دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان باز دوباره من و تو نوشته طناز بیدبرگ با لینک مستقیم

دانلود رمان باز دوباره من و تو با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان باز دوباره من و تو: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: طناز بیدبرگ
تعداد صفحات رمان: ۷۳ صفحه

دانلود رمان باز دوباره من و تو

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره ی دختری به نام سانیا است.
همه چیز از یک خواب عجیب شروع می شود.
سانیا به خاطر سوء تفاهمی که واسه دوستش پیش میاد، به خاطر دوستش مجبور به انجام یک سری کارها می شود.
که این کارها بسیار زیاد به ضررش تموم می شه.
و با امیرعلی یک سری قول و قرار می گذارن که در بین همه این قضایا امیرعلی مغرور همش سانیا رو اذیت می کنه و…
قسمتی از رمان باز دوباره من و تو
اینجا خیلی تاریکه!
آخه چرا یه راه نجات پیدا نمی شه،
من بتونم از این جا بیام بیرون؟
داد می زنم کمک… کمک سپهر… مامان… بابا… کمکم کنین!
من تنهام خیلی می ترسم! اینجا خیلی سرد و تاریکه!

(بیشتر…)

دانلود رمان ازدواج ممنوع نوشته زهره دهنوی با لینک مستقیم

دانلود رمان ازدواج ممنوع با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ازدواج ممنوع: عاشقانه ، کمدی
نویسنده رمان: زهره دهنوی
تعداد صفحات رمان: ۶۵۰ صفحه

دانلود رمان ازدواج ممنوع

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری است که سه دوست نزدیک، صمیمی و هم عقیده دارد.
آنها اسم خودشون رو ازدواج ممنوعی ها گذاشتند، یعنی اینکه هیچ وقت ازدواج نمی کنند و اصلا اهل ازدواج نیستند.
داستان رمان را دنبال کنید تا ببینید آنها اصلا ازدواج می کنند یا این زندگی مجردی را به ازدواج ترجیح می دهند!؟…
قسمتی از رمان ازدواج ممنوع
پشت در ایستاده بودم و منتظر علامت دوستانم بودم تا با لنگه کفش فرود بیام بر کله ی مبارکش…
با اومدن صدای در دیدم بچه ها دارن ابرو بالا می ندازن.
سری تکون دادم و انگشتم رو به نشونه ی هیس گذاشتم روی بینیم.
همین که صدای تق در اومد به جلوی در پریدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی نوشته آرام رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان پشت یک دیوار سنگی: عاشقانه ، کمدی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات رمان: ۳۸۹ صفحه

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی

خلاصه داستان: یک داستان از یک زندگی، شایدم ۲ تا.
آشنا برای بعضی ها و غریبه و مجهول برای یه عده دیگه،
کسایی که شاید دیده باشیم و شایدم نه.
یک دختر و یک پسر که ساخته شدن برای زندگی مجردی و تنهایی، زندگی های مستقل با عقاید و رفتارهای خاص خودشون که شاید برای بعضی ها قابل قبول نباشه، حالا تصور کنید این دو نفر سر راه هم قرار بگیرن.
چگونه با یکدیگر کنار خواهند آمد؟…
قسمتی از رمان پشت یک دیوار سنگی
کلید رو تو قفل در چرخوندم.
در با صدای تیکی باز شد و رفتم تو. کلید برق رو زدم، خونه روشن شد.
وای که پدرم در اومد، داشتم نصف می شدم از خستگی، چه روزی بود اعصابم داغون شد.
وقتی چراغ های خونه رو روشن کردم خونه چهل چراغ شد و نورانی، رفتم تو اتاقم.

(بیشتر…)

دانلود رمان بی تو با تو بودن نوشته حانیه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بی تو با تو بودن با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بی تو با تو بودن: عاشقانه ، اجتماعی ، کمدی ، بحث و کـل کـلی
نویسنده رمان: حانیه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۹۷۲ صفحه

دانلود رمان بی تو با تو بودن

خلاصه داستان: این رمان درباره دختری شوخ و پرجنب و جوش به نام آنیا می باشد.
آنیا هرکجا که می رود یک نفر رو برای بحث و کلـکل پیدا می کنه.
تا این که طی یک اتفاق با فردی آشنا می شود که…
قسمتی از رمان بی تو با تو بودن
در حالی که تندتند از پله ها پایین می رفتم، در ورودی ساختمون رو باز کردم.
دویدم بیرون و در رو نبستم و گذاشتم خودش بسته بشه.
با نفس های تند به سر کوچه رسیدم و نگاهی به ساعت مچیم انداختم. یکنفس راحتی کشیدم، خیالم راحت شد خیلی هم دیر نشده.
تازه آنالیا، دوستم هم هنوز نیومده.

(بیشتر…)

دانلود رمان شیرین نوشته مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان شیرین با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شیرین: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۵۴۰ صفحه

دانلود رمان شیرین

خلاصه داستان: ﻣﻦ آرﻣﯿﻦ ﭘﮋوﻫﺶ هستم.
ﺣﺪود ﻫﻔﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺮاه ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ام، ﺑﺎﺑﮏ ﺳﺘﻮده، ﺑﺮای اداﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ از کشور ﺧﺎرج ﺷﺪﯾﻢ.
ﺗﻮ اﯾﻦ ﻣﺪت دوﺗﺎﯾﯽ ﺗﻮ یک آپارتمان شیک زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ.
از ﻧﻈﺮ ﻣﺎدی وﺿﻊ ﭘﺪرهاﻣﻮن خوب هست. اﻣﺸﺒﻢ اﯾﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ از دوﺳﺘﺎنش رو دﻋﻮت ﮐﺮده ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮن، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻦ اﺻﻼ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻢ…
قسمتی از رمان شیرین
ﺑﺎﺑﮏ ـ آرﻣﯿﻦ! اوﻣﺪی ﺗﻮ اﺗﺎق ﺧﻮاب ﭼﮑﺎر ﺑﻮف ﮐﻮر؟!‬
ـ ﺳﺮم درد ﻣﯿ ﮑﻨﻪ. ﺑﺬار ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮاﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﻮدم ﻣیام.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ این همه خوابیدی به کجا رسیدی؟! ﺣﺪاﻗﻞ اﯾﻦ ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺑﯿﺪار ﺑﺎش!
ﭘﺎﺷﻮ ﭘﺎﺷﻮ‬ زﺷﺘﻪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﯿﺸﻦ.‬
ـ ﺑﺎور ﮐﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﺣﺲ ﺗﻮ بدنم نیست.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ اﯾﻨﻮ ﺟﻠﻮی دوستام ﻧﮕﯽ ها من به اینا گفتم مردای ایرانی هر کدوم مثل رستم پهلوان هستن.
ـ اﯾﻦ ﭼﺮت و ﭘﺮﺗﺎ ﭼﯿﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﺎ ﮔﻔﺘﯽ؟!‬

(بیشتر…)