دانلود رمان, رمان بدون سانسور, رمان آنلاین, رمان صحنه دار, رمان جدید

کانال تلگرام سایت

برای پیوستن به کانال تلگرام رمان باز کلیک کنید

دانلود رمان باور آفتاب نوشته فهیمه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان باور آفتاب با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان باور آفتاب: عاشقانه
نویسنده رمان: فهیمه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۲۵۰ صفحه

دانلود رمان باور آفتاب

خلاصه داستان: از خانه کلاه فرنگی تا کوچه هشت پله چهار باغ فاصله بود.
این کوچه درست روبروی میدان روستا و آغازش از نبش دکان خواربار فروشی مش نقی شروع میشد و تا کمرکش ادامه پیدا می کرد.
اولین خانه کاه گلی با سر در فرو ریخته متعلق به او و خانواده هشت نفره اش بود.
در روستا شایعه بود که مش نقی با به دنیا آمدن هر فرزندی پله ای سیمانی کار گذاشته و به این وسیله از شیب تند کوچه کم کرده و رفت و آمد ساکنان را آسان نموده.
همسایگان آرزو می کردند که…
قسمتی از رمان باور آفتاب
همسایگان آرزو داشتند که خدا به مش نقی فرزندان دیگری نیز بدهد تا این کوچه خاکی که بارش اولین باران گل زار میشد شکل و قیافه بگیرد.
و اگر چنین میشد از همه کوچه های روستا زیباتر میشد.

(بیشتر…)

دانلود رمان باران ماه مرداد نوشته gandom، zari dokht با لینک مستقیم

دانلود رمان باران ماه مرداد با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان باران ماه مرداد: عاشقانه ، معمایی
نویسنده رمان: gandom، zari dokht
تعداد صفحات رمان: ۲۵۲ صفحه

دانلود رمان باران ماه مرداد

خلاصه رمان: گاهی با یک شروع ساده می‌توان پایانی خوش را به ارمغان آورد.
حال می‌خواهد آن آغاز با یک تصمیم بزرگ یا کوچک باشد.
داستان درباره‌ی دختری است که با توجه به علاقه و هدف مهم زندگی‌اش، آشپزی، تصمیمی می‌گیرد که دورانی عجیب به زندگیش بدهد و همان تصمیم او را وارد بازی‌هایی می‌کند.
بازی‌های خطرناکی که رنگ و بوی حقیقت دارند.
قسمتی از رمان باران ماه مرداد
آقا مهدی آخرین ظرف میگو رو برداشت تا برای مشتری ببره.
همه در حال نظافت آشپزخونه بودند.
مهتا و یاسی ظرف‌ها رو می‌شستن و مسعود فرها رو تمیز می‌کرد.
علی و محسن هم گاز رو تمیز می‌کردند.
آقای توکلی، سرآشپز هم مشغول جمع‌کردن وسایلش بود.
می‌دونستم همه از این‌که اون می‌خواد از آشپزخونه بره ناراحت بودند؛ اما دست‌هاش جوابش کرده بودند، خودش می‌گفت دیگه وقت بازنشستگیم رسیده.

(بیشتر…)

دانلود رمان فاز تنهایی نوشته ریحانه صدری با لینک مستقیم

دانلود رمان فاز تنهایی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان فاز تنهایی: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: ریحانه صدری
تعداد صفحات رمان: ۵۵۵ صفحه

دانلود رمان فاز تنهایی

خلاصه داستان: این رمان در مورد دختر فرانسوی بنام ماریاست.
ماریا به خاطر شغل پدرش که پلیس هستش مورد تهدید گروهی از مافیا قرار می گیره.
او مجبور میشه با امیرعلی که یک پلیس متعصب ایرانی هست ازدواج کنه و با امیرعلی به ایران میاد.
تفاوت فرهنگی و عقیدتی این دو شخص ماجراهایی به وجود میاره که خوندنش خالی از لطف نیست…
قسمتی از رمان فاز تنهایی
ماریا… ماریا… ماریااااااا
با کلافگی پتو رو از سرش کنار زد فقط یک نفر جرات می کرد بدون اجازه به اتاق او بیاد.
ماریا: تو… هیچ وقت… آدم… نمیشی.
بهار سر خوشان خندید و گفت: مگه فرشته ها هم آدم میشن از کی تا حالا؟
ماریا: چی میخوای؟
بهار: پاشو ببینم ناسلامتی فردا داری میری ایران اون موقع راحت گرفتی خوابیدی.
پاشو لباساتو آوردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان به رنگ پاییز نوشته نگین عظیمی فشی با لینک مستقیم

دانلود رمان به رنگ پاییز با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان به رنگ پاییز: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: نگین عظیمی فشی
تعداد صفحات رمان: ۲۴۹ صفحه

دانلود رمان به رنگ پاییز

خلاصه داستان: توی زندگی هر آدمی اتفاقایی می افته که باورش خیلی سخته.
زندگی رسم گردون و بگرده و زندگی دختر داستان ما به رسم قدیمی تقدیر و روزگار میگرده.
دخترک رمان به رنگ پاییز ما باید خیلی سختی ها رو تحمل کنه تا پیروز شه…
قسمتی از رمان به رنگ پاییز
کلافه پامو رو زمین کوبیدم که چیزی تو پام رفت.
آخ بلندی گفتم و پام و بالا آوردم.
لی لی کنان نشسـتم روی تختم و کف پام و دست کشیدم. چیزی نبود!
با دقت به پام خیره شدم ولی هیچی نبود. نفس مو با صدا بیرون دادم و با صدای بلند داد زدم:
-بابا این مقنعه من کو؟!
صداش از توی آشپزخونه می اومد.
-یه چیزی می گیا من چه می دونم بابا.

(بیشتر…)

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم نوشته مریم یوسفی با لینک مستقیم

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان تو را از خاطرم بردم: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم یوسفی
تعداد صفحات رمان: ۲۹۱ صفحه

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم

خلاصه داستان: داستان رمان ما، قصه مردی تنها و به دور افتاده از احساس است، طی ماجرایی از تمام زنان متنفر می‌شود‌ و دست تقدیر گره اش می‌زند به دختری بی آلایش و پر از احساس، اما از یاد رفته!
این بار قهرمان داستان مرد دیگریست، که برای عشقش تا مرز نابودی می‌جنگد و اما، آیا به وصالش می‌رسد؟
امیدوارم رمان «تو را از خاطرم بردم» لحظات خوشی رو براتون رقم بزنه…
قسمتی از رمان تو را از خاطرم بردم
فصل اول: *شهاب*
با خشم وارد اتاق خوابم شدم؛ لگد محکمی به در زدم که باعث بسته شدنش شد، دنبال ساک دستی مخصوص مسافرتم می گشتم که در با شدت باز شد و نفیسه در چهارچوب در نمایان شد.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212