دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان مردان غریب من از نویسنده نسرین قدیری با لینک مستقیم

دانلود رمان مردان غریب من پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان مردان غریب من: عاشقانه
نویسنده رمان: نسرین قدیری
تعداد صفحات رمان ۳۴۴ صفحه

رمان مردان غریب من

خلاصه رمان : اواخر شهریور ماه بود و نشانه‌ های فصل پاییز بر روی درختان خودنمایی می کرد.
نسیم پاییزی آرامی می وزید که احساسات نیاز را به درد می آورد.
برای او نسیم پاییزی همیشه بوی دوری و تنهایی می داد.
هر چقدر سعی می کرد در دقایق آخر چهره ای شاد و متبسم داشته باشد، موفق نمی شد.
امید در کنارش بود و انگار قصد جدا شدن از او را نداشت…
قسمتی از متن رمان مردان غریب من
صدای تشویق، فریاد و سوت زدن بچه ها سالن ورزشی بزرگ را به لرزه در آورده بود.
جوان ها تیم دانشگاه خود را تشویق می کردند تا بر تیم مقابل که از شهر دیگری آمده بود پیروز شود.
مسابقه بسکتبالی که بین دو تیم از دو شهر و دانشگاه متفاوت انجام می شد.

(بیشتر…)

دانلود رمان ستاره های بی نشان از نویسنده نیلوفر لاری با لینک مستقیم

دانلود رمان ستاره های بی نشان پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان ستاره های بی نشان: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر لاری
تعداد صفحات رمان ۲۷۱ صفحه

رمان ستاره های بی نشان

خلاصه ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختر فقیری است که به همراه مادر و خواهران خود زندگی می کند.
به دلیل خطایی که خواهرش مرتکب می شود، زندگی خانواده دچار تلاطم می شود.
شکوه برای جرمی که مرتکب نشده راهی زندان می شود…
اما از زندان فرار می کند و بی هدف راهی می شود تا به شهری برسد.
او پس از پشت سر گذاشتن سختی های فراوان با پسری آشنا می شود که…
قسمتی از رمان ستاره های بی نشان
هنوز از در نیامده بودم داخل، مادر صدا کرد:
«شکوه، زود بیا توی هال، یک عالمه سبزی داریم که باید همین امشب آماده کنیم.»
وسایلم از دستم سر خورد پایین…
با دیدن یک کپه سبزی که روی ملحفه ی قهوه ای رنگ روی هم انباشته شده بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان بازگشت گیسو از نویسنده اعظم ابراهیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بازگشت گیسو پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان بازگشت گیسو: عاشقانه ، مذهبی
نویسنده رمان: اعظم ابراهیمی
تعداد صفحات رمان ۳۱۹ صفحه

رمان بازگشت گیسو

خلاصه رمان : داستان این رمان در مورد دختری به نام گیسو می باشد.
خانواده ی او مذهبی و دارای عقیده ای خاص هستند، اما گیسو با خانواده اش ناسازگاری می کند.
او بی اعتنا به نصیحت های خانواده اش، مسیر زندگیش را تغییر می دهد.
اما طولی نمی کشد که در این مسیر عاشق می شود و دوباره به شخصیت و اصالت خودش باز می گردد.
قسمتی از متن رمان بازگشت گیسو
به مقابل خود خیره بود و به این فکر می کرد که وقتی به خانه بازگشت چه جوابی بدهد که نه سیخ بسوزد و نه کباب…
از دروغ گفتن متنفر بود اما این روزها عجیب به دروغ گویی عادت کرده بود.
حالا دیگر یکی از خصلت های اصلی او به شمار می آمد.

(بیشتر…)

دانلود رمان بازی مرگبار عشق از نویسنده زهرا علیپور با لینک مستقیم

دانلود رمان بازی مرگبار عشق پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان بازی مرگبار عشق: طنز ، عاشقانه ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: زهرا علیپور
تعداد صفحات رمان ۱۱۹ صفحه

رمان بازی مرگبار عشق

خلاصه ای از رمان : داستان عاشقانه ما سرآغاز عشقی ممنوع بود!
این یک بازی ممنوعه بود که بازیگرهای این بازی مرگبار ناخواسته تن به این بازی بی رحمانه دادند!
همگی نیاز داشتیم به مقدار کمی خوشی!
حتی لحظه ای کوتاه!
که بتوانند رنگ زیبای خوشبختی را بچشند!
اما عده ای قربانی می شوند و خوشبختی را برای مونس خود به یادگار می گذارند!
قسمتی از متن رمان بازی مرگبار عشق
_ بفرمایید خانوم!
عینک دودیم رو از چشم هام برداشتم و از ماشین پیاده شدم.
نرگس و رعنا دم در عمارت بهم تعظیم کردن. با غرور همیشگی، عینک دودی رو دادم به رعنا… شنلم رو هم دادم به نرگس…
از پله های عمارت بالا رفتم و وارد اتاقم شدم.
اتاقی که با زیباترین سلیقه تزیین شده بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان سفید بخت از نویسنده شهره وکیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان سفید بخت نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سفید بخت: عاشقانه
نویسنده رمان: شهره وکیلی
تعداد صفحات رمان ۴۶۹ صفحه

رمان سفید بخت

خلاصه ی رمان : اوایل شب بود.
سه مرد سیاه پوش چون گرگ هایی گرسنه و خشمگین دور میز گرد مهتابی وسیع جلو عمارت مجلل و قدیمی باغ نشسته و در انتظار چهارمین مرد خانواده بودند.
پچ پچ هایی که در طول هفت روز مراسم عزاداری به گوش آنها خورده بود از آستانه تحمل باورشان بیرون بود.
هر سه با ریش های در آمده و ظاهر آشفته…
گر چه نیت های خود را پشت چهره پنهان می کردند…
اما باز هم نشانه ها دیده می شد.
پچ پچ ها پیرامون شایعه ی وجود یک وصیت نامه بود.
آنها بیش از آن که سوگوار از دست رفتن مهم ترین فرد خانواده، یعنی همدم السلطنه باشند برای آمدن مرد چهارم، بی قرار بودند.
و لحظه شماری می کردند… (بیشتر…)