دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز تارنمای اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان عشق دردناک نوشته سوشیانس، مریم، مونا، آریانا با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق دردناک با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان عشق دردناک: عاشقانه ، اجتماعی
نویسندگان رمان: سوشیانس، مریم، مونا، آریانا
تعداد صفحات رمان: ۷۶ صفحه

دانلود رمان عشق دردناک

خلاصه داستان: هندز فری رو از تو گوشام در آوردم.
صدای داد و فریاد جواد و بابا فک کنم تا ده کوچه اونور ترم می رفت.
دیگه تو این خانواده داشتم جون به لب می شدم، همه چی شده بود پول.
همه چی شده بود طلبکارای بابا، همه جا شده بود دعوا و فحش و فحش کاری.
این بارم مثل همیشه یکی از دعواهای بین جواد و بابا بود سر نمی دونم چند هزار پول.
دیگه واسم عادی شده بود، تنها دل خوشیم مامان بود و رامین، بقیه ی داداشام که همه مثل بابا شده بودن که تموم زندگیشون خلاصه شده بود تو پول…
قسمتی از رمان عشق دردناک
دیگه واسمون فقط همین خــونـه مونده و این چهارتا دیوار و چهارتا داداش بیکار و بی عار.

(بیشتر…)

دانلود رمان آدم و حوا نوشته گیسوی پاییز با لینک مستقیم

دانلود رمان آدم و حوا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آدم و حوا: عاشقانه
نویسنده رمان: گیسوی پاییز
تعداد صفحات رمان: ۴۶۴ صفحه

دانلود رمان آدم و حوا

خلاصه داستان: نمی دانی که لبخندت خلاصه ای از بهشت است و نگاه به بند کشیده ات، شریف ترین فرش پهن شده برای استقبال از دلم، که هوایی حوا بودن شده…
باور نمی کنی که من از ملکوت نگاه تو به عرش رسیدم…
حرف های تو بارانی بود که زمین لم یزرع دلم را به بهاری سبز و شکوفایی مهمان کرد…
هر چقدر می خواهی آدم باش…
فرقی نمی کند در بهشت باشی یا رانده شده ای به زمین.
من به هوایت حوا می مانم…
خودت بگو! حوا را چه به مجنون شدن!
چه گناه از من باشد چه تو، محکومیم به تنها قانون بی قانون دنیا، جاذبه ی عشق…
بیا تا در خلوتمان یکدیگر را زمزمه کنیم!…

(بیشتر…)

دانلود رمان دنیای رازمینا نوشته رها گودرزی با لینک مستقیم

دانلود رمان دنیای رازمینا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان دنیای رازمینا: عاشقانه ، فانتزی
نویسنده رمان: رها گودرزی
تعداد صفحات رمان: ۴۰۰ صفحه

دانلود رمان دنیای رازمینا

خلاصه داستان: هر آدمی یه قصه‌ای داره!
نمی‌دونم این قصه راسته یا دروغ، نمی‌دونم افسانه است یا واقعیت.
اما من میگم ذهن بشر به هر کجا سفر کنه، پس چیزی هست که حقیقت داشته باشه!
* رُز * افسانه یا واقعیت دختری‌ست، دختر جان قصه‌ی من!
می‌دونم گله می‌کنی و هر چقدر هم تلخی کنی، هر چقدر هم ناسازگار بگذاری واسه من، اما چی کار باید کرد وقتی سرنوشت خیلی پر زورتر از من هست!
رُز و همکلاسی‌هاش قرار به یه اردو برن، اتفاقاتی می‌افته که رُز از اونا جدا میشه و اسیر یه گرداب میشه.
اون گرداب دروازه‌ای است به دنیای رازمینا…
قسمتی از رمان دنیای رازمینا
-یعنی تو خونه هم این‌قدر کتابی حرف می‌زنه؟
مثلا میگه چنانچه غذای امروز را دوست نداشتید فردا غذای دیگری درست خواهم کرد!
زدیم زیر خنده که استاد گفت:
-خانوم فرد شما نظری ندارید؟

(بیشتر…)

دانلود رمان همخانه ارواح نوشته fateme078 با لینک مستقیم

دانلود رمان همخانه ارواح با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همخانه ارواح: ترسناک ، معمایی
نویسنده رمان: fateme078
تعداد صفحات رمان: ۳۱۹ صفحه

دانلود رمان همخانه ارواح

خلاصه داستان: ماجرا از اونجایی شروع میشه که دنیز به همراه ارغوان برای تحصیل به خانه ی قدیمی پدربزرگ مادرش سفر می کنند.
غافل از اینکه دست سرنوشت زندگی اون رو با دو دختری که در گذشته در این خونه زندگی می کردند گره زده.
دو خواهر که سال های گذشته، زندگی مخفیانه ای توی این خونه داشتند و حالا دنبال آزادی از بند اون خونه اند.
قسمتی از رمان همخانه ارواح
کنار گل های یاس باغچه ایستادم.
در حالی که چمدونم رو جلو-عقب می کردم، یاد دیشب افتادم که بابا بعد از یک ماه، اجازه ی رفتن از تهران رو صادر کرد.
این هفته به کل نازش رو کشیدم؛ دیشب هم گفتم:
-اگه نذاری برم، مثل مریم دختر فراری میشم و از این زندونی که برام ساختی فرار می کنم!
بابا چه قدر از این حرفم شوکه شده بود!

(بیشتر…)

دانلود رمان کدامین نگاه نوشته ساغر.ش با لینک مستقیم

دانلود رمان کدامین نگاه با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کدامین نگاه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: ساغر.ش
تعداد صفحات رمان: ۳۷۸ صفحه

دانلود رمان کدامین نگاه

خلاصه داستان: ساغر با چهره و ظاهر معمولی در خانواده ی متوسطی زندگی می کند.
او پس از کنکور در رشته پزشکی دانشگاه شیراز قبول میشه و به همراه عمویش با پدر بزرگ و مادر بزرگ خود در شیراز می ماند.
تا اینکه فرید به زندگیش وارد می شود و بعد از آن رازهایی از زندگیش آشکار می شود که تا امروز مخفی مانده…
قسمتی از رمان کدامین نگاه
برای بار چندم خودم را در آیینه نگاه کردم با خودم شروع کردم غر زدن.
آخه این چه قیافه ای که من دارم آخه خدا جون نمیشه منم خوشگل می آفریدی.
در حالی که با حرص موهایم را شانه می زدم گفتم آخه خدا جون چی می شد چشم های مینا رو برای من می ذاشتی؟
یا موهامو مثل مامان پر و تابدار و طلایی می آفریدی؟

(بیشتر…)

صفحه 1 از 3123