به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان سفر به دیار عشق نوشته arameshgh20 با لینک مستقیم

دانلود رمان سفر به دیار عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سفر به دیار عشق: عاشقانه
نویسنده رمان: arameshgh20
تعداد صفحات رمان: ۱۷۷۷ صفحه

دانلود رمان سفر به دیار عشق

خلاصه داستان: چهار ساله همه ازش متنفرن…
پدر، مادر، برادر، حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو بدرد میارن…
فقط و فقط به جرم بی گناهی، بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره…
تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو می بینه که از هر آشنایی براش آشناتره یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره…
خودش هم نمیدونه ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره…
قسمتی از رمان سفر به دیار عشق
روی یکی از نیمکتای پارک نشستم و به دنیای قشنگ بچه ها نگاه می کنم.
عجیب دلم گرفته! مثل خیلی از روزا.
دوست دارم سرمو بذارم رو شونه ی یه نفرو تا می تونم اشک بریزم و اون دلداریم بده!
اما خیلی وقته که دیگه چنین آدمیو توی زندگیم سراغ ندارم.

(بیشتر…)

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نوشته گیسوی پاییز با لینک مستقیم

دانلود رمان ثانیه های عاشقی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ثانیه های عاشقی: عاشقانه
نویسنده رمان: گیسوی پاییز
تعداد صفحات رمان: ۱۳۳ صفحه

دانلود رمان ثانیه های عاشقی

خلاصه داستان: شاید همه بگویند دیوانه شده ام…
ولی مهم نیست، مردم همیشه حرف می زنند، مهم این است که من غرقِ عشقِ تو شدم.
دوست داشتن چیز عجیبی نیست، همین که وجودت آرامش بخش وجودم می شود…
همین که با یادت بر لبم لبخند می نشیند، همین که نفس هایت قلبم را به تپش وا می دارد، همین که لحظاتم با بودنت شیرین می شود، دوست داشتن شکل می گیرد…
صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامى، فقط میم مالکیت را آخرش بگذار، می خواهم باور کنم مال تو هستم…
قسمتی از رمان ثانیه های عاشقی
در خونه رو باز کردم و وارد شدم، مثل همیشه سوت و کور، اما پر از آرامش…
با بی حالی کیفم رو انداختم رو کاناپه ی سه نفره ی وسط سالن و رفتم سمت آشپزخونه.

(بیشتر…)

دانلود رمان سکوت تلخ نوشته پانیذ میردار و الناز دادخواه با لینک مستقیم

دانلود رمان سکوت تلخ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سکوت تلخ: عاشقانه ، پلیسی ، معمایی
نویسنده رمان: پانیذ میردار و الناز دادخواه
تعداد صفحات رمان: ۴۸۲ صفحه

دانلود رمان سکوت تلخ

خلاصه داستان: نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه.
جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره…
قسمتی از رمان سکوت تلخ
روزنامه رو روی میز انداختم چشمم روی حروف بزرگ تیتر صفحه اول میلغزید.
سرم درد می کرد‬ دست هامو‬ روی شقیقه هام گذاشتم و آروم فشار دادم لرزش عصبی دست هام کاملا مشهود بود با عصبانیت‬ دندون هامو‬ روی هم ساییدم باید اعصابمو کنترل می کردم سعی کردم چندتا نفس عمیق بکشم ولی فایده‬ نداشت.
تیتر ها تو‬ سرم تکرار می شد با بی حوصلگی از جام بلند شدم و روزنامه رو برداشتم به سمت اتاقم رفتم.
با‬ قیچی تیتر اول و‬ ماجراش رو بریدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان شوره زار نوشته معصومه آبی با لینک مستقیم

دانلود رمان شوره زار با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شوره زار: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: معصومه آبی
تعداد صفحات رمان: ۵۷۹ صفحه

دانلود رمان شوره زار

خلاصه داستان: حافظ مردی است در دهه ی چهارم زندگی اش, که مسئولیتی سنگین را سالهاست به دوش می کشد.
او هم پدر است و هم مادر.
اما قلب او درگیر احساسات مختلفی است که تلاش می کند برای آسایش عزیزانش با آنها منطقی برخورد کند ولی…
حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد و می رسد به…
قسمتی از رمان شوره زار
از زنگ هشدار تلفن اش متنفر بود!
وقتی آن را می شنید یعنی باید از خواب ناز دست می کشید و با دنیای پر مشغله اش روبرو می شد.
چرخید و رو به بالا دراز کشید.
دست روی پیشانی گذاشت و پوف کلافه ای کرد.
هوا هنوز روشن نشده بود که باید از میان تشک و لحاف گرمش بیرون می آمد و با مشکلات زندگی کشتی می گرفت.

(بیشتر…)

دانلود رمان سنگ قلب مغرور نوشته asiyeh69 با لینک مستقیم

دانلود رمان سنگ قلب مغرور با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سنگ قلب مغرور: عاشقانه ، کل کلی
نویسنده رمان: asiyeh69
تعداد صفحات رمان: ۷۳۲ صفحه

دانلود رمان سنگ قلب مغرور

خلاصه داستان: این رمان درباره دو نفره که گشتن و گشتن تا به هم رسیدن.
شاید هیچ کدوم به ته خط فکر نمی کردن.
داستان رمان برای یه جفت دله که فاصلشون از اینجا تا آسمونه.
یه دل که دریای محبت و از خود گذشتگیه و دلی که سراسر غرور و سرد و نفوذ ناپذیر مثل سنگ…
قسمتی از رمان سنگ قلب مغرور
خیلی وقته یاد گرفتم بخندم.
اگر تمام دنیا، بدبختی هاشو بهم هدیه بده بازم می خندم.
گریه هامو بغض هامو هق هقام رو فقظ باید بالشت رو یخت خوابم ببینه.
فقظ بالشت تخــت خوابم رفیق غم و ناراحتی هامه.
تنها شاهد اشک های من این اتاقه که تنهایی من سهمشه.
ـ اّه، خدا لعنتت کنه پروانه که صبح به این زودی منه بدبختو داری عذاب میدی.
گوشی رو با بدبختی پیدا کردم.

(بیشتر…)