دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان زندگی سیگاری به قلم مرجان فریدی با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی سیگاری نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زندگی سیگاری: پلیسی ، عاشقانه
نویسنده رمان: مرجان فریدی
تعداد صفحات رمان ۲۹۰ صفحه

رمان زندگی سیگاری

خلاصه رمان : رمانی عاشقانه، پلیسی و پر از راز که ناخواسته چیزی را می فهمد که آن را به مرز اسارت و اجبارها می کشاند.
دانسته های اشتباه همراز آن را وارد زندگی دود گرفته و خاکستری پسری می کند که همه ازش نا امید شده اند.
زندگی مان را بر پایه سیگار ساختیم و بر روی خاکستر یکدیگر قدم گذاشتیم.
بدان این که خودمان متوجه شویم با هر بار له کردن یکدیگر خود را خاکستر می سازیم…
قسمتی از متن رمان زندگی سیگاری
کلاه تولد را بر سر آروان گذاشتن و با ذوق به پسرک پنج ساله ی خود نگریستند.
مریلا سر بر روی شانه ی یوسف گذاشت و با لبخند گفت:
_بگو که هیچ وقت پیدامون نمی کنن.
من و تو آروان با هم خوشبخت می شیم؟

(بیشتر…)

دانلود رمان زمستان داغ به قلم اسما کرمی پور با لینک مستقیم

دانلود رمان زمستان داغ نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زمستان داغ: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: اسما کرمی پور
تعداد صفحات رمان ۶۰۸ صفحه

رمان زمستان داغ

خلاصه رمان : سارا دختری است که از کودکی به پسرعمه اش پرهام علاقه مند می شود و از رفتارهای پرهام احساس می کند که پرهام هم به او علاقه مند شده است.
اما در کمال ناباوری پرهام با لعیا ازدواج می کند و سارا که از این ماجرا شوکه است، احساس می کند که دیگر هیچوقت نمی تواند ازدواج کند و این عقیده، سارا را در مسیر دیگری از زندگی قرار می دهد…
قسمتی از متن رمان زمستان داغ
_عروس، دوماد اومدن!
صدای پر از شادی پردیس بود که اومدن پرهام و لعیا رو خبر می داد.
تمام کسانی که توی سالن بودند به سمت در خروجی رفتند که این لحظات رو تماشا کنند به جز من که توانایی دیدن مرگ رویاهامو نداشتم!
اشک توی چشم هام حلقه بست.

(بیشتر…)

دانلود رمان دردی به نام عشق به قلم الهام کامیاب با لینک مستقیم

دانلود رمان دردی به نام عشق نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دردی به نام عشق: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: الهام کامیاب
تعداد صفحات رمان ۱۳۳ صفحه

رمان دردی به نام عشق

خلاصه رمان : شخصیت های داستان این رمان اومدن برای عاشق شدن و عشق ورزیدن اما در اوج علاقه ی زیاد و خوشی اتفاقاتی باعث می شود از همدیگر فاصله بگیرند…
بعضی ها فاصله هاشون تمام نشدنی است و بعضی هاشون زود مشکل رو حل می کنند و این فاصله را کم می کنند.
شخصیت های داستان قرار است امید داشتن را به یکدیگر یاد بدهند.
استوار بودن و محکم بودن و صبور بودن را به هم بیاموزند.
عشق و علاقه می آید بدونه اینکه بفهمی… بدونه اینکه به وضعیتت نگاه کند… بدون اینکه به این نگاه کنی کی هستی؟!
عشق آرام آرام در وجودت جوانه می زند بدونه اینکه تو حتی بفهمی…
عشق می آید و به زندگی امیدوارت می کند.
اتفاقاتی میان این چند نفر می افتد که از زندگی سیر می شوند.

(بیشتر…)

دانلود رمان فقط فریاد نزن به قلم مریم رمضانی با لینک مستقیم

دانلود رمان فقط فریاد نزن نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان فقط فریاد نزن: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم رمضانی
تعداد صفحات رمان ۳۶۷ صفحه

رمان فقط فریاد نزن

خلاصه رمان : هیلدا به خاطر بی پولی پدرش مجبور می شود تن به ازدواج با مرد پنجاه ساله ای به نام احسان بدهد.
احسان که دارای دو فرزند است و از همسرش طلاق گرفته است.
احسان در ازای ازدواج با هیلدا، پول بسیار زیادی به پدر هیلدا می دهد.
هیلدا به عمارت احسان پا می گزارد و با احسان و فرزندانش زندگی می‌کند.
اما قضیه به همینجا ختم نمی شود و در این میان اتفاقاتی می افتد، سوشا پسر احسان، به هیلدا علاقه مند می شود و این شروع ماجرای جالبی از زندگی این دو نفر هست…
قسمتی از متن رمان فقط فریاد نزن
بافتن موهام که تموم شد، از روی صندلی چرخ دار مقابل آینه، بلند شدم، و با لبخندی مصنوعی و ساختگی، رو به شیدا گفتم:
«مرسی شیدا جان، امیدوارم که جبران کنم. به خدا دیگه روم نمی شه تو چشم هات نگاه کنم!»

(بیشتر…)

دانلود رمان من دختر افسانه ایم به قلم محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان من دختر افسانه ایم نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان من دختر افسانه ایم: عاشقانه ، تخیلی ، طنز
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان ۲۹۳ صفحه

دانلود رمان من دختر افسانه ایم

خلاصه رمان : داستان رمان این بار راجع به یک دختری است که با استفاده از نیروی فوق‌العاده ماورایی اش، می‌تواند تمام موجودات خطرناکی که در سیاره زمین هستند را از بین ببرد!
داستان متفاوتی است مثل داستان میشا دختر خوناشام و …
قسمتی از متن رمان من دختر افسانه ایم
با دو وارد ساختمون شدم و کارتم رو گرفتم جلوی سرباز، نگاهی بهش انداخت و با لحن سردی گفت:
سرباز: این یعنی چی؟
در حالی که هول شده بودم کارتم رو برگردوندم و بهش نگاه انداختم، لعنت به مخت دختره ی کم عقل!
سعی کردم خودم رو ضایع نکنم برای همین با لبخند کارت ملیم رو گذاشتم توی کیفم و کارت ورود رو در آوردم که نگاه بی تفاوتی انداخت و گفت: سرباز: می تونی وارد شی.
لبخند قدر دانی زدم و گفتم:
من: مرسی.

(بیشتر…)