دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان عادت می کنیم به قلم زویا پیرزاد با لینک مستقیم

دانلود رمان عادت می کنیم نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عادت می کنیم: اجتماعی
نویسنده رمان: زویا پیرزاد
تعداد صفحات رمان ۱۶۹ صفحه

دانلود رمان عادت می کنیم

خلاصه رمان : رمان عادت می‌کنیم نوشته‌ی زویا پیرزاد روایتگر داستان زندگی سه زن از سه نسل متفاوت است که هر کدام درگیر مسائل و خواسته‌‌های نسل خود هستند.
زویا پیرزاد نویسنده و داستان‌ نویس ارمنی‌ تبار معاصر در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد در همان‌ جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و اکنون ساکن آلمان است.
مهم‌ترین ویژگی داستانی که پیرزاد روایت می‌کند، پرداخت مناسب شخصیت‌ هایی است که هر روزه احتمالا با آن‌ ها سروکار داریم.
توصیف جزئیات و دقیق شدن در رفتار و موقعیت‌ها وحتی مکان‌ها عاملی است که بیش از هر چیز در این داستان به چشم می‌خورد و شاید همین توصیفات دقیق از جزئیات حوادث و پدیده‌ها است که خواننده را در‌گیر خود می‌کند و صورتی ملموس به داستان می‌بخشد، به طوری که خواننده احساس می‌کند از نزدیک شاهد حوادث یک زندگی عادی است…

(بیشتر…)

دانلود رمان شهراد به قلم زهرا سادات با لینک مستقیم

دانلود رمان شهراد نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شهراد: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زهرا سادات
تعداد صفحات رمان ۵۳۹ صفحه

دانلود رمان شهراد

خلاصه رمان : با آمدنت فصل جدیدی را در زندگی ام به وجود آوردی و با رفتنت تمام فصل های زندگی ام را به فصل خزان تبدیل کردی.
چشمان تو سرانجام روزهای خوش زندگی ام بود.
لبخند تو آرزوی هر شبم قبل از خواب بود.
امواج زندگیم پرتلاطم و ناآرام بود و با چشمان و دست های گرم تو آرام گرفت.
کاش همیشه بودی تا زندگی به من لبخند می زد.
من محتاجم، محتاج دستان گرم تو، محتاج لبخند تو، محتاج زندگی آرامی که تو هرروز صبح در آن به من لبخند بزنی…
داستان زندگی دختری به اسم نگین، نگین دختری با سن کم ولی با این وجود سختی های زیادی می کشد تا به آرامش می رسد و خوشبخت می شود…
قسمتی از متن رمان شهراد
_چی می گفتی با خودت وروجک؟
_هیچی دایی…
_صد دفعه گفتم وقتی می خوای صدا بزنی آروم صدا بزن…

(بیشتر…)

دانلود رمان یک اس ام اس از نویسنده آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان یک اس ام اس نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان یک اس ام اس: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان ۲۸۴ صفحه

دانلود رمان یک اس ام اس

خلاصه رمان : سوگند در یکی از شهرهای شمالی دانشجوی سال سوم رشته ی کامپیوتر است.
او دختری است شیطون و شاد که با همه ی شیطنت ها و شادی هایی که دارد ولی دلش از زندگی گرفته است.
همه ی اتفاقات این داستان از یک پیامک اشتباهی آغاز می شود.
این پیامک اشتباهی باعث آشنایی سوگند و مهران می شود.
زندگی عجیب مهران تنها و روحیه داغون او در ابتدا باعث به وجود آمدن یک احساس مسئولیت برای سوگند می شود.
سوگند وقتی که می فهمد مهران چندین مرتبه اقدام به خودکشی کرده است ولی خطر رفع شده و باز هم می خواهد این کار را تکرار کند، مصمم می شود که…
قسمتی از متن رمان یک اس ام اس
سلام اسم من سوگنده. سوگند آریا. دانشجوی سال سوم مهندسی کامپیوتر…

(بیشتر…)

دانلود رمان چشم ها به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان چشم ها نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان چشم ها: اجتماعی ، عاشقانه
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۵۰۴ صفحه

دانلود رمان چشم ها

خلاصه رمان : آلا مدل معروف و زیبا، طی تصادفی که با پسر طلا ساز معروف شهر می کند همه ی زیبایی و جذابیت خود را از دست می دهد.
او برای جبران تقاص زیبایی اش طبق قانون تقاضای ازدواج با پسر طلا ساز را دارد اما…
قسمتی از متن رمان چشم ها
روی صندلی نشسته بودم و آروم آروم تکانش می دادم و به ساعت نگاه می کردم.
ساعت هفته، دور تا دورم پر از طرح هامِ، پر از پارچه، پر از مانکن هایی که لباس های نیمه کاره تنشونه.
به دوربینم نگاه کردم.
کنار لپ تاپه، هنوز اوستا نشدم، به خودم می گم: به همه ثابت می کنم که موفقیت هام تموم نمیشن حتی اگه مثل قبل همین”آلا” نباشم…
دست رو صورتم گذاشتم، روبند روی صورتمه…
تموم آینه های خونه پوشیده است.

(بیشتر…)

دانلود رمان گناه یا بی گناه به قلم آیدا فراهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان گناه یا بی گناه نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان گناه یا بی گناه: درام ، اجتماعی
نویسنده رمان: آیدا فراهانی
تعداد صفحات رمان ۱۶۰ صفحه

رمان گناه یا بی گناه

خلاصه رمان : پریناز دختری است با قلبی ظریف و شکننده مانند شیشه، پاک و بی آلایش مانند دریا، مهربان و بی کینه مانند گل ها…
اما مدّت هاست که پریناز قلبش را پشت یک سنگ به ظاهر محکم پنهان کرده است.
او از آدم های سنگدل می ترسد.
چون می دونه با قلب مهربانی که داره خیلی راحت در برابر اون ها شکست می خوره.
اما مثل اینکه یادش رفته که حتی از محبت خارها گل می شوند…
قسمتی از متن رمان گناه یا بی گناه
_عروس خانم وکیلم؟
شهین دختر خاله ام گفت: عروس رفته گل بیاره…
_برای بار دوم عرض می نمایم: دوشیزه مکرمه، سرکار خانم…
به دستم که در دست برسام بود، نگاه کردم.
حلقه زیبایی توی انگشتم بود، روش یک الماس بزرگ درخشان داشت.

(بیشتر…)