دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان بازگشت گیسو از نویسنده اعظم ابراهیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بازگشت گیسو پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان بازگشت گیسو: عاشقانه ، مذهبی
نویسنده رمان: اعظم ابراهیمی
تعداد صفحات رمان ۳۱۹ صفحه

رمان بازگشت گیسو

خلاصه رمان : داستان این رمان در مورد دختری به نام گیسو می باشد.
خانواده ی او مذهبی و دارای عقیده ای خاص هستند، اما گیسو با خانواده اش ناسازگاری می کند.
او بی اعتنا به نصیحت های خانواده اش، مسیر زندگیش را تغییر می دهد.
اما طولی نمی کشد که در این مسیر عاشق می شود و دوباره به شخصیت و اصالت خودش باز می گردد.
قسمتی از متن رمان بازگشت گیسو
به مقابل خود خیره بود و به این فکر می کرد که وقتی به خانه بازگشت چه جوابی بدهد که نه سیخ بسوزد و نه کباب…
از دروغ گفتن متنفر بود اما این روزها عجیب به دروغ گویی عادت کرده بود.
حالا دیگر یکی از خصلت های اصلی او به شمار می آمد.

(بیشتر…)

دانلود رمان بازی مرگبار عشق از نویسنده زهرا علیپور با لینک مستقیم

دانلود رمان بازی مرگبار عشق پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان بازی مرگبار عشق: طنز ، عاشقانه ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: زهرا علیپور
تعداد صفحات رمان ۱۱۹ صفحه

رمان بازی مرگبار عشق

خلاصه ای از رمان : داستان عاشقانه ما سرآغاز عشقی ممنوع بود!
این یک بازی ممنوعه بود که بازیگرهای این بازی مرگبار ناخواسته تن به این بازی بی رحمانه دادند!
همگی نیاز داشتیم به مقدار کمی خوشی!
حتی لحظه ای کوتاه!
که بتوانند رنگ زیبای خوشبختی را بچشند!
اما عده ای قربانی می شوند و خوشبختی را برای مونس خود به یادگار می گذارند!
قسمتی از متن رمان بازی مرگبار عشق
_ بفرمایید خانوم!
عینک دودیم رو از چشم هام برداشتم و از ماشین پیاده شدم.
نرگس و رعنا دم در عمارت بهم تعظیم کردن. با غرور همیشگی، عینک دودی رو دادم به رعنا… شنلم رو هم دادم به نرگس…
از پله های عمارت بالا رفتم و وارد اتاقم شدم.
اتاقی که با زیباترین سلیقه تزیین شده بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان سفید بخت از نویسنده شهره وکیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان سفید بخت نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سفید بخت: عاشقانه
نویسنده رمان: شهره وکیلی
تعداد صفحات رمان ۴۶۹ صفحه

رمان سفید بخت

خلاصه ی رمان : اوایل شب بود.
سه مرد سیاه پوش چون گرگ هایی گرسنه و خشمگین دور میز گرد مهتابی وسیع جلو عمارت مجلل و قدیمی باغ نشسته و در انتظار چهارمین مرد خانواده بودند.
پچ پچ هایی که در طول هفت روز مراسم عزاداری به گوش آنها خورده بود از آستانه تحمل باورشان بیرون بود.
هر سه با ریش های در آمده و ظاهر آشفته…
گر چه نیت های خود را پشت چهره پنهان می کردند…
اما باز هم نشانه ها دیده می شد.
پچ پچ ها پیرامون شایعه ی وجود یک وصیت نامه بود.
آنها بیش از آن که سوگوار از دست رفتن مهم ترین فرد خانواده، یعنی همدم السلطنه باشند برای آمدن مرد چهارم، بی قرار بودند.
و لحظه شماری می کردند… (بیشتر…)

دانلود رمان دالیت از نویسنده نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان دالیت نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دالیت: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۲۳۶ صفحه

رمان دالیت

خلاصه رمان : دالیت در آیین هندی ها به طبقه ای از مردم گفته می شود که از نظر مالی در سطح پایینی هستند. در هند این دسته از مردم معمولا برای کارهای سطح پایین جامعه خود انتخاب می شوند و…
و اما چرا این رمان به این اسم نامیده شد؟
در این رمان نه قرار است انسانی فقیر و یا انسانی غنی باشد.
نه شخصی خدمتکار یک خانه است و نه شخصی شغل سطح پایین دارد و نه شخصی هندی…
علت اصلی نوشتن این رمان بیان سرنوشت دختری است که به دلیل مشکلات زیادی که دارد، تصمیمی می گیرد که او را تبدیل به یک دالیت می کند.
حالا چرا دالیت؟ چرا به او می گویند که تو یک دالیت هستی؟
او نه به هند می رود، نه انسان نادرستی می شود و نه… (بیشتر…)

دانلود رمان ساحل نشین اشک از نویسنده مرضیه اخوان نژاد با لینک مستقیم

دانلود رمان ساحل نشین اشک نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ساحل نشین اشک: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: مرضیه اخوان نژاد
تعداد صفحات رمان ۴۵۰ صفحه

رمان ساحل نشین اشک

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی زندگی دختری به نام اسما است.
اسما به پسری به نام شهرام علاقه مند است. آنها تصمیم می گیرند که با هم ازدواج کنند.
اما درست زمانی که شهرام و خانواده اش به خواستگاری اسما می آیند، پسر عموی اسما هم از او خواستگاری می کند.
پدر و برادر اسما، او را مجبور به ازدواج با پسر عمویش حامد می کنند و…
قسمتی از متن رمان ساحل نشین اشک
با صدای هشدار گوشی از خواب بیدار شدم.
چشم هایم باز نمی شد به ساعت نگاه کردم که دیدم ساعت هنوز ۶ صبحه و هشدار گوشی رو قطع کردم تا دوباره بخوابم.
نمی دونستم چرا ساعت رو برای ۶ تنظیم کردم.
بعد از کمی فکر کردن با چشم بسته یادم افتاد که قرار بود با شهرام بریم کوه…

(بیشتر…)