دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان عشق ارباب به قلم سحر دریا.م با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق ارباب با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عشق ارباب: عاشقانه ، هیجانی ، غمگین ، اربابی
نویسنده رمان: سحر دریا.م
تعداد صفحات رمان ۵۲۸ صفحه

دانلود رمان عشق ارباب

خلاصه رمان : ستاره در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او، قبول می کند که نقش او را درخانه اش و در کنار شوهر خواهر خشک و مرموزش بازی کند.
حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته ولی شعله های انتقام در کنار عشقی نوخاسته ستاره را وادار می کند که…
قسمتی از متن رمان عشق ارباب
دﺳﺘﺎن ﻇﺮیفش از ﺑﯿﻦ دست هاﯾﻢ ﺷﻞ ﺷﺪ و از روی ﺗﺨﺖ آوﯾﺰان ﺷﺪ.
ﻧﮕﺎﻫﻢ را ﺑﻪ ﺣﻠﻘﻪ ای ﮐﻪ ﮐﻒ دﺳﺘﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺑﻮد دوﺧﺘﻢ و ﻫﻤﺎن طور از ﮐﻨﺎر ﺗﺨﺘﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم.
ﻧﮕﺎه آﺧﺮم را ﺑﻪ او دوﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎن زﯾﺒﺎﯾﺶ ﺑﺮای ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد.
ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ گنگی ﺳﺮم را ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪم و ﺑﻪ ﻃﺮف در اﺗﺎق ﺑﻪ راه اﻓﺘﺎدم…

(بیشتر…)

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب به قلم مریم و مهسا با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان قلب سیاه دختر ارباب: عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
نویسندگان رمان: مریم و مهسا
تعداد صفحات رمان ۱۴۱ صفحه

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب

خلاصه رمان : خشم، نفرت و سیاهی یاوران زندگی من هستند…
چقدر معصوم و پاک بودم و زندگی ساده ای داشتم ولی در پی یک حادثه تلخ همه ی سادگی و مظلومیتم به باد رفت و جای خود را به ظلم، نفرت و سیاهی داد و قلب معصومم را به رنگ سیاه در آورد.
دیگر مهربانی برایم معنایی نداشت و دروغی بیش نبود و اگر در درونم جستجو می کردی می دیدی که دیگر نه عشقی وجود دارد نه آن خوشحالیه گذشته ها…
چقدر دردناک است که سرنوشت با من چنین کاری کرده است.
دیگر آن دریای مهربان و دل نازک مرده است و جای او من متولد شدم.
یک دریای سنگدل و بی محبت که همه از او و کارهایش وحشت دارند…

(بیشتر…)

دانلود رمان قرار انتقام به قلم صبا سادات جمالی با لینک مستقیم

دانلود رمان قرار انتقام با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان قرار انتقام: عاشقانه ، پلیسی
نویسنده رمان: صبا سادات جمالی
تعداد صفحات رمان ۴۶۸ صفحه

دانلود رمان قرار انتقام

خلاصه رمان : یک دختر تنها، یک پسر زخم خورده…
هر دو همکار، همراه می شوند با هم در راهی که مسیرش مشخص نیست…
و اما عشق و عشق جای دارد در این راه تاریک، عشق میان دو همکار…
قسمتی از متن رمان قرار انتقام
داشتم یواشکی از ساختمون می اومدم بیرون که یک نفر از پشت بازومو گرفت…
_هی خانوم کجا با این عجله؟!
به پشت بر گشتم زل زدم به اون…
_وای خاک به سرم تو که زنی پس چرا صدات مردونست؟!
_کی گفته من زنم.
_خدا من بکشه از این دوجنسه هایی؟
_چرا داری مزخرف میگی؟
_پس حتما مریضی…
_ببین دختره خفشووو چقدر حرف می زنی بگو اینجا چیکار می کردی؟ حالا چی می خوای؟
به پشت سرش اشاره کردم و گفتم:
اونو می خوام…

(بیشتر…)

دانلود رمان زیبای مغرور به قلم الهام کامیاب با لینک مستقیم

دانلود رمان زیبای مغرور با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زیبای مغرور: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: الهام کامیاب
تعداد صفحات رمان ۲۶۷ صفحه

دانلود رمان زیبای مغرور

خلاصه رمان : نمی دونه ﭼﯽ در اﻧﺘﻈﺎرشه و ﺳﺮﺳﺨﺘﺎنه داره ﺑﺎ روزﮔﺎر ﺑﺮای ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮدن ﺧﻮدش و ﺧﻮاھﺮش دﺳﺖ و پنجه ﻧﺮم می کنه…
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ طﻮری ﺑﺮاش رﻗﻢ زده که می تونه ﺑﺮاش ﻋﺎﻟﯽ و ﻓﻮق اﻟﻌﺎده و ھﻢ زﻣﺎن ﺗﻠﺦ و ﻧﺎاﻣﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎشه…
اﺗﻔﺎﻗﯽ که ﺑﺮاش ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺎد می تونه آرزوی ھﺮ دﺧﺘﺮی ﺑﺎشه اﻣﺎ ﺑﺮای اون…
نمی دوﻧﻢ…
قسمتی از متن رمان زیبای مغرور
ﻣﻦ ﻣﻠﻮرین هستم… ﻣﻠﻮرﯾﻦ راﺷﺪ…
دﺧﺘﺮی ﻣﺤﮑﻢ و ﻗﻮی…
ﻣﻦ ﮐﺴﯽ هستم که از دﻧﯿﺎ ھﯿﭽﯽ ﻧﺪﯾﺪم و همه ی ﺳﮭﻤﻢ از دﻧﯿﺎ یک ﭘﺪر معتاد، یک ﻣﺎدر ﻧﺎﺗﻨﯽ و یک ﺧﻮاھﺮ ﻧﺎﺗﻨﯽ به اﺳﻢ ﻧﻔﺲ…
که واقعا ﺑﺮام مثل ﻧﻔﺲ می مونه…
ﺳﺨﺘﯽ هایی که ﮐﺸﯿﺪم از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻟﯽ و ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﻢ و ﻣﺴﺘﻘﻞ…

(بیشتر…)

دانلود رمان من شیطون نیستم به قلم کیمیا سوار با لینک مستقیم

دانلود رمان من شیطون نیستم با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان من شیطون نیستم: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: کیمیا سوار
تعداد صفحات رمان ۷۰۰ صفحه

دانلود رمان من شیطون نیستم

خلاصه رمان : حنا فرزند طلاق  است و نه پدرش اون رو می خواد و نه مادرش…
از قضا وارد خانه مردی می شود که از همسر اولش خیانت دیده است.
طلا با او ازدواج می کند، اما فقط برای نیازشون: یکی داشتن پناهگاه و دیگری جایگزینی برای عشق سابقش!…
قسمتی از متن رمان من شیطون نیستم
“حنا”
با صدای زنگ ساعت وحشت زده از خواب پریدم.
چشم هام که به عقربه های ساعت افتاد، چهار تا شد.
لعنتی خواب مونده بودم، ساعت هشت امتحان داشتم و الان ساعت هفت و نیم بود و من خنگ یادم رفته بود ساعت رو یکم زودتر تنظیم کنم.
گوشیمو پرت کردم رو تخت و پریدم جلوی میز آرایشی، یه کرم ضد آفتاب زدم و جلوی موهام رو سرسری شونه کشیدم و از پشت محکم بستمشون.

(بیشتر…)