دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آقایی که اون باشه نوشته Yektay ashegh و ali.radpoor با لینک مستقیم

دانلود رمان آقایی که اون باشه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان آقایی که اون باشه: عاشقانه
رمان آقایی که اون باشه نوشته: Yektay ashegh و ali.radpoor
تعداد صفحات رمان: ۸۲ صفحه

دانلود رمان آقایی که اون باشه

خلاصه داستان: آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد یه مرد پول دار و از خود راضی.
البته از چشم هاش می‌شه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه.
اما این قدر تو ناز و نعمت بزرگ شده، اینا براش کمرنگ شدن!
اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم!
توجه: این رمان ارباب و برده ای نیست. تنها روایتی ساده و تخیلی از زندگی پول دارترین پسر تهران و یه پزشک هست که از گذشته سرنوشت شون به هم گره خورده!
قسمتی از رمان آقایی که اون باشه
پروا: مانتوی سفیدم رو پوشیدم و شالم رو سرم کردم.
از بابا خداحافظی کردم و آپارتمان رو ترک کردم.
امروز باید به یکی از روستاهای اطراف تهران می‌رفتم.
مریضم آبله گرفته بود و امکانات درمانی هم زیر صفر!

(بیشتر…)

دانلود رمان داری میری نوشته maral_hsi با لینک مستقیم

دانلود رمان داری میری با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان داری میری: عاشقانه ، غمگین ، اربابی
رمان داری میری نوشته: maral_hsi
تعداد صفحات رمان: ۱۵۸ صفحه

دانلود رمان داری میری

خلاصه داستان: مارال دختر فقیریه که سختی های زیادی کشیده.
از سر تنهایی به مجازی پناه می بره و با پسری به اسم امیر آشنا میشه.
غافل از اینکه نمی دونسته امیر یه اربابه.
همه چیز از اون زمانی عوض میشه که امیر عاشق مارال میشه و پول طلب کارای پدر معتاد و قمار باز مارال رو پرداخت میکنه.
اما عوضش از پدر مارال می خواد دخترش رو به عقدش دربیاره با اینکه عشق امیر یک طرفس…
قسمتی از رمان داری میری
با استرس به گوشیم ور می رفتم.‬
‫اه لعنتی!‬
‫نمی تونم زنگ بزنم! شارژ تموم کرده!‬
‫با ناامیدی سرمو چرخوندم سمت رویا و گفتم: شارژ ندارم!‬
‫یکم مکث کرد و بعد گوشی اپلشو از جیب کیفش دراورد: بیا باهاش زنگ بزن.‬
‫نگاهم که به گوشیش خورد حسرت خوردم. چی از رویا کم داشتم!؟‬

(بیشتر…)

دانلود رمان رژ لب قرمز نوشته مموت.ع با لینک مستقیم

دانلود رمان رژ لب قرمز با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان رژ لب قرمز: عاشقانه
رمان رژ لب قرمز نوشته: مموت.ع
تعداد صفحات رمان: ۶۶۲ صفحه

دانلود رمان رژ لب قرمز

خلاصه داستان: به نام جهان دار عالم 
خسته بودم…
از این دنیای پر قید و بند و پر فاصله…
از این روزهای تکراری و بی خاطره…
بی عشق بودم…
منزجر از این روزهای بی زنانگی و احساسات خاموش…
قسمتی از رمان رژ لب قرمز
صدای درب آپارتمان از جا پراندم.
به سرعت تمام صفحه هایی که روی مانیتور کامپیوتر قدیمی ام باز کرده بودم را بستم.
حتی صفحه پی ام چت با سامان را. خوب می دانستم که مادر اصلا از چت کردن من با پسرهای غریبه با آیدی های ناشناس که معلوم نبود اهل کجا هستند و هویت درستی دارند یا نه، خوشش نمی آید.
رو به روی آینه ایستادم و دستی به سر و موهایم کشیدم.
گویی آثار چت کردن با غریبه ها در چهره ام هویدا بود و من از اینکه مادر به همین دلیل بر من خرده بگیرد و به جانم غر بزند فراری بودم.

(بیشتر…)

دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک نوشته بیتا منصوری با لینک مستقیم

دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان مای نیم ایز شیطونک: طنز ، کل کلی ، عاشقانه ، غمگین
رمان مای نیم ایز شیطونک نوشته: بیتا منصوری
تعداد صفحات رمان: ۵۱۶ صفحه

دانلود رمان مای نیم ایز شیطونک

خلاصه داستان: آری! نام من شیطونک است.
شیطونکی عاشق دل داده ی یک شکست خورده.
یک مرد مغرور، غروری شکست ناپذیر.
جدالی بین منو او، جدال عاشقانه، جدالی زیبا.
اما آخر هر جدال خوش نیست.
چی میشود بین منو او؟ خوش بخت خواهیم شد یا خیر؟ نمیدانم…
قسمتی از رمان مای نیم ایز شیطونک
دورهم نشسته بودیم و به هم نگاه میکردیم که ارتان شیطون گفت: انشا هفته‬.
‫نقششو فهمیدمو گفتم: جوووون انشا حالا موضوع چی هست؟‬
‫-موضوع این جلسه شب جمعه‬.
‫همه با بهت گفتیم: شب جمعه‬؟؟!
‫چشمک زد و گفت: منحرفا برای شما نه برای ننه باباتون.‬
‫بیخیال یه چیپس برداشتم و گفتم: سوال داره خب با بوس ماچ گذشت‬.

(بیشتر…)

دانلود رمان اشراف زاده های شیطون نوشته meli770 با لینک مستقیم

دانلود رمان اشراف زاده های شیطون با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان اشراف زاده های شیطون: عاشقانه ، اجتماعی ، هیجانی
رمان اشراف زاده های شیطون نوشته: meli770
تعداد صفحات رمان: ۳۹۰ صفحه

دانلود رمان اشراف زاده های شیطون

خلاصه داستان: یک خاندان فوق اشرافی که توی این خاندان رسمه وقتی بچه ها به سن قانونی میرسن یعنی ۱۸ سالگی باید مستقل بشن.
یعنی باید خودشون مسبقل زندگی کنن.
ولی بدون اینکه خودشون متوجه باشن کارهاشون به بزرگترهای خاندانشون گزارش میشه…
قسمتی از رمان اشراف زاده های شیطون
اتروان, ســــــــــــــاکــــــــــــت چند بار باید یه حرفی رو بزنم؟؟‬
‫چند بار باید یه حرف رو به شما ۶ نفر زد؟؟؟؟
مثلا ۱۸ سالتونه کی میخوایین بزرگ‬ شین؟؟
تا یک هفته دیگه باید مستقل باشین اینطوری میخوایین مستقل زندگی کنید؟‬
‫مثلا شماها از خانواده اشراف هستین اونم نه هر خاندانی, خاندانی که بی ربط به‬ خاندان سلتنطی نیست‬.
‫چند بار باید قوانین رو به شماها یاد داد؟؟‬

(بیشتر…)