دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان هیچ وقت دیر نیست به قلم مهسا زهیری با لینک مستقیم

دانلود رمان هیچ وقت دیر نیست با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان هیچ وقت دیر نیست: عاشقانه ، اجتماعی ، جنایی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: مهسا زهیری
تعداد صفحات رمان ۳۹۸ صفحه

رمان هیچ وقت دیر نیست

خلاصه رمان : داستان این رمان پیرامون تلاش های شخصیت زن داستان در جهت جبران کردن اشتباهات گذشته اش است.
یک جور روبرو شدن با نیروهای مثبت و منفی که یکی از نتایج حاصلش می تواند این باشه که هیچ چیز قطعاً خوب یا قطعاً بدی وجود ندارد…
و اینکه هیچ وقت دیر نیست!…
قسمتی از متن رمان هیچ وقت دیر نیست
اگر آدم خیال پردازی کنارم بود، حتماً تصور می کرد امروز برای من روز بزرگیه.
اما نکته اینجا بود که نه امروز فرقی با بقیه ی روزها داشت، نه آدمی کنار من بود.
تنها جنبنده ای که اطراف من با چشم قابل دیدن بود، صد متر اون طرف تر انتهای این جاده ی ساکت و بلند، پشت فرمون نشسته بود و احتمالاً به مانتوی از مد افتاده ی من نگاه می کرد.

(بیشتر…)

دانلود رمان عاشقانه ترین دروغ به قلم صنم احمدی با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقانه ترین دروغ با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عاشقانه ترین دروغ: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: صنم احمدی
تعداد صفحات رمان ۱۶۶ صفحه

دانلود رمان عاشقانه ترین دروغ

خلاصه رمان : داستان این رمان از زبان یک پسری است که پزشکه، ولی عشق رو باور ندارد و معتقد است هیچ وقت عاشق نمی شود.
تا اینکه بالاخره یک روز او عاشق یک دختر می شود.
یک دختر که زیباییش آدم رو مجذوب و شیفته می کند.
اما این دختر زیبا یک تله است و پسر این رو نمی داند تا اینکه…
قسمتی از متن رمان عاشقانه ترین دروغ
موبایلم داشت زنگ می خورد.
نگاهی به صفحه اش که داشت خاموش روشن می شد کردم.
مامانم بود.
جواب دادم:
_جانم مادرم؟ سلام.
مامان: سلام. چرا اینقدر دیر جواب میدی مادر؟ نمی گی آدم نگران میشه؟
_شرمنده دستم بند بود رویا جونم.
مامان: خیلی خب زبون نریز. امشب بیا اینجا خاله ات اینا میان.
_چشم امر دیگه؟

(بیشتر…)

دانلود رمان عروس جن به قلم آزیتا خانوم (Azita . Ta) فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان عروس جن با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عروس جن: عاشقانه ، ترسناک
نویسنده رمان: آزیتا خانوم (Azita . Ta)
تعداد صفحات رمان ۵۲ صفحه

دانلود رمان عروس جن

خلاصه رمان : اشتیاق و علاقه تبدیل به یه نفرت می شود.
نفرتی که قبل از آن علاقه شدید وجود داشته و نفرتی به علاقه و عشق تبدیل می شود در حالی که قبل می خواست انتقام بگیرد.
با این روند، سرنوشت زندگی دخترکی تغییر می کند…
قسمتی از متن رمان عروس جن
با صدای در اتاق از جا پریدم مریم دختر خالم بود با خشم نگاهش کردم و گفتم:
_ چه خبرته؟!
با خنده که چال های گونه اش فرو رفته تر می کرد گفت:
_ هیچی مامان و بابا هامون امشب رفتن باغ خودمون تنها هستیم…
لبخند شیطانی بر لب هایم نهادم، مریم از جن و روح می ترسید ولی من خیلی دوست داشتم.

(بیشتر…)

دانلود رمان میشا دختر جاودانه به قلم محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان میشا دختر جاودانه با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان میشا دختر جاودانه: عاشقانه ، تخیلی ، فانتزی
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان ۲۹۴ صفحه
جلد دوم رمان میشا دختر خوناشام

دانلود رمان میشا دختر جاودانه

خلاصه رمان : خلاصه از زبان نویسنده:
در این جلد از رمان ما ادامه ی زندگی میشا رو می نویسیم که اتفاق های جدیدی در زندگیش می افتد…
نیروهای ماورایی دیگه ای هستند در این دنیا که میشا با چشمانش شاهد دیدن آنها می شود و…
قسمتی از متن رمان میشا دختر جاودانه
در ماژیک رو گذاشتم و گفتم:
_فقط پنج دقیقه وقت دارید!
صدای اعتراض همشون بلند شد… اخم کردم و گفتم:
_شد چهار دقیقه…
ساکت شدن و شروع کردن نوشتن…
مقنعه ام رو درست کردم و نشستم رو صندلی مشغول وارسی برگه ها بودم که با صدای زنگ وسایلم رو جمع کردم.
یک خسته نباشید گفتم و از در زدم بیرون…
با صدای شاگرد زرنگم برگشتم:
آرمان: ببخشید استاد…
وایسادم و با لبخند گفتم:
_جانم؟

(بیشتر…)

دانلود رمان آشپزباشی به قلم محمد ستاری با لینک مستقیم

دانلود رمان آشپزباشی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان آشپزباشی: عاشقانه ، طنز ، کلکلی
نویسنده رمان: محمد ستاری
تعداد صفحات رمان ۱۵۵ صفحه

دانلود رمان آشپزباشی

خلاصه رمان : داستان رمان راجع به دختری به اسم سوگل هست که پدرش صاحب یکی از بهترین رستوران های شهر تهران است.
آنها دنبال یکسری آشپز ماهر هستن.
در این بین با دانیال پسری شوخ، مغرور و البته همه روز و شب هاش با تلافی می گذره آشنا می شوند.
که به عنوان سر آشپز رستوران معروف آشپزباشی انتخاب میشه.
دانیال از اول سر شوخی و البته تلافی رو با سوگل باز می کنه و…
قسمتی از متن رمان آشپزباشی
با جیغ جیغ های ترانه از خواب بلند شدم…
لعنت بهت ترانه به اگه پاشم می کشمت…
ترانه: اگه تونستی بکش…
مثل جت بلند شدم و به طرف ترانه خیز برداشتم.
موهای قهوه ای و بلندشو می کشیدم و اونم بدتر جیغ و داد می کرد…
ترانه: آیییییی ول کن موهام درد گرفت…
_تا تو باشی دیگه این قدر سر و صدای الکی نکنی…

(بیشتر…)