دانلود رمان, رمان بدون سانسور, رمان آنلاین, رمان صحنه دار, رمان جدید

کانال تلگرام سایت

برای پیوستن به کانال تلگرام رمان باز کلیک کنید

دانلود رمان آخرین داستان عشق از پگاه رستمی فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان آخرین داستان عشق با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان آخرین داستان عشق: عاشقانه ، اجتماعی
رمان آخرین داستان عشق نوشته: پگاه رستمی فرد

دانلود رمان آخرین داستان عشق

خلاصه داستان: داستان درباره پسریه که بعد از ۹ سال تحصیل در خارج به کشور بر میگرده و با دختری آشنا میشه که شباهت بسیار زیادی به مادرش داره.
شباهتی که اتفاقی نیست و همین باعث ورود به انتقام برنامه ریزی میشه که زندگیش رو تحت تاثیر قرار میده و…
قسمتی از رمان آخرین داستان عشق
به آتش می کشم دنیایت را ای خدا…
روزی که غریبه ای همرنگ خاطراتم باشد…
تمام دنیایم باشد…
ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺳﺮﺍﻏﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ آدرسی مبهم میدهم…
وارد اتاقش شد و در را بست…
آرام و بی جان کنار تخت روی زمین نشست و سرش را لبه ی تختش گذاشت.
نگاهی به نوزاد گریان روی تخت انداخت و بعد با چشم های خیسش از شیشه ی بزرگ در تراس به آسمان ابری و دلگیر عصر جمعه خیره شد.
(بیشتر…)

دانلود رمان یاقوت سرخ از کریستین گی یر با لینک مستقیم

دانلود رمان یاقوت سرخ با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان یاقوت سرخ: فانتزی ، عاشقانه ، تاریخی
رمان یاقوت سرخ نوشته: کریستین گی یر
مترجم: نجلا محقق

دانلود رمان یاقوت سرخ

خلاصه داستان: گوئنت شپرد در خانواده‌ای متولد شده است که وارث ژن عجیبی هستند: سفر در زمان.
برای شانزده سال، دخترخاله گوئنت، شارلوت برای سفر زمان آموزش دیده و آماده شده بود ولی بر خلاف تصور همه، گوئنت وارث این ژن بوده است.
آنچه انتظار او را می‌کشد ماجرایی مرموز و پیچیده در قرن هجدهم لندن است که ممکن است حتی به قیمت زندگی او تمام شود.
گوئنت باید همراه با حامل ژنی دیگر از خانواده‌ای مرموز، گیدئون دو ویلر، پرده از رازی که در پس حلقه مرموز مسافران زمان است بردارد.
و در این راه به هیچ کس، حتی قلب خودش، نمی‌تواند اعتماد کند…
قسمتی از رمان یاقوت سرخ
هنگامی که زن جوان زانو زد و شروع به گریه کرد، مرد نگاهی به سرتاسر پارک انداخت.
همانطور که انتظار داشت، در این ساعت صبح پارک خالی بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان عابر بی سایه از زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان عابر بی سایه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عابر بی سایه: عاشقانه ، هیجانی
رمان عابر بی سایه نوشته: زینب ایلخانی

دانلود رمان عابر بی سایه

خلاصه داستان: رسومات کهنه و متحجر یک قبیله مرا از دل تمدن بیرون کشید و حال من اسیر امپراطوری بزرگ تو!
خانى و جان شده ای…
سرزمین وجودم را با یک شبیخون به تاراج ببر و قلبم تنها غنیمت این جنگ!
قسم میخورم تسلیم تسلیمم…
درنگ نکن با عشق بتازان و بیا…
قسمتی از رمان عابر بی سایه
خیابان هاى این شهر مرا بی تو نمیخواهند.
‫خاطره هایم امشب به یقین جنایت کار ترین قاتل زمانه خواهند شد.
‫به من که نه!‬
‫به زنی که زمانی دوستش داشتی رحمی بکن و قدرى از خود را برایم باقی‬ بگذار‬.
‫و چه قدر امروز معنی این چند سطر توصیف از جنسیتم را خوب میفهمم‬:
‫”زنانگی یعنی اینکه گوشی تلفن را بردارى‬ و براى جایی رفتن از کسی اجازه بگیرى.

(بیشتر…)

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد از زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان این مرد امشب میمیرد: عاشقانه
رمان این مرد امشب میمیرد نوشته: زینب ایلخانی

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد

خلاصه داستان: یلدا دخترى سرکش است که با عمه اش زندگى میکند.
طى حادثه اى باز داشت میشود و اتهام سنگینى در پرونده اش رقم میخورد.
ناجى او به طور معجزه آسایى وارد زندگى اش میشود و پرده از وقایع اصلى گذشته این دختر برداشته میشود.
معین نامدار! مردى از جنس خشم و تعصب، با روح و زندگى اش در مى آمیزد و روایتى تازه رقم میخورد…
قسمتی از رمان این مرد امشب میمیرد
اولین پک به سیگارم با لبخندی تلخ آغاز شد.
یاد اولین روز آشنایی در پارک،‬ بعدی ها را با مرور تک تک قرار هایمان.
آخرین پک هم با لبخندی تلخ تر با‬ بغضی سنگین و قورت داده از یاد آوری حرف آخرش:‬
‫هر تفریحی یک روز تموم میشه یک تفریح بود که تموم شد واسه جفتمون‬.
(بیشتر…)

دانلود رمان زیباترین اجبار از MELika_n_p با لینک مستقیم

دانلود رمان زیباترین اجبار با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان زیباترین اجبار: طنز ، کلکلی ، عاشقانه
رمان زیباترین اجبار نوشته: MELika_n_p

دانلود رمان زیباترین اجبار

خلاصه داستان: فرهنگ لغت من همیشه فقط در یک چیز خلاصه میشد، شیطنت ولی از وقتی کلمه ای بیگانه وارد فرهنگ لغتم شد زندگیم به کل تغییر کرد.
عشق، کلمه ای که همیشه ازش فرار میکردم ولی مگه میشه تا ابد ازش فرار کرد.
وقتی به این کلمه وابسته شدم کسی که اشکاش نفسم رو میبرید فقط یه چیز بهم گفت <ازت متنفرم>
ولی نمیتونستم فراموشش کنم پس به خودم قول دادم به هر قیمتی شده به دستش بیارم…
قسمتی از رمان زیباترین اجبار
خدایا چرا اینقدر کنده نت‬!!
‫-ای بابا‬.
‫بابا: جانم بابا‬؟
‫-نه ببخشید با شما نبودم‬.
‫-چی شد بیتا نتایج امتحان اومده‬؟
‫-اگه این اینترنت به ظاهر محترم سرعتش رو ببره بالا میفهمم چی قبول شدم‬.
‫عه اومد‬، خب خب بیتا توانا بیتا توانا بیتا توانا‬.
‫جیغ زدم – ای جون بابا‬.
‫-جانم چی شده‬؟
‫-دندان پزشکی قبول شدم هورااا‬.

(بیشتر…)

صفحه 29 از 31« صفحه اول...1020...2728293031