دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان زحل به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان زحل نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زحل: اجتماعی ، عاشقانه
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۱۱۱۳ صفحه

رمان زحل

خلاصه رمان : تـو هم می توانی پاداش و هم جزای اطرافیانت باشی و این معادله بستگی به عملکرد خودت دارد.
اگر یکجا معجزه دیدی یا زمین خوردی برگرد به قلبت و اعمالت، ببین کجا انسانیت داشتی و کجا تخطی کردی…
قسمتی از متن رمان زحل
قبول کردیم. می دونستم که از چاله در میایم، می افتیم تو چاه. ولی قبول کردیم.
تو راه فرخنده نقشه ها رو توضیح داد.
در حین توضیح فهمیدیم که خیلی راهبردی اومده جلو. فهمیده که سراغ کی برود که برایش خوب باشه.
حتی از چند نفر در مورد ما پرس و جو و تحقیق هم کرده.
فرخنده دانشجو بود، دانشجوی عمران!!!
شاید باور نکردنی باشه ولی، خیلی باهوش بود.
دانشجوی سال چهارم بود.
به مرور به هم اعتماد کردیم…

(بیشتر…)

دانلود رمان شراکت اجباری به قلم محدثه۷۶ با لینک مستقیم

دانلود رمان شراکت اجباری نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شراکت اجباری: عاشقانه
نویسنده رمان: محدثه۷۶
تعداد صفحات رمان ۴۲۲ صفحه

رمان شراکت اجباری

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری جسور است که بی محابا سخن می گوید.
او به هیچ وجه با ازدواج کردن کنار نمی آید…
اما ناخواسته با شخصی آشنا می شود، این آشنایی مسیر زندگی اش را تغییر می دهد…
قسمتی از متن رمان شراکت اجباری
_چه خبرته؟
بزار من هم حرف بزنم.
در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:
خب من حرف هام تموم شد، حالا می خوای جواب من رو بدی؟!
عین مادربزرگ ها پشت سر هم حرف می زنی…
_ماشالله که کم نمیاری…
_نترس من کم نمیارم اگر هم آوردم از تو قرض می گیرم، حالا میای یا نه؟
دو دل بودم و با استرس پاهام رو تکان می دادم.
_نمی دونم رونیک، من حرفی ندارم فقط…
_آهان گرفتم، باید از اون پیرمرد غرغرو اجازه بگیری.

(بیشتر…)

دانلود رمان ویروس مجهول از نویسنده نگار۱۳۷۳ با لینک مستقیم

دانلود رمان ویروس مجهول نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ویروس مجهول: ترسناک ، معمایی ، علمی تخیلی
نویسنده رمان: نگار۱۳۷۳
تعداد صفحات رمان ۴۱۵ صفحه

رمان ویروس مجهول

خلاصه رمان : مریم یا به قول دوستاش، ماریا، یک دانشمند ایرانی است که در امریکا زندگی می کند.
او در یک پروژه ی تحقیقاتی بزرگ مشارکت دارد که در آن به بیماران مبتلا به ایدز کمک می کند تا از چنگال ویروس اچ-آی-وی رها یشوند.
اوایل همه چیز خوب پیش می رود ولی…
اتفاقی پیش می آید که تحقیقات را به هم می ریزد.
هیچ فردی هم نمی داند این اتفاق از کجا آب می‌خورد و قصد شخصی که خراب کاری کرده از این کار چه چیز بوده.
ولی ماریا یک چیزی رو متوجه می شود.
اینکه جان همه، همه ی دنیا، مخصوصا هموطن هایش در خطره!…
قسمتی از متن رمان ویروس مجهول
پشت به من ایستاده بود، سرش با حالت عجیبی روی گردنش می لرزید و تکون می خورد.
صداش زدم تا شاید متوجه حضور من بشه:
_هی آقا، شما حالتون خوبه؟

(بیشتر…)

دانلود رمان یادگار نرگس از نویسنده مائده باوندپور با لینک مستقیم

دانلود رمان یادگار نرگس نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان یادگار نرگس: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مائده باوندپور
تعداد صفحات رمان ۴۳۱ صفحه

رمان یادگار نرگس

خلاصه رمان : نگار دختر ۲۲ ساله ای که در کنار خاله و پدربزرگش زندگی می کند.
روابط سرد موجود در خانواده از او دختر آرام و مغمومی ساخته است.
زندگیش با پیدا شدن یک مزاحم ناشناس که ادعا می کند از گذشته او با خبر است متحول می شود.
حقایقی برملا می شود که او را کنجکاو می کند برای دانستن و کشف رازهای…
قسمتی از متن رمان یادگار نرگس
چشم های متورمم را بستم…
دست راستم را روی قلبم مشت کردم و فشار دادم، نفسم به سختی بالا می آمد.
لحظه ای مکث کردم و به قصد پیدا کردن کلید، زیپ کوله ام را باز کردم و بی حواس دنبال کلیدم گشتم.
بعد از بهم ریختن تمام وسایلم، بالاخره پیدایش کردم.
کلید را به سمت قفل بردم…

(بیشتر…)

دانلود رمان مرد گاریچی از نویسنده فرشاد رجبی با لینک مستقیم

دانلود رمان مرد گاریچی نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان مرد گاریچی: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: فرشاد رجبی
تعداد صفحات رمان ۲۶۴ صفحه

رمان مرد گاریچی

خلاصه رمان : داستان این رمان حول محور زندگی مردی می چرخد.
این مرد، می خواهد در روزهای پایانی عمر خود، چند ورق کاغذ را حیف گفتار خود کند، از بدو تولد، تا واپسین لحظات عمر…
قسمتی از متن رمان مرد گاریچی
پلک‌هایم روی یکدیگر می‌نشینند، چشمانم را بسته‌ام.
نفس عمیقی می‌کشم، بسیار عمیق و آرام بازدمم را بیرون می‌فرستم.
احساس می‌کنم آماده‌ام که هرچه خورده‌ام را یک جا بالا بیاورم، ولی یک بار دیگر این عمل را تکرار می‌کنم…
دمی عمیق، آنقدر که هوای اطرافم تمام شود، آنقدر که ذره ذره وجودم از این تنفس پاک، استفاده کند و در آخر، بازدمی آرام.
پلک‌هایم را با دردِ چشم راستم باز می‌کنم، احساس خواب‌ آلودگی می‌کنم و نمی‌توانم پلک‌هایم را باز نگه دارم، در حدی که بتوانم دکتر سفیدپوش روبه‌رویم را ببینم.

(بیشتر…)