دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان بی تو با تو بودن نوشته حانیه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بی تو با تو بودن با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بی تو با تو بودن: عاشقانه ، اجتماعی ، کمدی ، بحث و کـل کـلی
نویسنده رمان: حانیه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۹۷۲ صفحه

دانلود رمان بی تو با تو بودن

خلاصه داستان: این رمان درباره دختری شوخ و پرجنب و جوش به نام آنیا می باشد.
آنیا هرکجا که می رود یک نفر رو برای بحث و کلـکل پیدا می کنه.
تا این که طی یک اتفاق با فردی آشنا می شود که…
قسمتی از رمان بی تو با تو بودن
در حالی که تندتند از پله ها پایین می رفتم، در ورودی ساختمون رو باز کردم.
دویدم بیرون و در رو نبستم و گذاشتم خودش بسته بشه.
با نفس های تند به سر کوچه رسیدم و نگاهی به ساعت مچیم انداختم. یکنفس راحتی کشیدم، خیالم راحت شد خیلی هم دیر نشده.
تازه آنالیا، دوستم هم هنوز نیومده.

(بیشتر…)

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

(بیشتر…)

دانلود رمان سنگ قلب مغرور نوشته asiyeh69 با لینک مستقیم

دانلود رمان سنگ قلب مغرور با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سنگ قلب مغرور: عاشقانه ، کل کلی
نویسنده رمان: asiyeh69
تعداد صفحات رمان: ۷۳۲ صفحه

دانلود رمان سنگ قلب مغرور

خلاصه داستان: این رمان درباره دو نفره که گشتن و گشتن تا به هم رسیدن.
شاید هیچ کدوم به ته خط فکر نمی کردن.
داستان رمان برای یه جفت دله که فاصلشون از اینجا تا آسمونه.
یه دل که دریای محبت و از خود گذشتگیه و دلی که سراسر غرور و سرد و نفوذ ناپذیر مثل سنگ…
قسمتی از رمان سنگ قلب مغرور
خیلی وقته یاد گرفتم بخندم.
اگر تمام دنیا، بدبختی هاشو بهم هدیه بده بازم می خندم.
گریه هامو بغض هامو هق هقام رو فقظ باید بالشت رو یخت خوابم ببینه.
فقظ بالشت تخــت خوابم رفیق غم و ناراحتی هامه.
تنها شاهد اشک های من این اتاقه که تنهایی من سهمشه.
ـ اّه، خدا لعنتت کنه پروانه که صبح به این زودی منه بدبختو داری عذاب میدی.
گوشی رو با بدبختی پیدا کردم.

(بیشتر…)

دانلود رمان آنتی عشق نوشته خورشید و سامان شهریور با لینک مستقیم

دانلود رمان آنتی عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آنتی عشق: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
نویسنده رمان: خورشید و سامان شهریور
تعداد صفحات رمان: ۳۷۳ صفحه

دانلود رمان آنتی عشق

خلاصه داستان: داستان رمان آنتی عشق در مورد زندگی دختر و پسری است که مثل هم هستن.
هردو دوست دارن واسه خودشون تصمیم بگیرن و مستقل باشن.
با این تفاوت که هامین پسر داستان ۱۲ ساله خارج از ایران زندگی می کنه و بعد از سال ها می خواد دوباره برگرده.
اتفاقاتی میفته که زندگیه میشا دختر داستان و هامین پسر داستان به هم ربط پیدا می کنه و…
قسمتی از رمان آنتی عشق
یه نگاهی به قیافه ی خسته ی بچه ها انداختم.
دستامو بهم کوبیدم و گفتم: ( تمام شدن تمرین)…
همچین با ذوق ایستادن و نگام کردن که انگار دنیا رو بهشون داده بودم.
خندم گرفت اما هوس یه نمه کرم ریزی داشتم.
ولی باز دلم سوخت و گذاشتم برای یه وقت دیگه.

(بیشتر…)

دانلود رمان همسایه من نوشته شایسته بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان همسایه من با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همسایه من: عاشقانه ، اجتماعی ، طنز ، کل کلی
نویسنده رمان: شایسته بانو
تعداد صفحات رمان: ۴۳۵ صفحه

دانلود رمان همسایه من

خلاصه داستان: دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه.
و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندی هاش بچشه…
قسمتی از رمان همسایه من
طرفای ده صبح بود که با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پاشدم.
یک کش و قوسی به بدنم دادم و زنگ و قطع کردم دیدم ۱۲ تا sms دارم یک نگاه به عکس خودم و محمد که روی پاتختی بود انداختم.
پیش خودم گفتم حتما باز دیشب دلش برام تگ شده.
آخه از بعد از نامزدیمون هر وقت دلتنگ میشد شبا که میخوابیدم واسم از دلتنگیاشو آیندمون مینوشت و sms میزد تا بقول خودش هر وقت صبح پاشدم با خوندنشون انرژی بگیرم.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 512345