به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان سجاده صبر نوشته مشکات با لینک مستقیم

دانلود رمان سجاده صبر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان سجاده صبر: مذهبی ، اجتماعی
نویسنده رمان: مشکات
تعداد صفحات رمان: ۱۶۶ صفحه

دانلود رمان سجاده صبر

خلاصه داستان: داستان رمان درباره ی دو شخص به نام های فاطمه و سهیل می باشد که یکی از این دو سجاده نشین و دیگری کاملا متفاوت است.
این دو به شدت به یکدیگر علاقه دارند و با هم ازدواج می کنند و با وجود تفاوت دید و رفتارشون هر کاری می کنند تا زندگیشون رو حفظ کنند اما…
قسمتی از رمان سجاده صبر
وقتی سمانه خانم این خبر رو بهش داد تنش گر گرفت، احساس کرد الانه که از گرما قلبش ایست کنه.
احساس شرم و خجالت باعث می شد آرزو کنه که ای کاش هیچ وقت ازدواج نکرده بود، ای کاش سهیل همین الان می رفت زیر ماشین تا دیگه مجبور نمی شد هر چند وقت یکبار خبر خرابکاری هاشو از این و اون بشنوه…
خبر روابط پنهانیش رو با زن های دیگه که خیلی زود به گوشش می رسید.

(بیشتر…)

دانلود رمان جان شیعه، اهل سنت نوشته فاطمه ولی نژاد با لینک مستقیم

دانلود رمان جان شیعه، اهل سنت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
رمان جان شیعه، اهل سنت عاشقانه ای برای مسلمانان
موضوع رمان رمان جان شیعه، اهل سنت: مذهبی ، عاشقانه
نویسنده رمان: فاطمه ولی نژاد
تعداد صفحات رمان: ۵۸۹ صفحه

دانلود رمان جان شیعه، اهل سنت

خلاصه داستان: داستان رمان از زبان دختری اهل سنت و از پای نخل ها و ساحل بندرعباس حکایت می شود.
الهه که با ورود جوانی شیعه به زندگی اش، طعم تازه ای از عشق و عقیده را می چشد و در کشاکش پاک ترین لحظات عاشقانه و ناب ترین دقایق عارفانه، به تبلور باور تازه ای می رسد…
قسمتی از رمان جان شیعه، اهل سنت
صدای قرائت آیت الکرسی مادر، بوی اسفند، اسباب پیچیده در بار کامیون و اتاقی که خالی بودنش از پنجره های بی پرده اش پیدا بود، همه حکایت از تغییر دیگری در خانواده ما می کرد.
روزهای آخر شهریور ماه سال ۹۱ با سبک شدن آفتاب بندرعباس، سپری می شد.

(بیشتر…)

دانلود رمان مدافع عشق نوشته محیا سادات هاشمی با لینک مستقیم

دانلود رمان مدافع عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان مدافع عشق: مذهبی ، عاشقانه
نویسنده رمان: محیا سادات هاشمی
تعداد صفحات رمان: ۱۱۱ صفحه

دانلود رمان مدافع عشق

خلاصه داستان: یکی از چشمانم را می بندم و با چشم دیگر در چهارچوب کوچک پشت دوربین عکاسی ام دقیق می شوم…‬ ‫
هاله لبخند لب هایم را می پوشاند، سوژه ام را پیدا کردم.‬ ‫
پسری با پیراهن شونیز سرمه ای که یک چفیه مشکی نیمی از بخش یقه و شانه اش را پوشانده.‬ ‫
شلوار پارچه ای مشکی و یک کتاب قطور و به ظاهر سنگین که در دست داشت.‬ ‫
حتم داشتم مورد مناسبـی برای صفحه اول نشریه مان با موضوع ” تاثیر طلاب و دانشجویان در جامعه ” خواهد بود…
قسمتی از رمان مدافع عشق
صدا می زنم:‬ ‫
_ ببخشید آقا یک لحظه…‬ ‫
عکس العملـی نشان نمی دهی و همان طور سر به زیر به جلو پیش می روی.‬ ‫
با چند قدم بلند و سریع دنبالت می آیم و دوباره صدا می زنم:‬

(بیشتر…)

دانلود رمان نجوا نوشته ریحانه اسدی با لینک مستقیم

دانلود رمان نجوا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان نجوا: مذهبی ، اجتماعی
نویسنده رمان: ریحانه اسدی
تعداد صفحات رمان: ۳۵۴ صفحه

دانلود رمان نجوا

خلاصه داستان: خندید و گفت: آره بشین به محمد آقا آبدارچی میگم بره داروهات رو بگیره.
خودمم بیرون کار دارم.
می تونی تا زمانی که میره داروهات رو بگیره با خیال راحت رو تخت گوشه اتاق استراحت کنی.
حالت اصلا خوب نیست…
رفتم سمت میز دفترچه رو برداشتم و گفتم :
مرسی… بهتره خودم برم بگیرم و بعدم برم خونه…
خندید و گفت: باید اتفاقی برات بیوفته سپیده خانوم؟!
قسمتی از رمان نجوا
یک پنی سیلین که بزنی خوب میشی.
وای پنی سیلین نه… از دردش که بگذریم من حساسیت داشتم.
سریع گفتم: جناب من حساسیت دارم.
لبخندی زد و گفت که همون ترسه دیگه…
تو درونم گفتم: آره ترسم هست.
اما گفتم: نخیرم یک بار که برام تجویز شد اولش روم تست کردن که متوجه شدن حساسیت دارم خداحافظ مرسی…

(بیشتر…)

دانلود رمان از بام تا آسمان نوشته مریم موسیوند با لینک مستقیم

دانلود رمان از بام تا آسمان با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان از بام تا آسمان: عاشقانه ، اجتماعی ، مذهبی
نویسنده رمان: مریم موسیوند
تعداد صفحات رمان: ۳۹۹ صفحه

دانلود رمان از بام تا آسمان

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به اسم لیلی هست.
پدر لیلی فوت کرده و او به همراه مادرش زندگی می کنه.
او یک روز متوجه میشه که مادرش قرار است با مردی ازدواج کنه.
این مرد دو تا فرزند داره الهه و امیریل، امیریل ازش می خواد تو شرکتش به عنوان سرپرست کار کنه و لیلی قبول می کنه.
در حین برگشت از شرکت با یه موتوری برخورد می کنه و به بیمارستان می برنش.
لیلی اونجا پس از آزمایشات پی در پی متوجه میشه که سرطان پانکراس داره و…
داستان این رمان فقط عشق نیست یک جور تکامل در خودشناسی و خداشناسی است.
قسمتی از رمان از بام تا آسمان
با ھر جان کندنی است خودم را به باﻻی تپه می رسانم.
به نفس نفس می افتم. به اطرافم نگاه می کنم.

(بیشتر…)