دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان زخم خوردگان تقدیر نوشته فهیمه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان زخم خوردگان تقدیر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان زخم خوردگان تقدیر: عاشقانه ، اجتماعی ، هیجانی
نویسنده رمان: فهیمه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۲۱۲ صفحه

دانلود رمان زخم خوردگان تقدیر

خلاصه داستان: دختر جوان در گوشه اتاق کوچک و محقر نشسته بود و به شیطنت خواهر خردسالش نگاه می کرد.
خواهر کوچکش تلاش می نمود تا تکه اسفنجی را به زور در سوراخ گردن عروسکش فرو کند و از آن به جای سر عروسک افتاده استفاده کند.
دختر جوان با نگاه خود تلاش خواهر کوچک را می کاوید و از اینکه خواهرش نمی توانست عروسکی سالم داشته باشد به حالش دل سوزاند.
کودکی و طراوت دختر خردسال نگاه دختر جوان را متوجه گل های سرخ و درشت پرده کرد که می رفتند در اثر تابش خورشید به زردی گرایند.
سه خواهر دیگرش هنوز از مدرسه به خانه بازنگشته بودند و مادر نیز تا غروب به خانه باز نمی گشت…

(بیشتر…)

دانلود رمان ببار بارون نوشته فرشته۲۷ با لینک مستقیم

دانلود رمان ببار بارون با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ببار بارون: عاشقانه ، اجتماعی ، هیجانی
نویسنده رمان: فرشته۲۷
تعداد صفحات رمان: ۴۰۹ صفحه

دانلود رمان ببار بارون

خلاصه داستان: موضوع اصلی این رمان درباره ی دختری به نام سوگول است.
دختری مهربان با نگاهی مملو از غم و اندوه…
سوگل رمان ما دلش پر از غصه است، سراسر زندگیش پر شده از دروغ…
دروغ آن هم از جانب آدمایی که یک روزی فکر می کرد دوستش دارند.
ولی حقایق بعضی وقت ها اونطور نیستند که ما می بینیم و هر روز با نگاهی بی تفاوت از کنارشون می گذریم.
بارون تو این رمان نماد پاکی و آرامشه، نماد برکت و نعمت از جانب پروردگار بی همتا…
در هر قطره از بارون وجود پاک خداوند یکتا احساس می شود.
بارونی که بر سر گناه کاران می بارد تا وجودشان را از سیاهی پاک کند. سوگل هنوز اول راه هست ولی… (بیشتر…)

دانلود رمان سیبل نوشته سعیده نعیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان سیبل با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سیبل: عاشقانه ، پلیسی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: سعیده نعیمی
تعداد صفحات رمان: ۸۴۹ صفحه

“رمان سیبل جلد دوم رمان تیری در مسیر است”
برای دانلود رمان تیری در مسیر اینجا کلیک کنید

دانلود رمان سیبل

خلاصه داستان: حسین پس از گذشت چند ماه از فرار مهرداد به همراه ساغر، هنوز ناامید نشده و به دنبال پیدا کردن راهی برای بازگرداندن ساغر است.
اما حسین نمی داند که مهرداد مدتی است دوباره به کشور بازگشته و پس از ملحق شدنِ دوباره‌اش به باند، کار خلاف را از سر گرفته است…
قسمتی از رمان سیبل
ﺣﺴﯿﻦ دﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ را ﻣﺸﺖ ﮐﺮده و ﺑﺎ ﻧﺎﺧﻨﺶ ﭘﻮﺳﺖ ﮐﻨﺎر اﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺘﺶ را ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
از اﯾﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ دور ﻫﻤﯽ و ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺳﺎده ﺣﺮﺻﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد.
-ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎن ﺳﺎﮐﺘﯽ ﮐﺎرو ﺑﺎر ﭼﻄﻮره؟
ﺑﺎ ﺻﺪای ﭘﺪر زﺣﻞ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﺸﯿﺪ و دﺳﺖ از ﺳﺮ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﯿﭽﺎره اش ﺑﺮداﺷﺖ.

(بیشتر…)

دانلود رمان کابوس تاریک نوشته صبا رستگار با لینک مستقیم

دانلود رمان کابوس تاریک با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کابوس تاریک: عاشقانه ، هیجانی ، ترسناک
نویسنده رمان: صبا رستگار
تعداد صفحات رمان: ۲۴۳ صفحه

دانلود رمان کابوس تاریک

خلاصه داستان: داستان این رمان در مورد دختر کنجکاوی به نام آلیس است که یک شب از خانه می رود.
ولی بیرون خانه چیزهایی می بیند که نباید می دید.
و همین باعث میشه که مسیر زندگیش به کل عوض شود.
قسمتی از رمان کابوس تاریک
زل زده بودم به در تراس اتاقم که باز گذاشته بودم و آروم آروم موهام رو شونه می کردم.
فردا یکشنبه بود و می تونستم امشب بزنم بیرون و فردا راحت بخوابم.
به ساعت نگاه کردم ۲۳:۴۰ دقیقه صدای تقه ی در اومد و بعدش صدای مامان که گفت آلیس خوابی؟
_ نه مامان دارم موهامو شونه می کنم کاری داری؟
_ نه زود بخواب فردا کارت دارم.
پوفی کشیدم مثله اینکه تا ظهر خوابیدن ممنوعه…
_ باشه مامان شب خوش.

(بیشتر…)

دانلود رمان افسونگر نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگر: عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۵۵ صفحه

دانلود رمان افسونگر

خلاصه داستان: تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد.
و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم. یکی پس از دیگری…
افسون نخواست افسونگر باشد، افسونگرش کردند… 
قسمتی از رمان افسونگر
آب دهنم رو تند تند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام برداره.
من موندم چرا خسته نمی شه!
همینطور هر صبح تا شب و هر شب تا صبح توی گلوی من جا خوش کرده!
می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بشکنه ولی بازم از رو نمی ره. صدای داد بلند شد:
– امیلی… مُردی؟
سریع خم شدم و در کابینت درب و داغون رو باز کردم.
خدایا از این خونه متنفرم، همه جاش پر از سوسک و کثافته.

(بیشتر…)