دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان همخانه ارواح نوشته fateme078 با لینک مستقیم

دانلود رمان همخانه ارواح با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همخانه ارواح: ترسناک ، معمایی
نویسنده رمان: fateme078
تعداد صفحات رمان: ۳۱۹ صفحه

دانلود رمان همخانه ارواح

خلاصه داستان: ماجرا از اونجایی شروع میشه که دنیز به همراه ارغوان برای تحصیل به خانه ی قدیمی پدربزرگ مادرش سفر می کنند.
غافل از اینکه دست سرنوشت زندگی اون رو با دو دختری که در گذشته در این خونه زندگی می کردند گره زده.
دو خواهر که سال های گذشته، زندگی مخفیانه ای توی این خونه داشتند و حالا دنبال آزادی از بند اون خونه اند.
قسمتی از رمان همخانه ارواح
کنار گل های یاس باغچه ایستادم.
در حالی که چمدونم رو جلو-عقب می کردم، یاد دیشب افتادم که بابا بعد از یک ماه، اجازه ی رفتن از تهران رو صادر کرد.
این هفته به کل نازش رو کشیدم؛ دیشب هم گفتم:
-اگه نذاری برم، مثل مریم دختر فراری میشم و از این زندونی که برام ساختی فرار می کنم!
بابا چه قدر از این حرفم شوکه شده بود!

(بیشتر…)

دانلود رمان باغ ممنوعه از پردیس شریعتی با لینک مستقیم

دانلود رمان باغ ممنوعه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان باغ ممنوعه: ترسناک ، ماجراجویی ، هیجانی
رمان باغ ممنوعه نوشته: پردیس شریعتی

دانلود رمان باغ ممنوعه

خلاصه داستان: داستان رمان درمورد دختریه که به باغ رو به روییشون مشکوک می شه.
و از سر شیطنت و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ در بیاره که چرا همیشه در باغ با زنجیر و قفل بسته اس؟
چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟
اصلا داخل این باغ چی هست؟
و کلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق وحشتناکی در حال وقوعه و وقتی میفهمه که دیگه توی دردسر افتاده…
قسمتی از رمان باغ ممنوعه
-آخ جون!
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا.
بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا: خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌

(بیشتر…)

دانلود رمان جن گیر از mehrantakk با لینک مستقیم

دانلود رمان جن گیر با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان جن گیر: ترسناک
رمان جن گیر نوشته: mehrantakk

دانلود رمان جن گیر

خلاصه داستان: آقای محمدی به همراه همسرش تمام عمرشان را وقف جن گیری و کمک به انسان های بی گــناه کردند.
بیست سال می گذرد و آقای محمدی پس از آسیب هایی که می بیند از همه چی خسته می‌شود.
دوست دارد برای یک مدت طولانی جن گیری را کنار و مشغول استراحت کردن بشود.
اما استراحت کردن شاید برای او بی معنی باشد.
این‌بار به خاطر همسرش مجبور می‌شود به سمت ماورای طبیعت برود و با آن دنیا درگیر بشود.
خانوم محمدی حتی نمی‌داند خواهرش برای چی از دنیا رفت.
برای این‌که متوجه بشود تنها یک راه باقی مانده…
*احضار کردن روحش*
اما حقایق خوشایندی اشکار نمی‌شود و هردو ی آن ها قدم به قدم با پاهای خودشان به سمت نابودی کشانده می شوند. (بیشتر…)

دانلود رمان شیفت خون آشام از تیم اورورک با لینک مستقیم

دانلود رمان شیفت خون آشام با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان شیفت خون آشام: ترسناک ، هیجانی
رمان شیفت خون آشام نوشته: تیم اورورک
مترجم: صبا ایمانی

دانلود رمان شیفت خون آشام

خلاصه داستان: هادسون(Kiera Hudson) پلیس تازه کار ۲۰ ساله ای است که بعد از تمام شدن دوره ی آموزشی اش به شهر متروک و دورافتاده ای به نام رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده میشود.
شهری که زندگی اش را برای همیشه عوض میکند.
او در طی تحقیقاتش درمورد قتل های مخوف زنجیره ای، نبش قبرها، و مفقود شدن مردم پی میبرد که زندگی خودش هم درخطر است.
هادسون باید حقیقت را از زیر خاک بیرون کشیده و بفهمد چه کسی -یا چه چیزی- پشت این مرگ های وحشتناک است؟!
قسمتی از رمان شیفت خون آشام
اسم من کیراهادسون است، بیست‌سالمه و هجده‌ماهه که افسر پلیس اداره‌ی هونشایر در جنوب غربی انگلستان هستم.
به محض تمام شدن دوره‌‌ی آموزشی‌ام به شهر ساحلی رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده شدم.
شایعاتی درمورد سخت بودن شرایط آنجا شنیده بودم.

(بیشتر…)

دانلود رمان بیداری خون آشام از تیم اورورک با لینک مستقیم

دانلود رمان بیداری خون آشام با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان بیداری خون آشام: ترسناک ، هیجانی
رمان بیداری خون آشام نوشته: تیم اورورک
مترجم: صبا ایمانی

(جلد دوم رمان شیفت خون آشام)

دانلود رمان بیداری خون آشام

خلاصه داستان: شش ماه از برگشتن هادسون از رگد کوو میگذرد.
بعد از تعریف کردن وقایع رخ داده در رگد کوو برای مرکز فرماندهی، از آنجایی که حرفهایش را باور نکردند از کار معلق میشود.
زمانی که به دنبال نشانه ای از حضور خون آشام ها و ومپایرس ها میگشت، زنی مرموز او را برای حفاظت از دختر ۱۶ ساله اش کایلا از دست غریبه ای که در کمین اوست، استخدام میکند…
قسمتی از رمان بیداری خون آشام
ـ کابوس‌ها چی؟
ـ هنوزم می‌بینیشون؟
ـ آره.
دکتر رو به رویم نشسته بود و با دست‌های لاغرش پرونده‌ام را روی دامن پشمی‌اش نگه داشته بود.
از پشت شیشه‌های عینکش با چشم‌های خاکستری روشنش به من نگاه کرد.
چهره‌اش بد نبود ولی به خاطر موهای بورش که سفت و محکم به شکل گوجه‌ای بالای گردنش بسته بود.

(بیشتر…)