دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

قوانین تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان دختری که من باشم به قلم نیلوفر۷۲ با لینک مستقیم

دانلود رمان دختری که من باشم پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان دختری که من باشم: عاشقانه ، هم خانه ای ، طنز
نویسنده رمان: نیلوفر۷۲
تعداد صفحات رمان ۵۳۲ صفحه

رمان دختری که من باشم

خلاصه‌ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختری به نام آوا است.
آوا به دلیل مشکلات زیاد مجبور می شود خودش را به شکل پسرها در آورد.
تا این که یک روز با شخصی به نام مهران آشنا می شود.
مهران ۳۰ ساله و یک پزشک موفق است که هنوز ازدواج نکرده و…
قسمتی از متن رمان دختری که من باشم
من: همین که گفتم! یک بار دیگه اسم زن و ازدواج کردن رو بیارین به جان خودم میرم و دیگه هیچوقت نمیام!
خدا رو شکر دستم به دهانم می رسه که نخوام محتاج پول یا ارثیه یا هر چیز دیگه تون باشم!

(بیشتر…)

دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی به قلم طاهره نیرومند با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی ( جلد دوم زندگی آذر ) نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عاشقی بعد از فراموشی: عاشقانه ، طنز ، اجتماعی
نویسنده رمان: طاهره نیرومند
تعداد صفحات رمان ۲۲۷ صفحه
جلد دوم رمان زندگی آذر

رمان عاشقی بعد از فراموشی

خلاصه رمان : همان طور که در جلد اول رمان مطالعه کردید آذر برای این که از دست امین خلاص بشود با نقشه پریسا پیش می رود.
ولی میان راه عاشق شاهرخ می شود.
بابای آذر با نامزدی امین و آذر موافقت خودش را اعلام می کند.
تا اینکه امین، آذر را موقع پیاده شدن از ماشین شاهرخ می بیند و در طی این ماجراها امین آذر را متهم به ناپاک بودن می کند و بینشون دعوایی پیش میاد که آذر بیشتر از امین متنفر می شود.
و این دعوای بینشون باعث می شود آذر تشنج کند و راهی بیمارستان بشود.
بعد از این ماجرا دیگه حرفی از نامزدی زده نمی شود…

(بیشتر…)

دانلود رمان مهمان زندگی به قلم فرشته ملک زاده با لینک مستقیم

دانلود رمان مهمان زندگی نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان مهمان زندگی: عاشقانه ، هم خونه ای ، طنز
نویسنده رمان: فرشته ملک زاده
تعداد صفحات رمان ۷۹۳ صفحه

دانلود رمان مهمان زندگی

خلاصه رمان : سایه دختری مهربان، جذاب، بسیار مغرور و لجباز است.
همه ی وجود سایه سرشار از عشق نسبت به خانواده است.
خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه ی آینده او را دستخوش تغییر می کنند…
قسمتی از متن رمان مهمان زندگی
از دفتر آموزش که بیرون آمد نازنین را منتظر خودش دید، لبخندی زد و به سویش قدم برداشت و با سرخوشی و ذوق گفت:
_دیدی تونستم کلاس هام رو با هم هماهنگ کنم؟!
نازنین با لبخند گفت:
_پس بالاخره کار خودت رو کردی و سازه های فولادی رو با دکتر آرمین مشایخ گرفتی؟
هر دو به سمت درب خروجی به راه افتادند، رو به نازنین گفت:
_خودت می دونی که دیگه دلم نمی خواد سر کلاس ارجمند برم.

(بیشتر…)

دانلود رمان آشپزباشی به قلم محمد ستاری با لینک مستقیم

دانلود رمان آشپزباشی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان آشپزباشی: عاشقانه ، طنز ، کلکلی
نویسنده رمان: محمد ستاری
تعداد صفحات رمان ۱۵۵ صفحه

دانلود رمان آشپزباشی

خلاصه رمان : داستان رمان راجع به دختری به اسم سوگل هست که پدرش صاحب یکی از بهترین رستوران های شهر تهران است.
آنها دنبال یکسری آشپز ماهر هستن.
در این بین با دانیال پسری شوخ، مغرور و البته همه روز و شب هاش با تلافی می گذره آشنا می شوند.
که به عنوان سر آشپز رستوران معروف آشپزباشی انتخاب میشه.
دانیال از اول سر شوخی و البته تلافی رو با سوگل باز می کنه و…
قسمتی از متن رمان آشپزباشی
با جیغ جیغ های ترانه از خواب بلند شدم…
لعنت بهت ترانه به اگه پاشم می کشمت…
ترانه: اگه تونستی بکش…
مثل جت بلند شدم و به طرف ترانه خیز برداشتم.
موهای قهوه ای و بلندشو می کشیدم و اونم بدتر جیغ و داد می کرد…
ترانه: آیییییی ول کن موهام درد گرفت…
_تا تو باشی دیگه این قدر سر و صدای الکی نکنی…

(بیشتر…)

دانلود رمان ازدواج صوری به قلم پرستو با لینک مستقیم

دانلود رمان ازدواج صوری برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ازدواج صوری: عاشقانه ، کمدی ، مباحثه ای
نویسنده رمان: پرستو
تعداد صفحات رمان ۴۶۱ صفحه

دانلود رمان ازدواج صوری

خلاصه داستان: داستان رمان درباره ی دختری به نام سوگل است.
سوگل با از دست دادن پدر و خواهرش در یک تصادف مجبور به ازدواج با پسری به نام باراد می شود.
در این ازدواج علاوه بر تغییر زندگی باراد زندگی خودش هم تغییر می کند…
قسمتی از رمان ازدواج صوری
_نـــــه! من نمی خوام!
صدای جیغم کل محل رو برداشت.
دویدم سمت اتاقم. مادرم پشت سرم اومد.
_دخترم قربونت برم!
دیگه نذاشتم ادامه بده با تمام توانم در رو کوبیدم. تا اونجایی که می تونستم زار زدم.
_لعنت به همتون! لعنت…
مامانم اومد پشت در…
_دخترم به خدا اگه مجبور نبودم این کارو نمی کردم. صحبت یک میلیون دو میلیون نیست که! بیست میلیون. تمام زندیگمم بفروشم صدتومنم نمیشه!
_به من چه؟ من ازدواج نمی کنم!

(بیشتر…)