به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان نفس عشق نوشته نگار میرزایی با لینک مستقیم

دانلود رمان نفس عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان نفس عشق: عاشقانه
نویسنده رمان: نگار میرزایی
تعداد صفحات رمان: ۴۹ صفحه

دانلود رمان نفس عشق

خلاصه داستان: نترس حوا… سیب را با عشق گاز بزن… آدم بی عشق… لیاقت بهشت را ندارد…
نفس: روی تخت دراز کشیدم و تک تک خاطرات دارد یادم می آید، مانند یک فیلم…
حتی نمی تونم پلک بر هم بزنم…
چقدر زندگی می تواند غافلگیر کننده باشد…
درست لحظه ای که فکر می کنی همه چیز بر وفق مرادت است، روزگار با بازی های جدیدی یه سراغت می آید.
درست همین دیروز بود که مریم رو جلوی در دانشگاه دیدم و…
قسمتی از رمان نفس عشق
مریم: نفس، یک دقیقه وایسا باهات کار دارم.
نفس: بله، بفرما منتظرم…
مریم: میای امروز بریم خرید؟
نفس: مریم ما که دو روز پیش خرید بودیم، باز چی میخای بگیری؟
مریم: نفس اذیت نکن دیگه، خب عروسی پسرعمومه باید لباس بگیرم، دیشب مامانم بهم گفت. حالا بیا بریم نه نیار.

(بیشتر…)

دانلود رمان پسر چشم آبی نوشته نسا خلیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان پسر چشم آبی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پسر چشم آبی: عاشقانه
نویسنده رمان: نسا خلیلی
تعداد صفحات رمان: ۱۲۹ صفحه

دانلود رمان پسر چشم آبی

خلاصه داستان: رمانی زیبا و عاشقانه درباره دختری به نام باران راضی هست که توانایی ذهنی بالایی دارد.
باران می تواند ذهن دیگران را بخواند و…
قسمتی از رمان پسر چشم آبی
وای خدا بازم جاوید…!!
هی هی هی منحرف نشید جاوید استادمونه، مرتضی جاوید…
هر روز ما امتحان داریم و اخلاق خوبی هم نداره.
راستی من چرا خودم رو معرفی نمی کنم؟
من باران هستم و فامیلم هم راضی هست، راستی من قدرت دارم هاااا…
می تونم ذهن بخونم و قدرتم خیلی زیاده، چرا شو خودمم نمی دونم.
یک برادر دارم به اسم رادوین اون هیچ قدرتی نداره رابطه ام باهاش خوبه.
رادوین نامزد داره و اسم نامزدشم رهاست.
پوفی کشیدم و وارد کلاس شدم، آزمون شیمی داشتیم منم که تو شیمی حرف ندارم.
(بعد از امتحان)
امتحانم رو خراب کردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان افسونگری از جنس غم نوشته رعنا خزاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگری از جنس غم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگری از جنس غم: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: رعنا خزاعی
تعداد صفحات رمان: ۱۶۲ صفحه

دانلود رمان افسونگری از جنس غم

خلاصه داستان: طناز دختری که دارای سطح اجتماعی و زندگی متوسطی است.
او به پسر همسایه یعنی فرزاد علاقه مند می شود.
آنها با هم عقد می کنند و خیلی هم از یکدیگر راضی بودند.
ولی به دلایلی و به درخواست فرزاد از هم جدا می شوند و…
قسمتی از رمان افسونگری از جنس غم
ساعت پنج بود که رسیدم خونه.
امین و پریناز خونه ما بودن و همه شیک و پیک کرده بودن.
با تعجب پرسیدم:
– مهمونی دعوتیم؟
داداش امین که قیافه پکری داشت بی حوصله جواب داد:
نه ولی چند تا مهمون مزاحم داریم!
من: مامان کیه مهمونمون که داداش انقدر شاکیه از دستش؟!
مامانم یه ذره حرف رو چرخوند و بعد گفت:

(بیشتر…)

دانلود رمان دختر جن زده نوشته farhad tanha با لینک مستقیم

دانلود رمان دختر جن زده با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان دختر جن زده: وحشت
نویسنده رمان: farhad tanha
تعداد صفحات رمان: ۱۸۱ صفحه

دانلود رمان دختر جن زده

خلاصه داستان: مهسا و پوریا بعد از تمام شدن عروسی برای ماه عسل به شمال می روند.
آنها در یک روستای دور افتاده یک کلبه ی جنگلی را اجاره می کنند تا مدتی از هیاهوی شهر دور باشن و ماه عسل خود را سپری کنن.
اما… غافل از این که این کلبه، کلبه جنیان است.
مهسا و پوریا به حریم جن ها وارد شدن…
برخورد جنیان با این دو مهمان ناخوانده بسیار وحشتناکه و…
قسمتی از رمان دختر جن زده
– پوریا پاشو.
– چیه مهسا جان؟ چی شده؟
– یه صداهای ترسناک داره از بیرون کلبه میاد.
– خیالاتی شدی بخواب.
– نه باور کن دارم راست میگم.
مثل اینکه دور کلبه ما چند نفر دارن بلند بلند می خندن.
صدای خنده وحشتناکی دارن.
تو رو خدا پاشو…

(بیشتر…)

دانلود رمان من خانواده داشتم نوشته زهرا چگینی با لینک مستقیم

دانلود رمان من خانواده داشتم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان من خانواده داشتم: عاشقانه ، غم انگیز ، اجتماعی
نویسنده رمان: زهرا چگینی
تعداد صفحات رمان: ۱۸۵ صفحه

دانلود رمان من خانواده داشتم

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره ی دختری است به نام آیلین که بسیار تنهاست.
او در سن ۱۵ سالگی در سانحه ی تصادف پدر و مادر خود را از دست می دهد.
بعد از این اتفاق مادربزرگش سرپرستی آیلین را بر عهده می گیرد.
زمان به جلو حرکت کرد تا الان که آیلین ۲۷ ساله و جراح قلب است.
او می خواد به ایران بازگردد چون پدر و مادرش ایرانی بودن. اما آیلین که هیچ آدرسی از خانواده مادرش ندارد.
ولی با همه ی مشکلاتی که جلوی راه و پشت سرش هست تصمیم می گیره که به ایران بازگرده.
آیلین دایان به ایران می آید…
در این بازگشت چه اتفاقاتی برایش پیش خواهد آمد؟!
آیا او می تواند از طریق دفتر خاطراتی که مادرش برایش باقی گذاشته خانواده ی مادرش را پیدا کند یا…

(بیشتر…)