به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آشپزباشی به قلم محمد ستاری با لینک مستقیم

دانلود رمان آشپزباشی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان آشپزباشی: عاشقانه ، طنز ، کلکلی
نویسنده رمان: محمد ستاری
تعداد صفحات رمان ۱۵۵ صفحه

دانلود رمان آشپزباشی

خلاصه رمان : داستان رمان راجع به دختری به اسم سوگل هست که پدرش صاحب یکی از بهترین رستوران های شهر تهران است.
آنها دنبال یکسری آشپز ماهر هستن.
در این بین با دانیال پسری شوخ، مغرور و البته همه روز و شب هاش با تلافی می گذره آشنا می شوند.
که به عنوان سر آشپز رستوران معروف آشپزباشی انتخاب میشه.
دانیال از اول سر شوخی و البته تلافی رو با سوگل باز می کنه و…
قسمتی از متن رمان آشپزباشی
با جیغ جیغ های ترانه از خواب بلند شدم…
لعنت بهت ترانه به اگه پاشم می کشمت…
ترانه: اگه تونستی بکش…
مثل جت بلند شدم و به طرف ترانه خیز برداشتم.
موهای قهوه ای و بلندشو می کشیدم و اونم بدتر جیغ و داد می کرد…
ترانه: آیییییی ول کن موهام درد گرفت…
_تا تو باشی دیگه این قدر سر و صدای الکی نکنی…

(بیشتر…)

دانلود رمان ازدواج صوری به قلم پرستو با لینک مستقیم

دانلود رمان ازدواج صوری برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ازدواج صوری: عاشقانه ، کمدی ، مباحثه ای
نویسنده رمان: پرستو
تعداد صفحات رمان ۴۶۱ صفحه

دانلود رمان ازدواج صوری

خلاصه داستان: داستان رمان درباره ی دختری به نام سوگل است.
سوگل با از دست دادن پدر و خواهرش در یک تصادف مجبور به ازدواج با پسری به نام باراد می شود.
در این ازدواج علاوه بر تغییر زندگی باراد زندگی خودش هم تغییر می کند…
قسمتی از رمان ازدواج صوری
_نـــــه! من نمی خوام!
صدای جیغم کل محل رو برداشت.
دویدم سمت اتاقم. مادرم پشت سرم اومد.
_دخترم قربونت برم!
دیگه نذاشتم ادامه بده با تمام توانم در رو کوبیدم. تا اونجایی که می تونستم زار زدم.
_لعنت به همتون! لعنت…
مامانم اومد پشت در…
_دخترم به خدا اگه مجبور نبودم این کارو نمی کردم. صحبت یک میلیون دو میلیون نیست که! بیست میلیون. تمام زندیگمم بفروشم صدتومنم نمیشه!
_به من چه؟ من ازدواج نمی کنم!

(بیشتر…)

دانلود رمان بی تو با تو بودن نوشته حانیه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بی تو با تو بودن با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بی تو با تو بودن: عاشقانه ، اجتماعی ، کمدی ، بحث و کـل کـلی
نویسنده رمان: حانیه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۹۷۲ صفحه

دانلود رمان بی تو با تو بودن

خلاصه داستان: این رمان درباره دختری شوخ و پرجنب و جوش به نام آنیا می باشد.
آنیا هرکجا که می رود یک نفر رو برای بحث و کلـکل پیدا می کنه.
تا این که طی یک اتفاق با فردی آشنا می شود که…
قسمتی از رمان بی تو با تو بودن
در حالی که تندتند از پله ها پایین می رفتم، در ورودی ساختمون رو باز کردم.
دویدم بیرون و در رو نبستم و گذاشتم خودش بسته بشه.
با نفس های تند به سر کوچه رسیدم و نگاهی به ساعت مچیم انداختم. یکنفس راحتی کشیدم، خیالم راحت شد خیلی هم دیر نشده.
تازه آنالیا، دوستم هم هنوز نیومده.

(بیشتر…)

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

(بیشتر…)

دانلود رمان سنگ قلب مغرور نوشته asiyeh69 با لینک مستقیم

دانلود رمان سنگ قلب مغرور با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سنگ قلب مغرور: عاشقانه ، کل کلی
نویسنده رمان: asiyeh69
تعداد صفحات رمان: ۷۳۲ صفحه

دانلود رمان سنگ قلب مغرور

خلاصه داستان: این رمان درباره دو نفره که گشتن و گشتن تا به هم رسیدن.
شاید هیچ کدوم به ته خط فکر نمی کردن.
داستان رمان برای یه جفت دله که فاصلشون از اینجا تا آسمونه.
یه دل که دریای محبت و از خود گذشتگیه و دلی که سراسر غرور و سرد و نفوذ ناپذیر مثل سنگ…
قسمتی از رمان سنگ قلب مغرور
خیلی وقته یاد گرفتم بخندم.
اگر تمام دنیا، بدبختی هاشو بهم هدیه بده بازم می خندم.
گریه هامو بغض هامو هق هقام رو فقظ باید بالشت رو یخت خوابم ببینه.
فقظ بالشت تخــت خوابم رفیق غم و ناراحتی هامه.
تنها شاهد اشک های من این اتاقه که تنهایی من سهمشه.
ـ اّه، خدا لعنتت کنه پروانه که صبح به این زودی منه بدبختو داری عذاب میدی.
گوشی رو با بدبختی پیدا کردم.

(بیشتر…)