دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان گوژپشت نتردام نوشته ویکتور هوگو با لینک مستقیم

دانلود رمان گوژپشت نتردام با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان گوژپشت نتردام: افسانه ای ، تخیلی ، عاشقانه
نویسنده رمان: ویکتور هوگو
تعداد صفحات رمان: ۳۱۰ صفحه
ترجمه: ا . کاویان

دانلود رمان گوژپشت نتردام

خلاصه داستان: “اسمرالدا” دخترکی است که توسط کولی ها از مادرش دزدیده شده و مادر، هر لحظه آرزوی دیدار دوباره او را می کند.
اسمرالدا همراه با بز باهوش خود، “جالی”، در خیابان ها برنامه اجرا می کند و حالا به پاریس رسیده است.
“کلود فرولو”، رئیس شماسهای نتردام و راهبی که نفس شکنجه‌اش می دهد در نهان عاشق اسمرالدا شده‌ است.
او سعی می‌کند با کمک “کازیمودو”، ناقوس زن گوژپشت و بدشکل نتردام اسمرالدا را برباید، ولی با دخالت کاپیتان “فوبوس دوشاتوپر” ناکام می ماند و کازیمودو دستگیر می شود.
کازیمودو را در میدان اعدام با شلاق مجازات می کنند و تنها اسمرالدا که قلبی مهربان دارد به او کمک می‌کند…
(بیشتر…)

دانلود رمان ناگفته ها نوشته بهاره حسنی با لینک مستقیم

دانلود رمان ناگفته ها با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ناگفته ها: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: بهاره حسنی
تعداد صفحات رمان: ۸۳۱ صفحه

دانلود رمان ناگفته ها

خلاصه داستان: داستان در مورد دختر جوانی به اسم نازلی کسروی است که بعد از فوت ناگهانی مادر بزرگش و بعد از سال ها دوری به ایران برمی گردد.
آشنایی او با مرد جوانی در هواپیما و ناگفته هایی در مورد زندگیش، این داستان را شکل خواهد داد…
قسمتی از رمان ناگفته ها
با تکان هواپیما از خواب پریدم و کتاب روی پاهایم سر خورد و کف هواپیما افتاد.
خم شدم تا آن را بردارم.
ولی کسی که کنار من نشسته بود سریعتر از من خم شد و کتاب را که تقریبا زیر پای خودش افتاده بود، برداشت و به دستم داد.
سرم را بلند کردم و با لبخندی از چهره ی جوان و خنده رویش تشکر کردم.
وقتی که من سوار شدم هنوز صندلی کناری من خالی بود.

(بیشتر…)

دانلود رمان جدال پر تمنا نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان جدال پر تمنا با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان جدال پر تمنا: عاشقانه
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۸۴ صفحه

دانلود رمان جدال پر تمنا

خلاصه داستان: همه چیز از یک جر و بحث شروع شد.
از یک جر و بحث ساده…
و سپس کم کم تبدیل شد به یک جدال…
جدالی پر از شیطنت و عطش…
جدالی پر از تمنا…
جدالی بین حوایی از تبار مسیحیت و آدمی از تبار مسلمانی…
قسمتی از رمان جدال پر تمنا
جلوی آینه تندتند موهامو با یه دست کردم تو و با اون دستم سعی کردم کلاسورم رو زیر بغلم نگه دارم.
از زور هیجان داشتم خفه می شدم.
موهای بلوطی رنگم مدام از زیر دستم فرار می کردن و باز می افتادن بیرون…
با حرص گفتم:
– مثل موی گربه! آخرم همین روز اولی اخطار می گیرم.
داشت دیرم می شد.
زدم از خونه بیرون، خدا رو شکر که مامی رفته بود با دوستاش باغ و بابا هم نبود.

(بیشتر…)

دانلود رمان روزای بارونی نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان روزای بارونی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان روزای بارونی: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۴۴۱ صفحه

دانلود رمان روزای بارونی

خلاصه داستان: رمانی مختلط از شخصیت های رمان های قرار نبود، جدال پر تمنا، توسکا…
روزای بارونی بازی سرنوشته، امتحان پس دادن بنده هاست.
خدا عاشقان رو دوست داره و گاهی تصمیم می گیره امتحانشون کنه.
وقتی قراره عاشقا ترفیع بگیرن باید از یه امتحان سخت عبور کنن.
یا اونقدر عاشقن که از این امتحان سر بلند بیرون میان و به مرحله بعدی میرن، یعنی عاشق تر می شن و پیش خدا عزیز تر.
یا اینکه سقوط می کنن! عشق رو رها می کنن و تـــنهایی رو انتخاب می کنن.
این رمان می خواد به همه عاشقا بگه، صبور باشین، طاقت داشته باشین، به هم فرصت بدین، با هم باشین!
اینجوری از اون امتحان سر بلند بیرون میاین.
وگرنه سزاتون سقوطه!

(بیشتر…)

دانلود رمان روز برفی نوشته الناز سلیمانی با لینک مستقیم

دانلود رمان روز برفی با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان روز برفی: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: الناز سلیمانی
تعداد صفحات رمان: ۴۰۹ صفحه

دانلود رمان روز برفی

خلاصه داستان: آن گاه که در چنگالِ سرد و حریصِ مرگ، اسیر می شوی…
آن گاه که سیاهی بر وجودت غالب می شود و گمان می کنی راهِ گریزی نیست…
اما ناگاه دستی مهربان به سمت تو دراز می شود، دست خداوند بخشنده و مهربان…
قسمتی از رمان روز برفی
کیفم رو پرت کردم گوشه اتاقم و با بغض مشغول عوض کردن لباس هام شدم.
در اثر سرعت بیش از حدم دکمه وسطی مانتوم پاره شد و بعد از افتادن زیر میز جا گرفت.
حرص و عصبانیتم اوج گرفت و در آخر مثل همیشه با ضعف بغضم برنده شد و ترکید.
همون جا وسط اتاقم نشستم و زار زار گریه کردم.
مامانم هم چنان داشت دستگیره در رو فشار می داد و صدام می زد: دریا جان قربونت برم مگه چی شده مادر؟

(بیشتر…)