دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان شکار خون آشام از نویسنده تیم اورورک با لینک مستقیم

دانلود رمان شکار خون آشام پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان شکار خون آشام: فانتزی ، ترسناک ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: تیم اورورک
تعداد صفحات رمان ۲۹۱ صفحه
مترجم: صبا ایمانی
جلد سوم رمان های شفیت خون آشام و بیداری خون آشام

رمان شکار خون آشام

خلاصه رمان : بعد از اتفاقاتی که در عمارت هالووید افتاد گـیرا و دوستانش به دنبال کایلا و فرار از خون آشام ها، سر از کوهستان کامبریا در می آورند.
طی این مدت به خاطر خون آشام ها که هر حرکت‌ شان را پیش بینی می‌کنند، اعتماد میان گـیرا و دوستانش خدشه‌ دار می شود.
گـیرا سر از صومعه ای ویران در ارتفاعات کوهستان، دریاچه‌ای اسرارآمیز و غارهایی زیر چشمه در می آورد و در این میان، باید ارتباط بین خون آشام ها و مادرش، و ارتباط میان کایلا و ایزیدور را کشف کند…

(بیشتر…)

دانلود رمان زندگی به وقت اقلیما به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی به وقت اقلیما نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زندگی به وقت اقلیما: عاشقانه ، اجتماعی ، فانتزی
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۳۸۷ صفحه

رمان زندگی به وقت اقلیما

خلاصه رمان : رمانی متفاوت با درون مایه ای تخیلی است که در بسیاری از عقاید و مکتب ها تایید می شود، تناسخ یا کالبد جسم یا…
درباره دختری به نام جاناست که زندگیش دست خوش اتفاق عجیبی می شود.
جانا یک دختر مجرد نقاش با پدر مادری فرهیخته ست که قراره بزودی با شخصی ازدواج کند.
روز واقعه جانا در مسیر بازگشت از گالری به خانه با زانیار تصادف می کند و بعد از چند روز وقتی که از کما در می آید…
او خودش رو اقلیما صاحب همسر و فرزند می داند.
از قضا همسر اقلیما برادر زانیار هست و هیچ زمینه ذهنی ای از جانا در سر اونا وجود نداشته و این در صورتی ست که اقلیما دقیقا همون روزِ تصادف فوت شده بود.
اما داستان به اینجا ختم نمیشه بلکه…

(بیشتر…)

دانلود رمان در بطن شب (جلد دوم رمان درنده تاریک شب) به قلم الناز دادخواه با لینک مستقیم

دانلود رمان در بطن شب با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان در بطن شب: ترسناک ، فانتزی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: الناز دادخواه
تعداد صفحات رمان ۳۱۳ صفحه

رمان در بطن شب

خلاصه رمان : شروع دوباره زندگی انسان گونه کتی که برخلاف تصورش که فکر می کرد همه چی به روال عادی بر می گرده و زندگیش درست می شود.
تصوراتش غلط از آب درآمد و فهمید دوباره انسان بودن به اون آسونی که فکر می کنه نیست و با مشکلات جدیدی رو به رو میشه و خطرات خیلی جدی و بدتری از قبل سر راهش قرار می گیره که قبل از کشتن فردریک حتی یک درصد هم بهشون فکر نکرده بود.
حالا اون دنیای مرموز و خطرناکی که در پشت چهره آرام شب مخفی شده رو به خوبی می شناسه و این باعث میشه شب براش به ترسی عمیق تر از گذشته تبدیل بشه…

(بیشتر…)

دانلود رمان درنده تاریک شب به قلم الناز دادخواه با لینک مستقیم

دانلود رمان درنده تاریک شب با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان درنده تاریک شب: تخیلی ، فانتزی ، ترسناک
نویسنده رمان: الناز دادخواه
تعداد صفحات رمان ۲۷۵ صفحه

رمان درنده تاریک شب

خلاصه رمان : همیشه به دنبال چیزهای مرموز و عجیب بود.
هیچ وقت ترس مانع کشف کردنش نمی شد.
دنبال هر رد و موضوع جالبی می رفت تا به نتیجه برسد.
همین موضوع ها سرنوشتش را عوض کرد و کنجکاوی بیش از حدش منجر به یک درد پایان ناپذیر شد.
دردی سخت و نفس گیر که از او یک آدم دیگر ساخت یک غریبه یک درنده…
قسمتی از متن رمان درنده تاریک شب
کتاب رو بستم و یه نفس عمیق کشیدم بلاخره تموم شد.
قطر کتاب بعدی رو که دیدم عرق نشست رو پیشونیم واای دیگه بسه این یکی رو دیگه نمیتونم بخونم.
مغزم قفل کرده بود محال بود بتونم چیز جدیدی یاد بگیرم.
به جلد طلایی کتابی که تازه تموم کرده بودم نگاهی انداختم بعید بود چیز زیادی ازش یادم مونده باشه با کلافگی سرم رو کوبیدم رو کتاب…

(بیشتر…)

دانلود رمان میشا دختر جاودانه به قلم محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان میشا دختر جاودانه با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان میشا دختر جاودانه: عاشقانه ، تخیلی ، فانتزی
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان ۲۹۴ صفحه
جلد دوم رمان میشا دختر خوناشام

دانلود رمان میشا دختر جاودانه

خلاصه رمان : خلاصه از زبان نویسنده:
در این جلد از رمان ما ادامه ی زندگی میشا رو می نویسیم که اتفاق های جدیدی در زندگیش می افتد…
نیروهای ماورایی دیگه ای هستند در این دنیا که میشا با چشمانش شاهد دیدن آنها می شود و…
قسمتی از متن رمان میشا دختر جاودانه
در ماژیک رو گذاشتم و گفتم:
_فقط پنج دقیقه وقت دارید!
صدای اعتراض همشون بلند شد… اخم کردم و گفتم:
_شد چهار دقیقه…
ساکت شدن و شروع کردن نوشتن…
مقنعه ام رو درست کردم و نشستم رو صندلی مشغول وارسی برگه ها بودم که با صدای زنگ وسایلم رو جمع کردم.
یک خسته نباشید گفتم و از در زدم بیرون…
با صدای شاگرد زرنگم برگشتم:
آرمان: ببخشید استاد…
وایسادم و با لبخند گفتم:
_جانم؟

(بیشتر…)