دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان تراژدی نوشته Ghostwriter با لینک مستقیم

دانلود رمان تراژدی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان تراژدی: تراژدی ، عاشقانه ، درام ، معمایی ، جنایی
نویسنده رمان: Ghostwriter
تعداد صفحات رمان: ۴۵۲ صفحه

دانلود رمان تراژدی

خلاصه داستان: این رمان، فراز و نشیب های زندگی یک قاتل را شرح می دهد.
زنی که بیشتر دوران عمرش را برای این کار تعلیم دیده، زنی بی رحم و خون ریز که زندگی انسان ها برایش پشیزی ارزش ندارد.
استقلال و آزادی اش همیشه در مرتبه ی اول بوده و هست، و حالا زمانی می رسد که برای به دست آوردن آزادی، دست به خـ یـ ـانـ ـت می زند.
خـ یـ ـانـ ـتـی که پیامدهایش نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی اطرافیانش را هم زیر و رو خواهد کرد.
خـ یـ ـانـ ـتـی که پایان کار را به یک تراژدی بزرگ بدل می سازد.
قسمتی از رمان تراژدی
نگاهم را بالا می آورم، چهره اش به نفرت انگیزی سابق است.
“کارلو دلوکا” با نگاه تهاجمی پر سابقه اش، پا بر پا انداخته و لیوان محبوبش را در دست می چرخاند.

(بیشتر…)

دانلود رمان پروانگی یک پروانه نوشته رز صورتی با لینک مستقیم

دانلود رمان پروانگی یک پروانه با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پروانگی یک پروانه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: رز صورتی
تعداد صفحات رمان: ۳۲۶ صفحه

دانلود رمان پروانگی یک پروانه

“”تمام سروده های توی متن به غیر از شعرهایی که شاعرش مشخص شده، شاعرش خانم رز صورتی است””
خلاصه داستان: کودکی ام را با یک عالمه حرف شروع کردم، یک عالمه حرف که از همان سر مشق ها تحملشان نشد تا به « آ » برسند و از همان اول راه کلاه سرشان رفت.
تمامش را که بگردی، گوشه ایی، یک جایی، لبخندم را بدون نم چشمانم پیدا نمی کنی.
تا بود کوچکی و آخری و رویای کودکانه بود، و چرا رنگ چشم های او سبز و شکوفا بودند، ولی چشم های من نه!
تا آمدم لذتِ ته تغاری بودن رو ببرم، جا ماندم میان راه، نه اولی نه آخری، وسط، و من تا به امروز چقدر از این میانه بودن بدم می آید.

(بیشتر…)

دانلود رمان من تکرار نمی شوم نوشته M_alizadehbirjandi با لینک مستقیم

دانلود رمان من تکرار نمی شوم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان من تکرار نمی شوم: عاشقانه ، تراژدی
نویسنده رمان: M_alizadehbirjandi
تعداد صفحات رمان: ۵۹۲ صفحه

دانلود رمان من تکرار نمی شوم

خلاصه داستان: سرنوشت همان جمع و تفریق خاطرات است، همان لحظه‌هایی که دلمان می‌خواهد کمش کنیم و یا شاید هم ضرب که زیاد شود و ماندگار بماند.
این هم یک سرنوشت است.
درست از جایی که خاطره فکر می‌کند در اوج خوشبختی‌ست و حقیقت زندگی به رویش لبخند زده، تلخی‌ها شروع به رشد می‌کنند و ریشه‌اش همه‌‌ی زندگی‌اش را در هم می‌تند.
اما صبر، عشق می‌رویاند و لبخند.
قسمتی از رمان من تکرار نمی شوم
حال و احوال این روزهاش چیزی شبیهِ داغون گفتنش بود.
نِی نِی چشم‌های پردغدغه‌ش رو به نمایش گذاشته بود، درحالی‌که دل من براش غریبه‌تر از غریبه شده بود.
پرده‌ی حریر سفید رو انداختم و لبخندم روی صورتم نقاشی شد، شاید لبخندم اخمش رو خنثی می‌کرد.
نذاشتم صدای چرخش کلید توی در، به گوشم برسه و زودتر از اون دستگیره رو کشیدم.
-سلام آقا، خسته نباشی.
گره‌ی لای ابروهاش رو محکم‌تر کرد و گفت:
-سلام.

(بیشتر…)

دانلود رمان زیر باران نوشته زهرا ارجمند با لینک مستقیم

دانلود رمان زیر باران با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان زیر باران: عاشقانه ، درام
نویسنده رمان: زهرا ارجمند
تعداد صفحات رمان: ۵۸۹ صفحه

دانلود رمان زیر باران

قسمتی از رمان زیر باران
با صدای آلارم گوشیم چشمامو به زور باز کردم که مورد حمله ی بی رحمانه ی نور خورشید که از پنجره می تابید قرار گرفت.
نگاهی به گوشیم که ساعت هفت رو نشون می داد انداختم و صدای رو اعصاب،‌ رژه بروشو قطع کردم.
ساعت هشت کلاسم شروع می شد.
بنابراین علی رغم میل شدیدم به خواب با چشمای نیمه باز بلند شدم و تن از خواب سیر نشدم رو به سمت سرویس اتاقم کشیدم.
از رختکن حموم حولم رو برداشتم و وارد حموم اتاقم شدم.
اول از همه آب سرد و باز کردم که باعث شد نفسم برای لحظه ای بند بیاد.
اما زیاد طول نکشید که عادت کردم به حرکات خنکای آب بر روی بدنم.
مهم ترین مزیتش این بود که خواب به طور کامل از سرم پرید.

(بیشتر…)

دانلود رمان یاسمین نوشته مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان یاسمین با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان یاسمین: عاشقانه ، طنز ، غمگین
رمان یاسمین نوشته: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۵۵۹ صفحه

دانلود رمان یاسمین

خلاصه داستان: داستان رمان یاسمین درباره پسر دانشجویی به اسم بهزاد می باشد.
بهزاد عاشق دختری به نام فرنوش می شود که پسرخاله اش خواستگار اوست اما…
قسمتی از رمان یاسمین
کاوه – چرا اینقدر طولش دادی پسر؟
ترم تموم شد دیگه. حالا کو تا دوباره بچه ها رو ببینم.
داشتم ازشون خداحافظی می کردم. تو چی؟ چرا سرت رو انداختی پایین و رفتی؟ یه خداحافظی ای یه چیزی!
کاوه – هیچی نگو! من مخصوصاً رفتم یه گوشه قایم شدم!
به هر کدوم از این دخترا قول دادم که مامانم رو بفرستم خواستگاری شون! الان همشون می خوان بهم آدرس خونه شون رو بدن!
تو همین موقع یه ماشین شیک و مدل بالا پیچید جلوی ما و با سرعت رد شد بطوریکه آب و گل توی خیابون پاشید به شلوار ما…

(بیشتر…)

صفحه 1 از 3123