر؟!‬
ـ ﺳﺮم درد ﻣﯿ ﮑﻨﻪ. ﺑﺬار ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮاﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﻮدم ﻣیام.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ این همه خوابیدی به کجا رسیدی؟! ﺣﺪاﻗﻞ اﯾﻦ ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺑﯿﺪار ﺑﺎش!
ﭘﺎﺷﻮ ﭘﺎﺷﻮ‬ زﺷﺘﻪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﯿﺸﻦ.‬
ـ ﺑﺎور ﮐﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﺣﺲ ﺗﻮ بدنم نیست.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ اﯾﻨﻮ ﺟﻠﻮی دوستام ﻧﮕﯽ ها من به اینا گفتم مردای ایرانی هر کدوم مثل رستم پهلوان هستن.
ـ اﯾﻦ ﭼﺮت و ﭘﺮﺗﺎ ﭼﯿﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﺎ ﮔﻔﺘﯽ؟!‬

(بیشتر…)

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

(بیشتر…)