دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان شام مهتاب نوشته هما پوراصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان شام مهتاب با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شام مهتاب: عاشقانه
نویسنده رمان: هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۶۰۵ صفحه

دانلود رمان شام مهتاب

خلاصه داستان: سالها پیش، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود.
اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم…
قسمتی از رمان شام مهتاب
با سر و صدایی که از بیرون میومد به زور چشمام رو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرش های ابریشمی پهن شده بود.
از تخت خواب بزرگ یک نفر و نیمه ام، پایین اومدم.
و حریری رو که مثل پرده از بالای تخت آویزون شده بود و دور تا دور تختم رو می گرفت مرتب کردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان هرمیس نوشته پگاه رستمی فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان هرمیس با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان هرمیس: عاشقانه ، معمایی ، جنایی
نویسنده رمان: پگاه رستمی فرد
تعداد صفحات رمان: ۷۵۸ صفحه

دانلود رمان هرمیس

خلاصه داستان: بازگشت هرمیس، یک پسر بیست و هشت ساله، مبتلا به بیماری دو شخصیتی به ایران و سایه انداختن برنامه ی طولانی مدتش برای انتقام، روی زندگی یک خانواده، داستان ساز میشه.
و در این مسیر کم کم پرده از معما های پنهان برداشته میشه که هرمیس می فهمه نقشش در این بازی، تنها قربانی بودنه!…
قسمتی از رمان هرمیس
هنوز از در دفتر وارد نشده بودم که منشی از جا پرید و از پشت میزش بیرون اومد!
در جواب سلامش لبخند یک طرفه ای زدم و گفتم:
-با آقای ماهانی قرار ملاقات داشتم.
هر بار دست پاچگی اش را می دیدم خنده ام می گرفت.
کلا عکس العمل همه ی آدم های آن شرکت از دیدن من خنده آور بود. حداقل برای خودم!
-بله، ایشون منتظرتون هستن.

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق دردناک نوشته سوشیانس، مریم، مونا، آریانا با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق دردناک با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان عشق دردناک: عاشقانه ، اجتماعی
نویسندگان رمان: سوشیانس، مریم، مونا، آریانا
تعداد صفحات رمان: ۷۶ صفحه

دانلود رمان عشق دردناک

خلاصه داستان: هندز فری رو از تو گوشام در آوردم.
صدای داد و فریاد جواد و بابا فک کنم تا ده کوچه اونور ترم می رفت.
دیگه تو این خانواده داشتم جون به لب می شدم، همه چی شده بود پول.
همه چی شده بود طلبکارای بابا، همه جا شده بود دعوا و فحش و فحش کاری.
این بارم مثل همیشه یکی از دعواهای بین جواد و بابا بود سر نمی دونم چند هزار پول.
دیگه واسم عادی شده بود، تنها دل خوشیم مامان بود و رامین، بقیه ی داداشام که همه مثل بابا شده بودن که تموم زندگیشون خلاصه شده بود تو پول…
قسمتی از رمان عشق دردناک
دیگه واسمون فقط همین خــونـه مونده و این چهارتا دیوار و چهارتا داداش بیکار و بی عار.

(بیشتر…)

دانلود رمان آدم و حوا نوشته گیسوی پاییز با لینک مستقیم

دانلود رمان آدم و حوا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آدم و حوا: عاشقانه
نویسنده رمان: گیسوی پاییز
تعداد صفحات رمان: ۴۶۴ صفحه

دانلود رمان آدم و حوا

خلاصه داستان: نمی دانی که لبخندت خلاصه ای از بهشت است و نگاه به بند کشیده ات، شریف ترین فرش پهن شده برای استقبال از دلم، که هوایی حوا بودن شده…
باور نمی کنی که من از ملکوت نگاه تو به عرش رسیدم…
حرف های تو بارانی بود که زمین لم یزرع دلم را به بهاری سبز و شکوفایی مهمان کرد…
هر چقدر می خواهی آدم باش…
فرقی نمی کند در بهشت باشی یا رانده شده ای به زمین.
من به هوایت حوا می مانم…
خودت بگو! حوا را چه به مجنون شدن!
چه گناه از من باشد چه تو، محکومیم به تنها قانون بی قانون دنیا، جاذبه ی عشق…
بیا تا در خلوتمان یکدیگر را زمزمه کنیم!…

(بیشتر…)

دانلود رمان دست هایم حافظه دارند نوشته رهایش با لینک مستقیم

دانلود رمان دست هایم حافظه دارند با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان دست هایم حافظه دارند: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: رهایش
تعداد صفحات رمان: ۱۹۰۹ صفحه

دانلود رمان دست هایم حافظه دارند

خلاصه داستان: کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطره ی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کننده ی زندگیش پیدا می کنه.
اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم…
این رمان داستان زندگی سه پسره، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشنای غریبی که منبع اصلی مشکلات این سه برادره.
قسمتی از رمان دست هایم حافظه دارند
-دوست داری همراه من بیای؟!
_این الآن یه پیشنهاده در مورد شرکت من تو جلسه های کتابخوونی یا یه پیشنهاده برای اینکه رفیق فابریک من باشی؟!
شفق افتاد دنبالم! خندیدم و دوییدم!
حرص که می خورد واکنش هاش واقعاً دیدنی بود! قیافه اش هم همچنین!

(بیشتر…)