دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان مهمان ویرانگر نوشته Fateme.313 با لینک مستقیم

دانلود رمان مهمان ویرانگر با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان مهمان ویرانگر: پلیسی ، عاشقانه ، هم خونه ای
رمان مهمان ویرانگر نوشته: Fateme.313

دانلود رمان مهمان ویرانگر

خلاصه داستان: دختری شاد و شنگول که به دلایلی وارد یک خونه میشه که اون خونه دو تا شاخ شمشاد داره که یکیشون پلیسه یکیشون خلاف و روانی.
و اتفاقاتی میفته که زندگی دختر شادمون و آقا پسرا عوض میشه…
قسمتی از رمان مهمان ویرانگر
کل وسیله هامو جمع کردم دو تا چمدون گنده کل رژ لبام . لاک . لوازم آرایشی و هر چی دلت بخواد‬.
یه نگاه کلی به اتاقم انداختم واقعا دلم براش تنگ میشه مانتو قرمز خوشجیلمو با شلوار و‬ شال سفید کوتاهم پوشیدم.
کفش پاشنه بلندمو که پاهای لاک خوردمو قشنگ نشون میداد‬ پوشیدم.
ای جون چه خوردنی شدم رژ لب قرمزمم همیشه رو لبام‬، از پله ها اومدم پایین صدای مامی در اومد‬.
_ دختر زود باش دیگه دیر شد‬.
آژانس پایینه ها‬.
‫رفتم هم بابامو هم مامانمو ماچ کردم‬.

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق به سبک من نوشته فاطمه علیدوستی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق به سبک من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عشق به سبک من: پلیسی ، عاشقانه ، کلکلی
رمان عشق به سبک من نوشته: فاطمه علیدوستی

دانلود رمان عشق به سبک من

خلاصه داستان: یه پسر مغرور اخلاقش و یه دختر شیطون کنجکاو حالا اگه اون پسر مغرور جناب سروان باشه و اون دختر شیطون جناب ستوان با هم ماموریت برن تو ماموریت چه اتفاقاتی میوفته…
قسمتی از رمان عشق به سبک من
ریما: سوزان من میترسم بیخیال شو بیا برگردیم!؟
شمیم: سوزان خواهش میکنم بیا برگردیم هنوز دیر نشده؟
_ بچه ها خواهشا تمومش کنید من باید برم.
شمیم: لجباز یه دنده اصلا نمیخوام بیاید خودم میرم.
ریما: حالا چه سریع بهش بر میخوره! بریم به ساعت ماشین نگاه کردم شب بود.
شمیم: اگه فقط یه درصد احتمال بدیم تو اون کلبه، تو، اون کلبه عباس جنی باشه میدونی چه بلای سرمون میاد؟؟ میفهمی؟؟؟
ریما: واااااای خدا من آرزو دارم.
با ترس رو به من گفت: سوزان نکنه، نکنه ما هم مثل اون چند نفر که اومدن اینجا ناپدید بشیم.

(بیشتر…)

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه نوشته هستی کیانی با لینک مستقیم

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه: معمایی ، عاشقانه ، پلیسی ، جنایی ، غمگین
رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه نوشته: هستی کیانی

دانلود رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه

خلاصه داستان: این داستان، حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند، بزرگ میشوند، قامت بلند می کنند.
از کودکی چند ماهه می شوند مردی ۵۰ ساله که ریش سفید کرده و پیراهن به پیراهن پاره کرده است.
اما آنها خیلی چیز ها را نمی دادند…
آنها نمی دانند که ”بخشیدن” وظیفه نیست.
بلکه لطفیست که هرکسی لیاقتش را ندارد!
آنها نمی دانند که زمان مرحمی بر روی زخم ها نیست.
بلکه سرپوشی برای پنهان کردن دردها از نگاه های درنده و کنجکاو مردم است!
آنها نمی دانند چه درد بدیست که تمام دارو ندارت را بدهی پای چیزی که دراین دنیا طاقت و دوامی ندارد!

(بیشتر…)

دانلود رمان پرفسور نوشته میترا قلی پور با لینک مستقیم

دانلود رمان پرفسور با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پرفسور: معمایی ، عاشقانه ، پلیسی
رمان پرفسور نوشته: میترا قلی پور

دانلود رمان پرفسور

خلاصه داستان: همه چی از یه اتفاق ساده شروع شد…
وارد گروهی شدم که هیچ ربطی بهم نداشت…
موندگار شدم و عاشق شدم…
عاشق همون مردی که اسمش رعشه به جون همه مینداخت عاشق پروفسور…
قسمتی از رمان پرفسور
گوشی رو روی قفسه ی سینه ی بیمار گذاشتم و به صدای منظم قلبش گوش دادم.
نگاهم همزمان به پرونده ش بود.
…: خانم دکتر، حالش چه طوره؟
-: همه چی خوبه، خدارو شکر وضعیت بحرانی رو پشت سر گذاشته. به زودی به هوش میاد.
…: خدا خیرتون بده. همش رو مدیون شماییم.
لبخندی به نشونه احترام زدم و از اتاق اومدم بیرون.
می خواستم برم طرف پاویون که صدای جیغ و داد متوقفم کرد.
-: چی شده؟
پرستار: وای خانم دکتر بیاین کمک.
یه مدرسه آتیش گرفته، کلی مصدوم آوردن.

(بیشتر…)

دانلود رمان نفوذی از نیایش یوسفی با لینک مستقیم

دانلود رمان نفوذی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان نفوذی: عاشقانه ، پلیسی
رمان نفوذی نوشته: نیایش یوسفی

دانلود رمان نفوذی

خلاصه داستان: داستان رمان درباره دختری هجده ساله به اسم وانیاست.
که قلبش سر تا سر کینه از افرادی هست که خوشبختی و آرامشش رو ازش گرفتن…
قلبی که خودشو به روی احساسات قفل زنجیر کرده که مبادا از تنها هدف زندگیش دور بشه…
و اما در این بین پسری مغرور به اسم هوراد چیزی رو تجربه میکنه که پاک ترین و زیباترین حس عالمه.
و اون حس چیزی نیست جز عشق…
قسمتی از رمان نفوذی
-از امروز به بعد همه تلاشتون باید این باشه که اخلاق و روحیه و احساستون رو قوی کنید.
واضح تر میگم یعنی از هر لحاظ تبدیل به سنگ شوید…!
چرا سنگ؟
سنگ سفته، سخته و درک و احساسی ندارد.
شما باید چنان خودتون رو محکم بسازید، که دشمن کوچکترین راه نفوذی به احساس و منطق شما نداشته باشه!

(بیشتر…)