دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان خشت و آینه به قلم بهاره حسنی با لینک مستقیم

دانلود رمان خشت و آینه برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان خشت و آینه: اجتماعی ، عاشقانه
نویسنده رمان: بهاره حسنی
تعداد صفحات رمان ۵۱۱ صفحه

دانلود رمان خشت و آینه

خلاصه داستان: پزشکی به نام بهجت الزمان فخرالدینی، پزشکی که تمام وجودش را خرج خدمت به اجتماع کرده است.
به واسطه کارش تمام عمرش را با کودکان و جوانان در ارتباط بوده است.
ولی با تمام شناختی که نسبت به کودکان و نوجوانان دارد در درک و شناخت دختر خود آذر، ناموفق مانده.
آذر روز به روز بزرگتر می شود و فاصله اش با پدرش هر روز بیشتر و بیشتر می شود…
قسمتی از رمان خشت آینه
از در اتاقم بیرون رفتم.
صدای بلند بلند حرف زدن مامان ملوک می آمد.
با مامان بحث می کرد و طبق معمول موضوع بحثشان من بودم.
گوش ایستادم. در همان حال نیمی از ذهنم به دنبال این بود که اتوی موهایم را کجا گذاشته ام.

(بیشتر…)

دانلود رمان نغمه ی عاشقی به قلم مطهره علیزاده با لینک مستقیم

دانلود رمان نغمه ی عاشقی برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان نغمه ی عاشقی: عاشقانه
نویسنده رمان: مطهره علیزاده
تعداد صفحات رمان ۶۰۲ صفحه

دانلود رمان نغمه ی عاشقی

مقدمه رمان: من محکومم به نماندن… به رها کردنت… رفتن همیشه از نامردی نشأت نمی گیرد!
اگر رفتم، اگر نخواستم باشم، فقط یک دلیل داشت…
اینکه باشی و بمانی… اینکه بدانم هستی و در یک نقطه ای از این شهر بزرگ نفس می کشی…
رفتنم را به بی لیاقتی تفسیر نکن! برای حفظ کردنت ناچار به بریدن شدم…
سخت شدم تا دل کندن از من برایت راحت تر شود…
اینبار نفرت باعث جدایی من از تو نیست، شاید عجیب باشد ولی من و تو به جرم عاشقی تقاص پس می دهیم و من به گناه دوست داشتنت باید رهایت کنم…
بعضی وقت ها عاشق بودن سبب جدایی است!
و در این میان باید “نغمه” ای باشد تا مانع امضای حکم جدایی مان شود…
نغمه ای از جنس دوست داشتن، با صدای عشق، شاید، “نغمه ی عاشقی”…

(بیشتر…)

دانلود رمان استاد دوست داشتنی به قلم فاطمه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان استاد دوست داشتنی برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان استاد دوست داشتنی: عاشقانه
نویسنده رمان: فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان ۱۵۴ صفحه

دانلود رمان استاد دوست داشتنی

خلاصه داستان: داستان رمان درباره دختری به نام یاسمین است.
او مادرش را دو سال پیش از دست می دهد و حالا خودشه و پدری که بعد از فوت مادرش اوضاع قلبش اساسی خراب شده.
و یک خواهر بزرگتر که اسمش یگانه است و ازدواج کرده.
خودش و تنهاییش، خودشه و غم ازدست دادن همدمش، سنگ صبورش، مادرش…
یاسمین تا الان تو زندگیش مشکل داشته ولی با وجود مادرش اون مشکلات چیزی نبودن…
ولی از وقتی مادرش از دنیا رفته حتی کوچک ترین مشکل برایش بزرگترین مشکل هست.
چون مادرش همیشه پشتیبانش بود، دل گرمیش بود، همه چیزش بود.
با این وجود پدرش هم واسش کم نمیزاره، خواهرش هم همینطور…
ولی باز هم با اینکه یاسمین خیلی دوسشون داره، نمی تونه با اونا جای خالیه مادرش رو پرکنه.
یاسمین خانوم الان بیست و یک سالشه و…

(بیشتر…)

دانلود رمان استاد مغرور من به قلم مهرداد و ترانه با لینک مستقیم

دانلود رمان استاد مغرور من برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان استاد مغرور من: عاشقانه ، اجتماعی
نویسندگان رمان: مهرداد و ترانه
تعداد صفحات رمان ۷۰ صفحه

دانلود رمان استاد مغرور من

خلاصه داستان: روی صندلی نشسته بودم و مثل کارگاه به در کلاس خیره شدم.
می خواستم ببینم این کیه که جای استاد حسامی اومده و نصف بچه های کلاس این همه ازش تعریف و تمجید می کنن.
یکی از علایقم این بود که بقیه رو با خاک یکسان کنم…
الان هم منتظر بودم این شخص تازه وارد بیاد تا غرورش رو که بچه ها ازش تعریف می کردن خورد کنم.
یکدفعه یکی از پشت محکم زد رو شونم و گفت:
_چته؟؟ غرق شدی؟؟
قسمتی از رمان استاد مغرور من
هول شدم و تا خواستم بلند بشم سرم محکم خورد به میز…
انقدر دردم گرفت که مهرداد رو فراموش کردم و یک ریز شروع به غر زدن کردم…

(بیشتر…)

دانلود رمان دوئل دل به قلم مدیا خجسته با لینک مستقیم

دانلود رمان دوئل دل برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دوئل دل: عاشقانه
نویسنده رمان: مدیا خجسته
تعداد صفحات رمان ۵۶۴ صفحه

دانلود رمان دوئل دل

خلاصه داستان: ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ از ﺷﺪت ﺳﺮ ﻣﺎ آﻧﻘﺪر ﺑﯽ ﺣﺲ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻧﯿﺸﮕﻮن ﻫﺎی ﭘﺸﺖ ﺳﺮِ ﻫﻢِ ﻣﯿﺘﺮا را ﻫﻢ ﺣﺲ ﻧﻤﯿ ﮑﺮد.
ﺑﯽ ﺧﯿﺎل و آﺳﻮده ﮔﺎز دﯾﮕﺮی ﺑﻪ ﺳﺎﻧﺪوﯾﭻ ﭘﺮ و ﭘﯿﻤﻮنِ ﺳﻮﺳﯿﺲ اش زد و ﺑﺎ دﻫان ﭘﺮ ﺑﺮای ﻣﯿﺘﺮا ﭼﺸﻢ ﻏﺮه رﻓﺖ.
ﻣﯿﺘﺮا ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺎر را از ﮐﺎر ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﯿ ﺪﯾﺪ آرﻧﺠﺶ را روی زاﻧﻮﯾﺶ ﺗﮑﯿﻪ داد و دﺳﺘﺶ را روی ﺷﻘﯿﻘﻪ اش ﮔﺬاﺷﺖ.
هم رﻣﺎن ﺑﺎ ﺳﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻦِ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﮏ ﺻﺪای آﺷﻨﺎ و ﮔﯿﺮا ﺑﻨﺪ دﻟﺶ را ﭘﺎره ﮐﺮد.
_ﺧﺎﻧﻢ ﻧﯿﮏ روش؟…
قسمتی از رمان دوﺋﻞِ دل
ﺳﺮ ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪ و در ﮐﺴﺮی از ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ آن ﺑﻪ ﭘﺎﺧﻮاﺳﺘﻦِ آﻧﯽ و ﺗﻼش ﺑﺮای ﻗﻮرت دادنِ ﻟﻘﻤﻪ ی ﮐﺬاﯾﯽ رﻧﮕﺶ ﺑﻪ ﮐﺒﻮدی ﻣﺎﯾﻞ ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺳﺮﻓﻪ اﻓﺘﺎد.

(بیشتر…)