دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان الهه بهشتی نوشته Amelia با لینک مستقیم

دانلود رمان الهه بهشتی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان الهه بهشتی: عاشقانه ، تخیلی
نویسنده رمان: Amelia
تعداد صفحات رمان: ۲۷۶ صفحه

دانلود رمان الهه بهشتی

خلاصه داستان: در دنیایی دیگر، بر فراز زمین و ستارگان، جایی دور از زشتی و پلشتی، دختری با سرنوشت دست و پنجه نرم می‌کند.
حوادثی که می‌آیند و می‌روند، تکالیفی که باید انجام شوند و حال…
عشقی که به سادگی به‌ وجود آمده و فراموش نمی‌شود.
عشاق قصّه یک‌دیگر را طلب می‌کنند، اما در این میان تنها عفریته‌ ایست که همه چیز را برهم می‌ریزد…
**همه‌ی موجودات توی داستان تخیلی هستن و اسمشون قبلا جایی ذکر نشده.**
قسمتی از رمان الهه بهشتی
صدای زمزمه‌ی اطرافیانم، باعث شد که چشم‌هایم را باز کنم.
ما درست جلوی دروازه‌های آسمان هفتم ایستاده بودیم و لشکر راییکا نیز روبه‌روی ما قرار داشت.
خورشید در آسمان گرفته‌تر از همیشه به نظر می‌رسید، گویا او هم می‌دانست که چیز خوبی در انتظارمان نیست.
آه خفه‌ای که از گلوی مانیا خارج شد، باعث شد که نگاهم را از آسمان بگیرم و نگاهش کنم.
مانیا: اون… اون…

(بیشتر…)

دانلود رمان طوفان تاریکی (جلد سوم رمان زاده تاریکی) نوشته ldkh با لینک مستقیم

دانلود رمان طوفان تاریکی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان طوفان تاریکی: تخیلی ، ترسناک
نویسنده رمان: ldkh
تعداد صفحات رمان: ۳۸۰ صفحه

دانلود رمان طوفان تاریکی

خلاصه رمان:
همه‌ چیز در سیاهی و خاموشی غوطه‌ور است که با آمدن شخصی مرموز، جرقه‌ی انتقام زده می‌شود.
آتش دوباره به پا می‌شود و طوفان درست می‌کند.
زاده‌ی تاریکی برمی‌گردد با آتش انتقامی که در سینه دارد و طوفانی که در راه است.
طوفانی از جنس تاریکی!
قسمتی از رمان طوفان تاریکی
به طرف ماشین رفتم.
در رو سریع باز کردم و سوارش شدم.
چشم‌هام رو از فشار خستگی بستم و سرم رو به صندلی تکیه دادم و نفس عمیقی کشیدم.
تموم تنم خستگی رو فریاد می‌زد و سوزش چشم‌هام اثباتش می‌کرد.
انگشت‌هام رو روی چشم‌های بسته‌ شده‌ام گذاشتم و فشار خفیفی بهشون وارد کردم که کمی درد گرفتند.
«لعنتی» زیر لب زمزمه کردم و کاپشنم رو از تنم بیرون آوردم. برخلاف بیرون که قصد داشت ازم یه آدم‌برفی درست کنه، داخل ماشین خیلی گرم و طاقت‌ فرسا بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان سرزمین مردگان نوشته MahshiD با لینک مستقیم

دانلود رمان سرزمین مردگان با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان سرزمین مردگان: ترسناک ، فانتزی ، هیجانی ، تخیلی
رمان سرزمین مردگان نوشته: MahshiD
تعداد صفحات رمان: ۱۹۴ صفحه

دانلود رمان سرزمین مردگان

خلاصه داستان: چه احساسی داره اگه ظرف یه مدت کوتاه، بفهمی اون چیزی که فکر می کنی نیستی؟
بفهمی که نه تنها مال یه خونواده ی دیگه، بلکه مال یه دنیای دیگه ای!
و بین اون همه آدم که راستگو و دروغگوشون مشخص نیست، مجبور بشی به کسی اعتماد کنی که چندان هم قابل اعتماد نمی دونیش!!
قسمتی از رمان سرزمین مردگان
گاهی وقتا ما آدما فکر میکنیم که یه اتفاق باعث شده همه چیز تغییر کنه.
تمام چیزایی که دور و برمونه، با سرعت سرسام آوری شروع به تغییر کنه و ما بمونیم و جهانی از تغییرات!
اما من میخوام واقع بینانه تر فکر کنم! در واقع، این ماجرا با یه اتفاق شروع نشد. همه چیز از قبل وجود داشت…

(بیشتر…)

دانلود رمان دختر آبشار نوشته نرگس.ب با لینک مستقیم

دانلود رمان دختر آبشار با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان دختر آبشار: تخیلی ، عاشقانه ، طنز
رمان دختر آبشار نوشته: نرگس.ب
تعداد صفحات رمان: ۷۲ صفحه

دانلود رمان دختر آبشار

خلاصه داستان: دختری که در بچگی کنار یک آبشار پیدا میشود.
هویت او چیست؟
دختری که می تواند به تمامی جنگ ها پایان دهد و این برای شیاطین خوشایند نیست!
دختری که از جنس پاکی، مهربانی و سخاوتمندی است…
قسمتی از رمان دختر آبشار
دستی به رخت خوابم کشیدمو بلند شدم، یه نگاه به المیرا کردم.
تو خواب چقدر‬ ‫معصومه ولی فقط تو خوابا در غیر این صورت به سنگ پا قزوین میگه زکی برو کنار بزار‬ باد بیاد.
سرمو تکون دادمو رفتم به ‪ wc‬بعد انجام کارای مربوطه رفتم بالا سره المیرا‬ و تکونش دادم‬.
من:- المیرا! المیرا هوی خرس قطبی بیدار شو‬.
المیرا:- هوم، فقط پنج دیقه دیگه باشه؟‬
من:- می خوام نباشه بلند شو اون هیکلت رو تکون بده ببینم کلی کار داریم.

(بیشتر…)

دانلود رمان افسانه دختر و گرگ سفید نوشته Ami74 با لینک مستقیم

دانلود رمان افسانه دختر و گرگ سفید با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان افسانه دختر و گرگ سفید: فانتزی ، عاشقانه ، تخیلی
رمان افسانه دختر و گرگ سفید نوشته: Ami74
تعداد صفحات رمان: ۴۴ صفحه

دانلود رمان افسانه دختر و گرگ سفید

خلاصه داستان: این رمان در مورد یک دختر شهری و نترسه، که با ورودش به یک دهستان دور افتاده گرفتار عشقی ممنوع و اسرار آمیز میشه.
مقدمه: در جنگل من هوا سرد است.
آهوها با کفتار ها میچرخند.
روباها قصد فریبم را دارند. دیگر گرگی وجود ندارد.
با وجود سختی ها و زخم های روی تنم. من هنوز گرگ مانده ام.
با وجود اینکه آسمان را ابرهای تیره فرا گرفته. من هنوز به خورشید خیره میشوم.
با وجود اینکه همه چیز بر علیه من است، ولی من هنوز بر فراز کوه با غرور زوزه میکشم.
ای سرنوشت من بدان طوفان سختی هایت آتش وجودم را خاموش نخواهد کرد.
من تا آخر ایستاده ام…

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212