دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

قوانین تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان سرنوشت لجباز از نویسنده محدثه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان سرنوشت لجباز پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا

موضوع رمان سرنوشت لجباز: عاشقانه ، غم انگیز ، طنز
نویسنده رمان: محدثه تاجیک

تعداد صفحات: ۲۸۰ صفحه

رمان سرنوشت لجباز

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری است که یک فکر اشتباه در سرش می آید و تصمیم به انتقامی بچگانه می گیرد، به همین دلیل زندگیه خودش را تباه می کند…
قسمتی از متن رمان سرنوشت لجباز
من. وای وای خسته شدم از حرف های تکراری مامان…
مامان. حالا حرف های من تکراری شده؟ آره؟
من. نه مامان من نمی خوام با شقایق ازدواج کنم چرا انقدر هر روز و هر شب میگی؟!
مامان. پسرم من خیر و صلاح تورو می خوام، آرزومه که خوشبخت شی…
من. مامان من با شقایق خوشبخت نمی شم.
مامان. مگه چه ایرادی داره مادر؟
من. مامان صدتا ایراد داره نمی دونم کدوم رو بگم مامان من سی سالمه بزارین خودم تصمیم بگیرم.

(بیشتر…)

دانلود رمان آرامش حضور تو به قلم مطهره علیزاده با لینک مستقیم

دانلود رمان آرامش حضور تو پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا

موضوع رمان آرامش حضور تو: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: مطهره علیزاده

تعداد صفحات: ۳۹۵ صفحه

رمان آرامش حضور تو

خلاصه رمان : آرزو و امید قصد ازدواج دارند، اما متاسفانه جواب یک آزمایش همه چیز را خراب می کند…
امید با دختر خاله ی خود نامزد می کند و آرزو با دنیایی از تنهایی می ماند.
با ورود شخصیت غریبه ای به اسم امیرعلی به زندگی آرزو همه چیز تغییر می کند.
باید دید امیرعلی چگونه آرزوی تنها و ناامید را به زندگی بر می گرداند…
آیا این دو می توانند در کنار هم زوج خوشبختی شوند؟
در صورتی که آرزو هنوز هم به امید فکر می کند؟…
قسمتی از متن رمان آرامش حضور تو
نگاهم خیره به برگه ای بود که امیدمان را نا امید کرد!
به راستی چرا زندگی با ما این گونه تا می کرد؟

(بیشتر…)

دانلود رمان دختری که من باشم به قلم نیلوفر۷۲ با لینک مستقیم

دانلود رمان دختری که من باشم پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان دختری که من باشم: عاشقانه ، هم خانه ای ، طنز
نویسنده رمان: نیلوفر۷۲
تعداد صفحات رمان ۵۳۲ صفحه

رمان دختری که من باشم

خلاصه‌ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختری به نام آوا است.
آوا به دلیل مشکلات زیاد مجبور می شود خودش را به شکل پسرها در آورد.
تا این که یک روز با شخصی به نام مهران آشنا می شود.
مهران ۳۰ ساله و یک پزشک موفق است که هنوز ازدواج نکرده و…
قسمتی از متن رمان دختری که من باشم
من: همین که گفتم! یک بار دیگه اسم زن و ازدواج کردن رو بیارین به جان خودم میرم و دیگه هیچوقت نمیام!
خدا رو شکر دستم به دهانم می رسه که نخوام محتاج پول یا ارثیه یا هر چیز دیگه تون باشم!

(بیشتر…)

دانلود رمان رابطه به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان رابطه پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان رابطه: اجتماعی ، عاشقانه ، طنز ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۴۹۳ صفحه

رمان رابطه

خلاصه ی رمان :
گلابتون زنی ساده است که زندگی او دستخوش انتخاب همسر سابقش شده، با ورود دوست قدیمی همسر سابق وی به زندگی گلابتون همه ی رنج های او تبدیل به خنده و زندگی هدف دار و مملو از آرزو می شود.
گلابتون مسیری جدید در زندگی خود پیدا می کند و زنی امروزی، مستقل و قدرتمند می شود.
همین امر باعث متولد شدن رابطه ای شیرین و پر هیجان و پیش بینی نشده ی وی می شود.
اما همه چیز به اینجا ختم نمی شود، چرا که همیشه اتفاقات زیادی در زندگی ما انسان ها می افتد که انتظارش را نداریم.
همان طور که پس از هر روز آفتابی و گرمی قرار است بارانی تند اما زیبا و خاطره انگیز ببارد.

(بیشتر…)

دانلود رمان بازی مرگبار عشق از نویسنده زهرا علیپور با لینک مستقیم

دانلود رمان بازی مرگبار عشق پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان بازی مرگبار عشق: طنز ، عاشقانه ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: زهرا علیپور
تعداد صفحات رمان ۱۱۹ صفحه

رمان بازی مرگبار عشق

خلاصه ای از رمان : داستان عاشقانه ما سرآغاز عشقی ممنوع بود!
این یک بازی ممنوعه بود که بازیگرهای این بازی مرگبار ناخواسته تن به این بازی بی رحمانه دادند!
همگی نیاز داشتیم به مقدار کمی خوشی!
حتی لحظه ای کوتاه!
که بتوانند رنگ زیبای خوشبختی را بچشند!
اما عده ای قربانی می شوند و خوشبختی را برای مونس خود به یادگار می گذارند!
قسمتی از متن رمان بازی مرگبار عشق
_ بفرمایید خانوم!
عینک دودیم رو از چشم هام برداشتم و از ماشین پیاده شدم.
نرگس و رعنا دم در عمارت بهم تعظیم کردن. با غرور همیشگی، عینک دودی رو دادم به رعنا… شنلم رو هم دادم به نرگس…
از پله های عمارت بالا رفتم و وارد اتاقم شدم.
اتاقی که با زیباترین سلیقه تزیین شده بود.

(بیشتر…)