دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان چشم ها به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان چشم ها نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان چشم ها: اجتماعی ، عاشقانه
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۵۰۴ صفحه

دانلود رمان چشم ها

خلاصه رمان : آلا مدل معروف و زیبا، طی تصادفی که با پسر طلا ساز معروف شهر می کند همه ی زیبایی و جذابیت خود را از دست می دهد.
او برای جبران تقاص زیبایی اش طبق قانون تقاضای ازدواج با پسر طلا ساز را دارد اما…
قسمتی از متن رمان چشم ها
روی صندلی نشسته بودم و آروم آروم تکانش می دادم و به ساعت نگاه می کردم.
ساعت هفته، دور تا دورم پر از طرح هامِ، پر از پارچه، پر از مانکن هایی که لباس های نیمه کاره تنشونه.
به دوربینم نگاه کردم.
کنار لپ تاپه، هنوز اوستا نشدم، به خودم می گم: به همه ثابت می کنم که موفقیت هام تموم نمیشن حتی اگه مثل قبل همین”آلا” نباشم…
دست رو صورتم گذاشتم، روبند روی صورتمه…
تموم آینه های خونه پوشیده است.

(بیشتر…)

دانلود رمان خون آشام دوچهره به قلم مهدیه حیدری با لینک مستقیم

دانلود رمان خون آشام دوچهره نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خون آشام دوچهره: تخیلی ، ترسناک ، عاشقانه
نویسنده رمان: مهدیه حیدری
تعداد صفحات رمان ۹۱ صفحه

دانلود رمان خون آشام دوچهره

خلاصه رمان :
غرق در افکار کودکانه اش بود که طوفانی سخت همه را نابود کرد…
روایت عاشقی…
درد…
آلیسی سر در گم در دنیای خوناشامان و مردی که همیشه هست حتی در زمان فراموشی…
آلیس به یاد آور چهره ات را…
یک آقا پسر خوشگل پرنس و از همه مهمتر یک خوناشام، یک دختر روستایی اما با قلبی پاک و مهربان که از قضا دل پرنس ما رو برده…
داستان رمان در مورد دخترشون آلیسه که توی بچگی گم شده آلیسی خوناشام وقتی می فهمه چی می شه؟
چطور از دست نیروهایی شیطانی فرار می کنه؟
و اون مرد کیه که همیشه هست حتی در زمان فراموشی…
قسمتی از متن رمان خون آشام دوچهره
ﺑﺮ ﺑﻠﻨﺪی دﯾﻮار ﻗﺼﺮ اﯾﺴﺘﺎده ﺑﻮدم ھﻤﺎن دﯾﻮاری که روﺳﺘﺎ از ﺑﻠﻨﺪی آن ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻮد.

(بیشتر…)

دانلود رمان گناه یا بی گناه به قلم آیدا فراهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان گناه یا بی گناه نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان گناه یا بی گناه: درام ، اجتماعی
نویسنده رمان: آیدا فراهانی
تعداد صفحات رمان ۱۶۰ صفحه

رمان گناه یا بی گناه

خلاصه رمان : پریناز دختری است با قلبی ظریف و شکننده مانند شیشه، پاک و بی آلایش مانند دریا، مهربان و بی کینه مانند گل ها…
اما مدّت هاست که پریناز قلبش را پشت یک سنگ به ظاهر محکم پنهان کرده است.
او از آدم های سنگدل می ترسد.
چون می دونه با قلب مهربانی که داره خیلی راحت در برابر اون ها شکست می خوره.
اما مثل اینکه یادش رفته که حتی از محبت خارها گل می شوند…
قسمتی از متن رمان گناه یا بی گناه
_عروس خانم وکیلم؟
شهین دختر خاله ام گفت: عروس رفته گل بیاره…
_برای بار دوم عرض می نمایم: دوشیزه مکرمه، سرکار خانم…
به دستم که در دست برسام بود، نگاه کردم.
حلقه زیبایی توی انگشتم بود، روش یک الماس بزرگ درخشان داشت.

(بیشتر…)

دانلود رمان شعله های هَـوس به قلم مهرنوش نجفی با لینک مستقیم

دانلود رمان شعله های هَـوس نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شعله های هَـوس: عاشقانه
نویسنده رمان: مهرنوش نجفی
تعداد صفحات رمان ۱۱۴ صفحه
توجه: این رمان مخصوص افراد بزرگسال (بالای هجده سال) می باشد…

رمان شعله های هَـوس

قسمتی از متن رمان شعله های هَـوس
مقدمه: دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻧﺪارد، هیچکس ﺟﺰ ﺗﻮ در ﻗﻠﺒﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪارد.
ﻗﻠﺒﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺳﺮﭘﻨﺎھﯽ ﻧﺪارد، ﺗﻮ ﻣﺎل ﻣﻨﯽ، اﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮدن ها ﺣﺪی ﻧﺪارد!…
ﻗﻠﺒﺖ را ﻟﻤﺲ می کنم، ﺗﻮ را ﺣﺲ می کنم، همه ی وجودمی…
آراﻣﻢ می کنی، ﻣﺮا درﮔﯿﺮ ﻧﮕﺎھﺖ می کنی، ﺗﻮ آﺧﺮ ﻣﺮا دﯾﻮانه ﺧﻮدت می کنی.
ﺗﻤﺎم ﻟﺤﻈﺎﺗﻢ ﺷﺪه ای، ﻣﻨﯽ که ﺗﻤﺎم زﻧﺪﮔﯽ ام را به ﭘﺎی ﺗﻮ ریخته ام…
ﮐﺎش زودﺗﺮ ﺗﻮ را می دﯾﺪم که اﯾﻨﮕﻮنه زﻧﺪﮔﯽ ام ﺗﺎ ﺑه اﯾﻨﺠﺎ ﺑﯿﮭﻮده ھﺪر ﻧﺮود.
و ﺣﺎﻻ می فهمم زﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺴﺖ، ﺣﺎﻻ که ﺑﺎ ﺗﻮ هستم می فهمم ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ…
ﻗﺒﻞ از آﻣﺪﻧﺖ نه ﺣﺴﯽ ﺑﻮد، نه ﺣﻮصله ای، ﻣﻦ ﺑﻮدم و ﺗﻨﮭﺎﯾﯽ و روزھﺎی ﺑﯽ ﻋﺎطفه…

(بیشتر…)

دانلود رمان مهمان زندگی به قلم فرشته ملک زاده با لینک مستقیم

دانلود رمان مهمان زندگی نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان مهمان زندگی: عاشقانه ، هم خونه ای ، طنز
نویسنده رمان: فرشته ملک زاده
تعداد صفحات رمان ۷۹۳ صفحه

دانلود رمان مهمان زندگی

خلاصه رمان : سایه دختری مهربان، جذاب، بسیار مغرور و لجباز است.
همه ی وجود سایه سرشار از عشق نسبت به خانواده است.
خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه ی آینده او را دستخوش تغییر می کنند…
قسمتی از متن رمان مهمان زندگی
از دفتر آموزش که بیرون آمد نازنین را منتظر خودش دید، لبخندی زد و به سویش قدم برداشت و با سرخوشی و ذوق گفت:
_دیدی تونستم کلاس هام رو با هم هماهنگ کنم؟!
نازنین با لبخند گفت:
_پس بالاخره کار خودت رو کردی و سازه های فولادی رو با دکتر آرمین مشایخ گرفتی؟
هر دو به سمت درب خروجی به راه افتادند، رو به نازنین گفت:
_خودت می دونی که دیگه دلم نمی خواد سر کلاس ارجمند برم.

(بیشتر…)