دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی نوشته آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پشت یک دیوار سنگی: عاشقانه ، کمدی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان: ۳۸۹ صفحه

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی

خلاصه داستان: یک داستان از یک زندگی، شایدم ۲ تا.
آشنا برای بعضی ها و غریبه و مجهول برای یه عده دیگه،
کسایی که شاید دیده باشیم و شایدم نه.
یک دختر و یک پسر که ساخته شدن برای زندگی مجردی و تنهایی، زندگی های مستقل با عقاید و رفتارهای خاص خودشون که شاید برای بعضی ها قابل قبول نباشه، حالا تصور کنید این دو نفر سر راه هم قرار بگیرن.
چگونه با یکدیگر کنار خواهند آمد؟…
قسمتی از رمان پشت یک دیوار سنگی
کلید رو تو قفل در چرخوندم.
در با صدای تیکی باز شد و رفتم تو. کلید برق رو زدم، خونه روشن شد.
وای که پدرم در اومد، داشتم نصف می شدم از خستگی، چه روزی بود اعصابم داغون شد.
وقتی چراغ های خونه رو روشن کردم خونه چهل چراغ شد و نورانی، رفتم تو اتاقم.

(بیشتر…)

دانلود رمان لالایی بیداری نوشته آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان لالایی بیداری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان لالایی بیداری: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان: ۳۷۲ صفحه

دانلود رمان لالایی بیداری

خلاصه داستان: داستان رمان در مورد یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله.
خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن.
اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن.
اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته.
و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان ۱۰ واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه…
قسمتی از رمان لالایی بیداری
صدای تق تق کفشم رو سنگ سرد پله تو فضا پیچید.
مثل یه ریتم، مثل ضربان قلبم… همیشگی شده بود.
تق.. تق… تق….
حتی تعدادشم حفظ بودم.

(بیشتر…)