دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان همخونه به قلم مریم ریاحی با لینک مستقیم

دانلود رمان همخونه با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان همخونه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مریم ریاحی
تعداد صفحات رمان ۲۲۸ صفحه

دانلود رمان همخونه

خلاصه رمان : یلدا به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی می کند.
بچه های اون مرد (حاج رضا) خارج از کشور هستند به جز پسر کوچکش که به دلایلی از پدرش کینه به دل دارد.
که او هم تصمیم دارد از ایران برود.
خلاصه این که حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا می خواد که با همین پسر کوچکترش (که تابحال یک بار هم یلدا رو ندیده) و اسمش شهاب است ازدواج کند.
و به مدت شش ماه باهم در یک خونه زندگی کنند.
اخلاق شهاب هم طوری است که نمیشه با یک من عسل نگاهش کرد.
مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب…
قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشوند.
در این بین اتفاقاتی می افته و حرف هایی زده میشه و روزهایی می گذره که… (بیشتر…)

دانلود رمان طواف و عشق به قلم امیدوار با لینک مستقیم

دانلود رمان طواف و عشق با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان امیدوار: عاشقانه ، مذهبی
نویسنده رمان: امیدوار
تعداد صفحات رمان ۴۷۸ صفحه

رمان طواف و عشق

خلاصه رمان : داستان درباره مردی است که به سبب حادثه ای عشقی که در ۲۵ سالگی برایش رخ داده، تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکنه.
ولی بعد از ده سال که می خواهد مشرف به حج عمره بشه مجبور میشه علی رغم میلش ازدواج کند و…
قسمتی از متن رمان طواف و عشق
پنجره ماشین را پایین داد و هوای بهاری را به کام کشییید مطبوع بود.
به محض رسیدن به چهارراه چراغ قرمز شد.
اجبار به ایستادن بود ناچار ترمز کرد.
هنوز درست متوقف نشده بود که صدای بچگانه پسری از پنجره او را مخاطب قرار داد:
_آقا گل… گل می خرید؟
به سرتاپای او نگاهی کرد هنوز سنی نداشت حدود نه ساله به نظر می رسید وقت بازی کردنش بود.
اما گل می خواست چه کار؟
خم شد و به محتویات داشبورد نظری انداخت.
همه شکلات تلخ، از مزه آن ها خوشش می آمد.

(بیشتر…)

دانلود رمان احساس خاموش به قلم نیلوفر جهانجو با لینک مستقیم

دانلود رمان احساس خاموش با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان احساس خاموش: عاشقانه ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر جهانجو
تعداد صفحات رمان ۹۵۱ صفحه

رمان احساس خاموش

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری زیبا و پولدار به نام باران است.
او حس می کند که احساسش خاموش شده.
اما… رو پای خودش ایستاده…
یک تکیه گاهه محکمه… تکیه گاهه کسایی که عاشقشونه…
این یک اجباره بوده!
و حالا پسری به نام امیرعلی که خیلی هم مغروره سر راه باران قرار می گیره و میگه همه دخترا فقط به پول فکر می کنن…
اما باران تنها مشکلی که در زندگیش نداره پول هست…
قسمتی از متن رمان احساس خاموش
پشت میز کارم نشسته بودم و حساب های این ماه کارخونه رو بررسی می کردم تا مشکلی نداشته باشه.
به بعضی کارمندها نمیشه اعتماد کرد.
زیاد جدی نمی گیرن کار رو…
گوشیم زنگ خورد، برداشتمش و نگاهی بهش انداختم، از خونه بود. سریع جواب دادم:
_جانم؟ صدای گرم و مهربون مامانم اومد:

(بیشتر…)

دانلود رمان خواهر شوهر به قلم محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان خواهر شوهر با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خواهر شوهر: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان ۳۹۴ صفحه

رمان خواهر شوهر

خلاصه رمان : داستان ما راجع به دو نفره…
دو نفر که با تمام قدرتشون سعی دارن دو نفر دیگه با هم ازدواج نکنن!
یک خواهر شوهـر بدجنس و یـک برادر زن حیله گـــر و اما دوتاشون در حد مــــرگ شیطون!
این دو تا سعی می‌کنن خواهر و برادرشون ازدواج نکنن چه آتیش‌ هایی که نمی سوزونن…
البته بگما این دو تا در حد مرگ سر زبون دارن اما در حین تمام نقشه هایی که کشیدن یه اتفاقی می افته که باعث میشه مسیر زندگیشون تغییر کنه و…
قسمتی از متن رمان خواهر شوهر
من مایا سرآمدی هستم، دختری ۱۸ ساله که عاشق هنر و این جور چیزهاست.
دانشگاه نرفتم چون دیگه حوصله درس خوندن نداشتم.
دارای یک بابای خوشتیپ و یک برادر جنتلمن که از خودم ۵ سال بزرگ تره هستم.
مادرم به رحمت خدا رفته (خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه)…

(بیشتر…)

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی به قلم امیر فرهی با لینک مستقیم

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان روزهای سرد عاشقی: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: امیر فرهی
تعداد صفحات رمان ۷۷ صفحه

رمان روزهای سرد عاشقی

قسمتی از متن رمان روزهای سرد عاشقی
صداى حرکت چرخ هاى اتوبوس بر روى جاده ى پر پیچ و خم دخترک نابینا را به خودش آورد.
او تا به حال بدون پدر و مادر خود جایى نرفته بود و شاید هم دلیل ترسش از این مسافرت همین مى باشد.
دلارام دستش را بر روى دست کارولاین که درست کنارش نشسته بود گذاشت و به آرامى فشرد و به صداى پدر و مادر خود که درست بیرون اتوبوس رو به شیشه ى دلارام ایستاده بودن و با جملات به سلامت دخترم، خدا به همراهت باشد او را بدرقه ى مسافرت مى کردند گوش داد.
ساعت ها از حرکت اتوبوس گذشته بود.
دلارام پس از مدتى که در سکوت سپرى کرده بود بالاخره رو به کارولاین کرد و گفت:
امیدوارم که این دفعه نا امید برنگردم.

(بیشتر…)