دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان پرستش به قلم سحربانو ۶۹ با لینک مستقیم

دانلود رمان پرستش نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان پرستش: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: سحربانو ۶۹
تعداد صفحات رمان ۳۵۹ صفحه

رمان پرستش

خلاصه رمان : در تاریکی که دست و پا می زنم به هیچی نمی رسم…
جز همان سیاهی و سیاهی و ترس…
ترس از تاریکی، دنیای من سیاه است.
برای اینکه نترسم به هر چیزی که سر راهم باشد چنگ می زنم.
هر چیزی، حتی یک قلب سنگی…
حتی اگر اون قلب سنگی برای من دردسرساز بشود.
حتی اگر اون یک تیکه سنگ در سینه یک مرد مغرور باشد، من بهش چنگ خواهم زد.
من، پرستش، آن قلب سنگی را نرمش می کنم.
حتی اگر همه ی زندگیم تباه بشود، من آن مرد مغرور را مجبور به پرستش می کنم…
قسمتی از متن رمان پرستش
ﻣﺎﻣﺎن که ﺻﻮرﺗﻢ رو ﺑﻮﺳﯿﺪ ﺧﯿﺴﯽ اشکو رو ﮔﻮنه ام اﺣﺴﺎس ﮐﺮدم.
ﺑﺎزم چشمه اﺷﮑﺶ ﺟﺎری ﺷﺪ.
ﺧﻮبه دﮐﺘﺮ گفته ﻧﺒﺎﯾﺪ زﯾﺎد ﮔﺮیه ﮐﻨﯽ. اﺷﮑﺶ رو ﺑﺎ اﻧﮕﺸﺘﻢ ﭘﺎک ﮐﺮدم.
ﺑﻐﻀﺶ رو ﻗﻮرت داد و ﮔﻔﺖ:
_ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺑﺎﺑﺎت ھﻢ ﺑﻮد.

(بیشتر…)

دانلود رمان در تمنای توام به قلم رویا رستمی با لینک مستقیم

دانلود رمان در تمنای توام نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان در تمنای توام: عاشقانه ، درام
نویسنده رمان: رویا رستمی
تعداد صفحات رمان ۳۷۳ صفحه

رمان در تمنای توام

خلاصه رمان : داستان این رمان در مورد دختری به نام آلما است که به پسر دایی اش علاقه دارد.
اما پسر دایی اش حتی حاضر نیست به او نگاه کند.
دایی اش پسرش را مجبور می کند تا با آلما نامزد شود.
آنها با هم نامزد می شوند، اما بنا به دلایلی نامزدی شان بهم می خورد و این سر آغاز داستان است ولی ورق برمی گردد…
قسمتی از متن رمان در تمنای توام
زیر چشمی نگاهش کرد، با آرامش مشغول خوردن صبحانه اش بود.
کمی این پا و آن پا کرد و گفت:
_نکیسا؟
نکیسا سرش را بلند کرد و با بی تفاوتی گفت: چیه؟
حتی یک بار هم دل خوش نکرد این پسر دل کوچک این دختر هوایی عشق را!
آلما اخم هایش را درهم کشید و گفت:
_نشد یه بار صدات کنم نگی چیه؟

(بیشتر…)

دانلود رمان حوای من به قلم ف_سدنی با لینک مستقیم

دانلود رمان حوای من نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان حوای من: عاشقانه ، اجتماعی ، طنز
نویسنده رمان: ف_سدنی
تعداد صفحات رمان ۶۱۶ صفحه

رمان حوای من

خلاصه رمان : داستان دختری که گذشته و خاطراتش به فراموشی سپرده شده است.
اکنون مردی پیدا شده که مدعی عشق سابقشه! با دلیل و مدرک…
خب آویسا دل به دایان سپرده و شروع زیبایی برای جفتشون رغم می خورد که با یک تماس و إفشای واقعیتی در گذشته رخ داده است و دایان ازش مخفی کرده دل چرکین شده با جنینی که ۲-۳ ماه است که در دلش تکان می خورد، می رود تا اصل ماجرا رو بفهمد!
به نظرتون دوباره به سوی هم بر می گردند؟
قسمتی از متن رمان حوای من
_ویدا جان بیام؟
تعلل کنان صداش اومد…
_بیا عزیزم.
درب اتاق پـُرُو رو باز کردم و به دختر روبروم خیره شدم!
با اون چشم های آبی دریایی نگاهی به لباس توی تنش و بعد بهم کرد.
_خوبه به نظرت دایان؟

(بیشتر…)

دانلود رمان یک قدم تا یاد تو به قلم سحر مرزبان با لینک مستقیم

دانلود رمان یک قدم تا یاد تو نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان یک قدم تا یاد تو: عاشقانه ، معمایی ، پلیسی
نویسنده رمان: سحر مرزبان
تعداد صفحات رمان ۳۷۶ صفحه

دانلود رمان یک قدم تا یاد تو

خلاصه رمان : این رمان داستان دردها و غم ها است، داستان رازها و معماها…
دختری از تبار درد و غم، مسیری که زندگی برایش تعیین می کند و همراه با خودش می برد.
پسری از تبار سنگ و انتقام، مسیری که خودش به زندگیش تحمیل می کند و…
رازهایی برملا می شود که به داستان هیجان می بخشد…
قسمتی از متن رمان یک قدم تا یاد تو
با حس سرگیجه چشمانش را باز کرد.
سیاهی مطلق بود، به چشمانش بیشتر فشار آورد تا بهتر ببیند و همینطور به مغزش فشار آورد که چی شده؟
تمام حس های پنج گانه اش به کار افتاد.
صدای شیون و گریه از هر جای خونه به گوش می رسید. با دیدن سیاه پوشی خاله اش همه چیز برایش تمام شده به حساب اومد.

(بیشتر…)

دانلود رمان عطر نفسات به قلم مریم ۲۱ با لینک مستقیم

دانلود رمان عطر نفسات نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عطر نفسات: عاشقانه ، درام ، طنز
نویسنده رمان: مریم ۲۱
تعداد صفحات رمان ۳۱۷ صفحه

دانلود رمان عطر نفسات

خلاصه رمان : : داستان این رمان درباره ی دختری است حساس و لجوج اما در عین حال مهربان و خوش قلب!
ولی “هورش” پسر داستان یک پسر تنها است اما در عین حال محکم و جسور!
این دو نفر با هم آشنا می شوند و اتفاقاتی جالب و هیجان انگیز براشون می افتد.
اما در نهایت همه چیز ختم می شود به سر آغاز یک عشق!!
عشقی پاک و احساسی واقعی…
یک دختر از جنس احساس، یک پسر از جنس غرور… ولی رابطه شون پر از دردسر و ماجرا است…
قسمتی از متن رمان عطر نفسات
سرش را در بالشتش فرو کرد تا صدای داد و فریادهای او را نشنود!
عادتش شده بود که هر روز با صدای داد و فریاد های او چشم های خواب آلودش را باز کند.
_هورش… بلند شو! ساعت ۷صبحه! کلاس داری.

(بیشتر…)