دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی به قلم امیر فرهی با لینک مستقیم

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان روزهای سرد عاشقی: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: امیر فرهی
تعداد صفحات رمان ۷۷ صفحه

رمان روزهای سرد عاشقی

قسمتی از متن رمان روزهای سرد عاشقی
صداى حرکت چرخ هاى اتوبوس بر روى جاده ى پر پیچ و خم دخترک نابینا را به خودش آورد.
او تا به حال بدون پدر و مادر خود جایى نرفته بود و شاید هم دلیل ترسش از این مسافرت همین مى باشد.
دلارام دستش را بر روى دست کارولاین که درست کنارش نشسته بود گذاشت و به آرامى فشرد و به صداى پدر و مادر خود که درست بیرون اتوبوس رو به شیشه ى دلارام ایستاده بودن و با جملات به سلامت دخترم، خدا به همراهت باشد او را بدرقه ى مسافرت مى کردند گوش داد.
ساعت ها از حرکت اتوبوس گذشته بود.
دلارام پس از مدتى که در سکوت سپرى کرده بود بالاخره رو به کارولاین کرد و گفت:
امیدوارم که این دفعه نا امید برنگردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون از امیر فرهی با لینک مستقیم

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پسران مغرور دختران شیطون: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
رمان پسران مغرور دختران شیطون نوشته: امیر فرهی

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون

خلاصه داستان: داستان رمان مربوط به سه دختر میشه که در اولین روز دانشگاه خود با یک ماشین تصادف میکنند.
آنها در آن تصادف با سه پسر آشنا میشوند.
بعد از معطلی که به خاطر تصادف به وجود می آید به سمت دانشگاه راه میفتند.
در دانشگاه متوجه حضور آن سه پسر میشوند و به فکر تلافی و انتقام میفتند…
قسمتی از رمان پسران مغرور دختران شیطون
رو به آینه قدى اتاقم ایستادم و در حالى که سعى داشتم کلاسورم را زیر بغلم نگهدارم با یک دست تند تند موهاى مشکى بلندم را که مدام از مقنعه ام بیرون میزد را توى مقنعه ام پنهان کردم.
استرسى که بر تنم افتاده بود باعث لرزش دستانم مى شد.
امروز اولین روزى بود که قراره بریم دانشگاه براى همینم دل تو دلم نبود.
بعد از پوشیدن لباسام، هیکل خودم را توى آینه برانداز کردم.

(بیشتر…)