دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان سایه ی هیچکس به قلم طیبه سوری با لینک مستقیم

دانلود رمان سایه ی هیچکس نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان سایه ی هیچکس: عاشقانه
نویسنده رمان: طیبه سوری
تعداد صفحات رمان ۳۶۸ صفحه

رمان سایه ی هیچکس

خلاصه رمان : خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد، نخواست او به من خسته بی گمان برسد…
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت، کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد…
چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر، به راحتی کسی از راه ناگهان برسد…
رها کنی برود از دلت جدا باشد، به آنکه دوست ترش داشته، به آن برسد…
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند، خبر به دورترین نقطه جهان برسد…
گلایه ای نکنی، بغض خویش را بخوری، که هق هقِ تو مبادا به گوششان برسد…
خدا کند که نه…! نفرین نمی کنم. نکند، به او -که عاشق او بوده ام- زیان برسد…
خدا کند فقط این عشق از سرم برود، خدا کند که فقط زود آن زمان برسد…

(بیشتر…)

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا به قلم آنیلا با لینک مستقیم

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان در همسایگی گودزیلا: عاشقانه ، هیجان انگیز ، طنز
نویسنده رمان: آنیلا
تعداد صفحات رمان ۱۰۱۵ صفحه

رمان در همسایگی گودزیلا

خلاصه رمان : یک دختر شیطون به اسم رها شایان، یک پسر شیطون به اسم رادوین رستگار…
هم کلاسی هایی که سایه هم دیگه رو با تیر می زنند.
رها به شدت از رادوین متنفر هست و این تنفر باعث می شود که برای اذیت کردن رادوین نقشه های مختلفی بکشد.
البته این وسط رادوین هم ساکت نمی نشیند و هر کاری می کند تا حرص رها رو در بیاورد.
این نقشه کشیدن ها و اذیت کردن ها و حرص دادن ها باعث می شود که اتفاقای خنده داری بی افتد.
همه چیز خوبه و زندگی به خوبی می گذرد اما به دلیل یک سری از مشکلات، رها مجبور می شود از خانواده اش جدا بشود و در یک جای دیگر زندگی کند.
اما با ورودش به منزل جدید…

(بیشتر…)

دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی به قلم طاهره نیرومند با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی ( جلد دوم زندگی آذر ) نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان عاشقی بعد از فراموشی: عاشقانه ، طنز ، اجتماعی
نویسنده رمان: طاهره نیرومند
تعداد صفحات رمان ۲۲۷ صفحه
جلد دوم رمان زندگی آذر

رمان عاشقی بعد از فراموشی

خلاصه رمان : همان طور که در جلد اول رمان مطالعه کردید آذر برای این که از دست امین خلاص بشود با نقشه پریسا پیش می رود.
ولی میان راه عاشق شاهرخ می شود.
بابای آذر با نامزدی امین و آذر موافقت خودش را اعلام می کند.
تا اینکه امین، آذر را موقع پیاده شدن از ماشین شاهرخ می بیند و در طی این ماجراها امین آذر را متهم به ناپاک بودن می کند و بینشون دعوایی پیش میاد که آذر بیشتر از امین متنفر می شود.
و این دعوای بینشون باعث می شود آذر تشنج کند و راهی بیمارستان بشود.
بعد از این ماجرا دیگه حرفی از نامزدی زده نمی شود…

(بیشتر…)

دانلود رمان زندگی آذر به قلم طاهره نیرومند با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی آذر نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زندگی آذر: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: طاهره نیرومند
تعداد صفحات رمان ۱۶۰ صفحه

رمان زندگی آذر

خلاصه رمان : این رمان بر اساس زندگی واقعی نوشته شده است.
درباره ی دختری به اسم آذر که قربانی اشتباهی که پدرش در گذشته در حق خواهرش انجام داده می شود و مهره بازی انتقام سخت خواهرزاده پدرش، او عاشق پسری می شود که سعی در نابودی خانواده اش دارد.
ولی میان راه متوجه می شود که یک بازیچه بیش نبوده، و با پسری نامزد می کند که از کوچکی ازش می ترسیده و آن را کابوس مرگ خودش می داند.
یک ماه از نامزدیش می گذره و یک سفر خانوادگی پیش می آید.
که داخل مسیر کوهستانی تصادفی رخ می دهد و آذر ناپدید می شود…
قسمتی از متن رمان زندگی آذر
در حال سر کشیدن بطری آب بودم، که صدای مامانم اومد گفت:
دختر مگه صد بار بهت نگفتم این جوری آب سر نکش..!؟
تو اصلا این موقع صبح کجا رفته بودی!؟؟

(بیشتر…)

دانلود رمان زندگی سیگاری به قلم مرجان فریدی با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی سیگاری نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان زندگی سیگاری: پلیسی ، عاشقانه
نویسنده رمان: مرجان فریدی
تعداد صفحات رمان ۲۹۰ صفحه

رمان زندگی سیگاری

خلاصه رمان : رمانی عاشقانه، پلیسی و پر از راز که ناخواسته چیزی را می فهمد که آن را به مرز اسارت و اجبارها می کشاند.
دانسته های اشتباه همراز آن را وارد زندگی دود گرفته و خاکستری پسری می کند که همه ازش نا امید شده اند.
زندگی مان را بر پایه سیگار ساختیم و بر روی خاکستر یکدیگر قدم گذاشتیم.
بدان این که خودمان متوجه شویم با هر بار له کردن یکدیگر خود را خاکستر می سازیم…
قسمتی از متن رمان زندگی سیگاری
کلاه تولد را بر سر آروان گذاشتن و با ذوق به پسرک پنج ساله ی خود نگریستند.
مریلا سر بر روی شانه ی یوسف گذاشت و با لبخند گفت:
_بگو که هیچ وقت پیدامون نمی کنن.
من و تو آروان با هم خوشبخت می شیم؟

(بیشتر…)