دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان سرقتی از جنس عشق نوشته فاطمه خدابنده با لینک مستقیم

دانلود رمان سرقتی از جنس عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سرقتی از جنس عشق: عاشقانه ، پلیسی
نویسنده رمان: فاطمه خدابنده
تعداد صفحات رمان: ۷۶۲ صفحه

دانلود رمان سرقتی از جنس عشق

خلاصه داستان: درسا و دلسا، دو خواهر دوقلو هستند که پدر و مادرشون رو در اثر زلزله از دست می دهند.
این اتفاق آغازی می شود برای بدبیاری ها و ناخوشایندی هایی که سرنوشت بهشون تحمیل می کند.
آنها برای گذروندن زندگی ناچار مجبور به سرقت می شوند.
شبی که نقشه‌ سرقت یک خونه‌ مجلل رو کشیده بودن با پای خودشون وارد دهان شیر می شوند.
چه اتفاقی می افته اگه دزد با پای خودش برود تو دام پلیس؟…
قسمتی از رمان سرقتی از جنس عشق
(درسا)
از روی دیوار پریدم پایین و کنار کشیدم تا دلسا روی سرم خراب نشه.
دلسا هم با یه جهش پرید پایین و همون‌ طور که قیافش درهم بود، گفت:
– این دیواره یا قلعه آنکارا؟

(بیشتر…)

دانلود رمان ویار نوشته دریا دلنواز با لینک مستقیم

دانلود رمان ویار با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ویار: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: دریا دلنواز
تعداد صفحات رمان: ۹۵۶ صفحه

دانلود رمان ویار

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره زندگی دختری به اسم ساغر است.
ساغر پدر و و مادر بسیار متعصبی دارد و دو برادر هم دارد که از خودش بزرگتر هستند.
اما ساغر دختری است با شیطنت های بسیار و کودک درون فعالی دارد.
دوست و همکار برادرش عطا که یک فرد مذهبی و خیلی مهریون است با علاقه از ساغر خواستگاری می کند.
آنها با هم ازدواج می کنند و…
قسمتی از رمان ویار
پیدا نمی شه…
دیشب کجا گذاشتمش؟
از در خونه که اومدم اول کیفمو پرت کردم اون گوشه ی اتاق…
بعد همین طور که داشتم دگمه های مانتومو باز می کردم رفتم سمت کمد…
مانتومو که درآوردم گذاشتم همون جا… دیگه…
آهان… شلوارمم تا کردم گذاشتم تو کشو…
مقنعه ام که زیر صندلیه…
واااای الان دیرم می شه…

(بیشتر…)

دانلود رمان جدال مجنون وار نوشته زینب رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان جدال مجنون وار با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان جدال مجنون وار: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زینب رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۲۶۰ صفحه

دانلود رمان جدال مجنون وار

خلاصه داستان: داستان زندگی دو زوجین. زوجین اول مربوط میشه به زینب و افشین.
زینب دختری مغرور که در شب ازدواجش اتفاق های ناگوار زیادی برایش رخ می دهد و تمامی باور ها و عقایدش عوض می شود و تمامی احساس و علاقه اش نسبت به همسرش افشین به نفرتی بزرگ تبدیل می شود.
زینب خودش را برای یه نبرد بزرگ با افشین، اماده کرده است.
در این جدال، هم دخترک و هم پسرک رمان ما به دلایلی دنبال انتقام گرفتن از یکدیگر هستند.
زوجین بعدی مربوط می شود به معین و فاطمه.
فاطمه دختری شر و شیطون که هیچ رقمه حرف های معین را گوش نمی دهد. آنها قراردادی ازدواج کردند و قرار گذاشتند که دقیقا روز سالگرد ازدواجشون از هم جدا شوند.
اما بازی سرنوشت چیزی دیگر برای هر چهار نفر رقم می زند…

(بیشتر…)

دانلود رمان سیبل نوشته سعیده نعیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان سیبل با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سیبل: عاشقانه ، پلیسی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: سعیده نعیمی
تعداد صفحات رمان: ۸۴۹ صفحه

“رمان سیبل جلد دوم رمان تیری در مسیر است”
برای دانلود رمان تیری در مسیر اینجا کلیک کنید

دانلود رمان سیبل

خلاصه داستان: حسین پس از گذشت چند ماه از فرار مهرداد به همراه ساغر، هنوز ناامید نشده و به دنبال پیدا کردن راهی برای بازگرداندن ساغر است.
اما حسین نمی داند که مهرداد مدتی است دوباره به کشور بازگشته و پس از ملحق شدنِ دوباره‌اش به باند، کار خلاف را از سر گرفته است…
قسمتی از رمان سیبل
ﺣﺴﯿﻦ دﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ را ﻣﺸﺖ ﮐﺮده و ﺑﺎ ﻧﺎﺧﻨﺶ ﭘﻮﺳﺖ ﮐﻨﺎر اﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺘﺶ را ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
از اﯾﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ دور ﻫﻤﯽ و ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺳﺎده ﺣﺮﺻﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد.
-ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎن ﺳﺎﮐﺘﯽ ﮐﺎرو ﺑﺎر ﭼﻄﻮره؟
ﺑﺎ ﺻﺪای ﭘﺪر زﺣﻞ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﺸﯿﺪ و دﺳﺖ از ﺳﺮ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﯿﭽﺎره اش ﺑﺮداﺷﺖ.

(بیشتر…)

دانلود رمان بگذر از جانم نوشته ر.خیرآبادی با لینک مستقیم

دانلود رمان بگذر از جانم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بگذر از جانم: عاشقانه
نویسنده رمان: ر.خیرآبادی
تعداد صفحات رمان: ۴۷۸ صفحه

دانلود رمان بگذر از جانم

خلاصه داستان: با حرفی که محمد زد دلم گرفت ازش…
تقصیر من چی بود که زودتر از اون اعتراف کرده بودم!
سکوت کردم و به دفتری که داخل اون شعر می نوشتم نگاه کردم.
صدایم کرد:
-کمند؟
فکر کنم متوجه شد که ناراحت شدم می خواست از دلم در بیاره. بهم نگاه کرد…
به داخل دفتر اشاره کرد گفت:
-بنویس که من خیلی خوشبختم که یکی مثل کمند بانو را دارم!
قسمتی از رمان بگذر از جانم
شروع دانشگاهم خوب نبود اما حالا با گذشت سه ترم حس بهتری دارم به درس و دوستام.
حرف طعنه داری که محمد بهم زد دلمو می لرزوند…
گناه من چی بود که زودتر از اون بهش علاقه مند شده بودم؟
تو پیاده رو به راه افتادم، انقدر پیاده روی کردم تا دیگه حسی تو پاهام نداشتم.

(بیشتر…)