به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان کوچ نوشته مهسا زهیری با لینک مستقیم

دانلود رمان کوچ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کوچ: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مهسا زهیری
تعداد صفحات رمان: ۴۰۹ صفحه

دانلود رمان کوچ

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره یک پسر معمول می باشد که تصور می‌کنه حقش از زندگی بیشتر از چیزی است که نصیبش شده.
در سایه زندگی کرده و یه قدم از بقیه عقب‌‌ تره.
این داستان راهی رو مطرح می‌کنه که راوی برای جبران نداشته‌ هاش سراغش می رود و البته که شیوه‌ی زندگی انسان و اشتباهات گذشته‌ اش هیچ وقت ناپدید نمی‌شوند و ممکنه جایی که نباید گریبان گیر بشوند.
قسمتی از رمان کوچ
آخرین بسته ی کرم پودر رو هم از کارتنی که جلوش زانو زده بودم، برداشتم و توی قفسه های پشتم گذاشتم.
هنوز بالای پیشخوان ایستاده بود و سخنرانی می کرد.
دقیقا بالای سرم.
من هم خودم رو به نشنیدن زده بودم.
این بار فرشاد سرش رو از ضلع دیگه ی پیشخوانی که شکل ال بود کج کرد و پرسید: چی شد؟ مردی به سلامتی؟

(بیشتر…)

دانلود رمان یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان یک عاشقانه آرام با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان یک عاشقانه آرام: عاشقانه
نویسنده رمان: نادر ابراهیمی
تعداد صفحات رمان: ۱۱۳ صفحه

دانلود رمان یک عاشقانه آرام

خلاصه داستان: داستان این رمان در مورد گیله مردی مبارز و سیاسی است که عاشق عسل دختر آذری زیبا و سیاسی مسلکی می شود.
کل رمان روند و مراحل و برنامه ریزی های زندگی مبتنی بر عشق این دو نفر می باشد.
قوت اصلی رمان همان لحن و بیان فوق العاده زیبای نویسنده ی این رمان یعنی آقای نادر ابراهیمی است.
قسمتی از رمان یک عاشقانه آرام
بانوی گـُل به گونه انداخته، با لهجه ی شیرینش گفت: باید تـَخـَیُل کنیم که در مِه راه می رویم.
در مِهی بسیار فشرده و سپید.
تمام ِ عُمر در مِه.
در کنار هم، من و تو، مِه را می پیماییم آرام، و به زمزمه با هم سخن می گوییم.
در یک مِه نَوَردی ِ طولانی، هیچ چیز به وضوح ِ کامل نخواهد رسید.

(بیشتر…)

دانلود رمان گوژپشت نتردام نوشته ویکتور هوگو با لینک مستقیم

دانلود رمان گوژپشت نتردام با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان گوژپشت نتردام: افسانه ای ، تخیلی ، عاشقانه
نویسنده رمان: ویکتور هوگو
تعداد صفحات رمان: ۳۱۰ صفحه
ترجمه: ا . کاویان

دانلود رمان گوژپشت نتردام

خلاصه داستان: “اسمرالدا” دخترکی است که توسط کولی ها از مادرش دزدیده شده و مادر، هر لحظه آرزوی دیدار دوباره او را می کند.
اسمرالدا همراه با بز باهوش خود، “جالی”، در خیابان ها برنامه اجرا می کند و حالا به پاریس رسیده است.
“کلود فرولو”، رئیس شماسهای نتردام و راهبی که نفس شکنجه‌اش می دهد در نهان عاشق اسمرالدا شده‌ است.
او سعی می‌کند با کمک “کازیمودو”، ناقوس زن گوژپشت و بدشکل نتردام اسمرالدا را برباید، ولی با دخالت کاپیتان “فوبوس دوشاتوپر” ناکام می ماند و کازیمودو دستگیر می شود.
کازیمودو را در میدان اعدام با شلاق مجازات می کنند و تنها اسمرالدا که قلبی مهربان دارد به او کمک می‌کند…
(بیشتر…)

دانلود رمان ناگفته ها نوشته بهاره حسنی با لینک مستقیم

دانلود رمان ناگفته ها با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ناگفته ها: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: بهاره حسنی
تعداد صفحات رمان: ۸۳۱ صفحه

دانلود رمان ناگفته ها

خلاصه داستان: داستان در مورد دختر جوانی به اسم نازلی کسروی است که بعد از فوت ناگهانی مادر بزرگش و بعد از سال ها دوری به ایران برمی گردد.
آشنایی او با مرد جوانی در هواپیما و ناگفته هایی در مورد زندگیش، این داستان را شکل خواهد داد…
قسمتی از رمان ناگفته ها
با تکان هواپیما از خواب پریدم و کتاب روی پاهایم سر خورد و کف هواپیما افتاد.
خم شدم تا آن را بردارم.
ولی کسی که کنار من نشسته بود سریعتر از من خم شد و کتاب را که تقریبا زیر پای خودش افتاده بود، برداشت و به دستم داد.
سرم را بلند کردم و با لبخندی از چهره ی جوان و خنده رویش تشکر کردم.
وقتی که من سوار شدم هنوز صندلی کناری من خالی بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان جدال پر تمنا نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان جدال پر تمنا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان جدال پر تمنا: عاشقانه
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۸۴ صفحه

دانلود رمان جدال پر تمنا

خلاصه داستان: همه چیز از یک جر و بحث شروع شد.
از یک جر و بحث ساده…
و سپس کم کم تبدیل شد به یک جدال…
جدالی پر از شیطنت و عطش…
جدالی پر از تمنا…
جدالی بین حوایی از تبار مسیحیت و آدمی از تبار مسلمانی…
قسمتی از رمان جدال پر تمنا
جلوی آینه تندتند موهامو با یه دست کردم تو و با اون دستم سعی کردم کلاسورم رو زیر بغلم نگه دارم.
از زور هیجان داشتم خفه می شدم.
موهای بلوطی رنگم مدام از زیر دستم فرار می کردن و باز می افتادن بیرون…
با حرص گفتم:
– مثل موی گربه! آخرم همین روز اولی اخطار می گیرم.
داشت دیرم می شد.
زدم از خونه بیرون، خدا رو شکر که مامی رفته بود با دوستاش باغ و بابا هم نبود.

(بیشتر…)