دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان ویدیا به قلم فریده بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان ویدیا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ویدیا: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: فریده بانو
تعداد صفحات رمان ۹۳۲ صفحه

رمان ویدیا

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری است که با یک خان زاده ازدواج می کند، اما در شب عروسی بنا به دلایلی خانواده ی داماد او را به یک زن نادرست متهم می کنند و…
قسمتی از متن رمان ویدیا
با صدای هل هله ی آدینه سر خدمتکار خانه، عصبی از خواب بیدار شدم.
از اتاق بیرون اومدم و از نرده های طبقه بالا آویزون شدم.
با صدای خواب آلود گفتم:
آدینه چه خبره اول صبحی بابا بذار بخوابم.
صدای مهربون آدینه بلند شد:
خواب چیه خانوم جان باید هل هله کنی.
از پله ها پایین رفتم.
باز چی شده؟ مامان اینا کجا هستن؟
آدینه سری تکون داد:
من نمی دونم پسر عمارت خان چی در تو دیده که به تو علاقه مند شده.
یهو چشم هام باز شد. تو چی گفتی؟!

(بیشتر…)

دانلود رمان عروس مرده به قلم مژگان زارع با لینک مستقیم

دانلود رمان عروس مرده نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عروس مرده: هیجان انگیز ، غم انگیز
نویسنده رمان: مژگان زارع
تعداد صفحات رمان ۶۸۲ صفحه

رمان عروس مرده

خلاصه رمان : داستان درباره دختری به اسم سارا است که در روز عروسی اش تصادف می کند و می میرد.
او هیچ وقت زندگی مشترک را تجربه نمی کند اما فرصت پیدا می کند تا قبل از خارج شدن کامل روحش از این دنیا ببیند که چه اتفاقاتی بر سر راه اطرافیانش قرار می گیرد.
او می بیند که مرگش چطور باعث تغییر سرنوشت اطرافیانش به خصوص شوهرش می شود و در آخرین لحظه های بودنش در میان این دنیا و دنیای دیگر دعا می کند که…
قسمتی از متن رمان عروس مرده
‫پوشیدن لباس سپید‪ ،‬آرایشگاه رفتن‪ ،‬مرد رویاها که مقابل آرایشگاه‬ ‫ایستاده است و وقتی تو را می بیند از نگاهش‪ ،‬از لبخندش می فهمی که‬ ‫تو دنیای او هستی‪.
از پله ها که پایین می آمدم مطمئن بودم که قرار است سال های‬ ‫زیادی را کنارش به خوشی بگذرانم‪.

(بیشتر…)

دانلود رمان مرد گاریچی از نویسنده فرشاد رجبی با لینک مستقیم

دانلود رمان مرد گاریچی نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان مرد گاریچی: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: فرشاد رجبی
تعداد صفحات رمان ۲۶۴ صفحه

رمان مرد گاریچی

خلاصه رمان : داستان این رمان حول محور زندگی مردی می چرخد.
این مرد، می خواهد در روزهای پایانی عمر خود، چند ورق کاغذ را حیف گفتار خود کند، از بدو تولد، تا واپسین لحظات عمر…
قسمتی از متن رمان مرد گاریچی
پلک‌هایم روی یکدیگر می‌نشینند، چشمانم را بسته‌ام.
نفس عمیقی می‌کشم، بسیار عمیق و آرام بازدمم را بیرون می‌فرستم.
احساس می‌کنم آماده‌ام که هرچه خورده‌ام را یک جا بالا بیاورم، ولی یک بار دیگر این عمل را تکرار می‌کنم…
دمی عمیق، آنقدر که هوای اطرافم تمام شود، آنقدر که ذره ذره وجودم از این تنفس پاک، استفاده کند و در آخر، بازدمی آرام.
پلک‌هایم را با دردِ چشم راستم باز می‌کنم، احساس خواب‌ آلودگی می‌کنم و نمی‌توانم پلک‌هایم را باز نگه دارم، در حدی که بتوانم دکتر سفیدپوش روبه‌رویم را ببینم.

(بیشتر…)

دانلود رمان تاراج به قلم شفیقه مشعوفی با لینک مستقیم

دانلود رمان تاراج نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان تاراج: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: شفیقه مشعوفی
تعداد صفحات رمان ۳۰۶ صفحه

رمان تاراج

خلاصه رمان : دختری که بی محبت پدر زیر دست ناپدری بزرگ شد…
دختری که روی پای خود ایستاد و زیر بار حقارت نرفت…
نابرادری که قاتل شد و اعدام شد…
دختری هم لکه دار شد…
و مردی برای انتقام برخاست و هدفی جز به تاراج بردن جان و روح ”یغما“ ندارد…
قسمتی از متن رمان تاراج
ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﺮودﮔﺎه ﺑﻮد.
ﺷﻠﻮﻏﯽ ﺑﺮاﯾﺶ ﮐﻢ ﺑﻮد، ﻏﻮﻏﺎ ﺑﻮد اﯾﻨﺠﺎ…
و آن ﺣﺪﯾﺚ آب زﯾﺮ ﮐﺎه ﺧﻮب می داﻧﺴﺖ در اﯾﻦ ﻓﺮودﮔﺎه ﭼﻪ شلوغیه وحشتناکی اﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮا ﻓﺮﺳﺘﺎد دﻧﺒﺎل ﻣﺤﻤﺪ و ﺧﻮد در ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ.
ﺑﻪ دور و اطرافم ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم…
ﭘﺮوازش ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد، ﭘﺲ ﮐﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮد…؟
ﻣﺮدی ﺳﯿﺎه ﭘﻮش ﺑﺎ ﭼﻤﺪان ﺑﻪ ﻃﺮﻓﻢ ﻣﯽ آﻣﺪ و ﻣﻦ آروم ﺳﻮﺗﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺟﺬﺑﻪ اش زدم.
ﻋﺠﺐ خوشتیپ ﺑﻮد، ﺑﯿﺨﯿﺎل اﯾﻦ ﺟﺬابیت ﺷﺪم و ﺑﺎز ﻣﺮدﻣﮏ ﭼﺸﻤﻢ را ﭼﺮﺧﺎﻧﺪم ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﭼﺸﻢ ﻋﺴﻠﯽ را ﭘﯿﺪا ﮐﺮدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان عصر یخبندان به قلم فاطمه۰۷۸ با لینک مستقیم

دانلود رمان عصر یخبندان نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عصر یخبندان: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: فاطمه۰۷۸
تعداد صفحات رمان ۷۳۰ صفحه

دانلود رمان عصر یخبندان

خلاصه رمان : نیل دانشجوی رشته ادبیات است و در حال نوشتن رمانی به نام عصر یخبندان و در حمایت از قربانیان اسید پاشی.
او که تاکنون زندگی روزمره ای همراه با مادرش داشته، با ازدواج دوباره ی مادرش وارد ماجراهایی می شود که خودش به تنهایی نمی تواند از پس آن ها بر بیاید…
قسمتی از متن رمان عصر یخبندان
آفتاب جان سوز و داغ دومین فصل سال چشمانم را وادار به بسته شدن می کند.
کاش یکی پیدا شود و به این خورشید بگوید انقدر با نگاه پر ترحمت دل ما را نلرزان!
خسته و بی رمق راه طولانی کوچه را طی می کنم.
نگاهم به نگاه دختر بچه ای گره می خورد که شبیه کودکی هایم است.
کودکی هایم با همان پیراهن و شلوارک صورتی که بستنی قیفی در دستش در حال آب شدن است.

(بیشتر…)