دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان الهه ناز نوشته مریم اولیایی با لینک مستقیم

دانلود رمان الهه ناز با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان الهه ناز: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم اولیایی
تعداد صفحات رمان: ۲۵۹ صفحه

دانلود رمان الهه ناز

خلاصه داستان: داستان رمان الهه ناز سرگذشت دو خواهر دوقلوی زیبا، دلشکسته و عاشق، به نام های گیتی و گیسو است.
گیتی خواهر بزرگ‌تر، بنا به حس مسئولیت می‌خواهد با چنگ و دندان گیسو، این یادگار خانوادگی را به خوشبختی نزدیک‌تر کند.
بنابراین به جای او پرستاری از بیماری را به عهده می‌گیرد.
با ورود این دختر به قصر بلورین منصور که دست روزگار او را نیز بارها محک زده، بازی دیگر تقدیر شروع می‌شود و عشقی متولد می‌شد.
اما آتش حسادت مهره این بازی را کیش و مات می‌کند و…
قسمتی از رمان الهه ناز
روزها بی توجه به ما می گذرند.
زمان به خاطر آدم ها توقف نمی کند.
چه بی رحم هستند ثانیه ها! چه قسی القلب هستند دقایق!
چه روز شومی بود آن روز که برادرم علی، خودش را به خاطر عشقش از ببین برد. آخر چرا؟

(بیشتر…)

دانلود رمان بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان بانوی جنگل با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بانوی جنگل: عاشقانه
نویسنده رمان: فهیمه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۸۹ صفحه

دانلود رمان بانوی جنگل

خلاصه داستان: خانواده ی پدر هدیه یکی از بزرگترین ثروتمندان شهر هستند.
آنها به خاطر اختلافاتی او را طرد کرده بودند.
با مرگ شوهر عمه از پدرش به همراه خانواده برای شرکت در مراسم ختم و بازگشت دوباره به خانواده دعوت می کنند.
طرز زندگی بسیار اشرافی و آداب و رسوم آن، در خانه عمه بسیار برای هدیه عجیب و جالب به نظر می رسد و از آن عجیب تر پسر بزرگ عمه یعنی فرهاد است که گویی بدون این که چیزی بگویی از آنچه در سرت می گذرد و یا در اطرافت اتفاق می افتد با خبر است!
زیرا فرهاد دارای یک نیروی خاص و عجیب است…
قسمتی از رمان بانوی جنگل
بحث و جدل در خانواده ی آرین نژاد تا پاسی از شب ادامه داشت.

(بیشتر…)

دانلود رمان با سقوط دست های ما نوشته زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان با سقوط دست های ما با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان با سقوط دست های ما: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زینب ایلخانی
تعداد صفحات رمان: ۱۳۵۴ صفحه

دانلود رمان با سقوط دست های ما

خلاصه داستان: به همراه ما در داستان جنجالی رمان با سقوط دست های ما با سبک متفاوت کاملا رئال همراه باشید.
تا علاقه شدید را در زندگی انسان های معمولی هم لمس کنید.
آنهایی که نه اسطوره هستند! نه اربـابـند! و نه حتى کسى که آرزوى خیلى ها باشند…
معمولی ها هم علاقه مند می شوند، دوست می دارند و دوست داشته می شوند…
قسمتی از رمان با سقوط دست های ما
یقه کتم را تا جاى ممکن بالا می کشم و سرم را در همان یقه فرو می برم، از دیده شدن حتی در این خلوت زمستانى برف زده اینجا هم شرم دارم!
به تماشای رد پاهایم در برف می ایستم و سر بر می گردانم، آه از نهادم بر می خیزد.

(بیشتر…)

دانلود رمان آقای هنرپیشه نوشته زینب ایلخانی با لینک مستقیم

دانلود رمان آقای هنرپیشه با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آقای هنرپیشه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: زینب ایلخانی
تعداد صفحات رمان: ۶۷۴ صفحه

دانلود رمان آقای هنرپیشه

خلاصه داستان: دست سرنوشت، دو زخمی، دو درمانده، دو جا مانده از زندگی را در جزیره ای ناشناخته و آرام، امواج دریا سرنوشت آن دو را به هم گره می زند…
هنرپیشه ای تنها و سر در گم در این سرزمین، شوق زندگی می یابد و ناجی الهه ای از جنس حیات می شود!
و این روایت تنها با گره کور علاقه آغاز می شود…
قسمتی از رمان آقای هنرپیشه
“الـهـه”
مرضیه از ساغر شکسته اش به ساقى شکایت می کند و من زل زده ام به کشتى که به گمانم آخرین میهمان دریا براى امروز باشد.
کشتى که رفته است شکار خورشید، خورشیدى که خودش را به دریا چسبانده و شاید…
گوشى ام نفس هاى آخرش را می کشد، شارژ تمام می کند و مرضیه هم زبانش بسته می شود.

(بیشتر…)

دانلود رمان شیرین نوشته مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان شیرین با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شیرین: عاشقانه ، طنز
نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۵۴۰ صفحه

دانلود رمان شیرین

خلاصه داستان: ﻣﻦ آرﻣﯿﻦ ﭘﮋوﻫﺶ هستم.
ﺣﺪود ﻫﻔﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺮاه ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ام، ﺑﺎﺑﮏ ﺳﺘﻮده، ﺑﺮای اداﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ از کشور ﺧﺎرج ﺷﺪﯾﻢ.
ﺗﻮ اﯾﻦ ﻣﺪت دوﺗﺎﯾﯽ ﺗﻮ یک آپارتمان شیک زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ.
از ﻧﻈﺮ ﻣﺎدی وﺿﻊ ﭘﺪرهاﻣﻮن خوب هست. اﻣﺸﺒﻢ اﯾﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ از دوﺳﺘﺎنش رو دﻋﻮت ﮐﺮده ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮن، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻦ اﺻﻼ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻢ…
قسمتی از رمان شیرین
ﺑﺎﺑﮏ ـ آرﻣﯿﻦ! اوﻣﺪی ﺗﻮ اﺗﺎق ﺧﻮاب ﭼﮑﺎر ﺑﻮف ﮐﻮر؟!‬
ـ ﺳﺮم درد ﻣﯿ ﮑﻨﻪ. ﺑﺬار ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮاﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﻮدم ﻣیام.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ این همه خوابیدی به کجا رسیدی؟! ﺣﺪاﻗﻞ اﯾﻦ ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺑﯿﺪار ﺑﺎش!
ﭘﺎﺷﻮ ﭘﺎﺷﻮ‬ زﺷﺘﻪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﯿﺸﻦ.‬
ـ ﺑﺎور ﮐﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﺣﺲ ﺗﻮ بدنم نیست.‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ اﯾﻨﻮ ﺟﻠﻮی دوستام ﻧﮕﯽ ها من به اینا گفتم مردای ایرانی هر کدوم مثل رستم پهلوان هستن.
ـ اﯾﻦ ﭼﺮت و ﭘﺮﺗﺎ ﭼﯿﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﺎ ﮔﻔﺘﯽ؟!‬

(بیشتر…)