دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان بلندای شانه هایت نوشته معصومه خلیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان بلندای شانه هایت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بلندای شانه هایت: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: معصومه خلیلی
تعداد صفحات رمان: ۳۴۳ صفحه

دانلود رمان بلندای شانه هایت

خلاصه داستان: راجع به یک مهماندار و خلبان هواپیمایی مسافربری که اتفاقی آشنا میشن.
دختر رمان تنهاست و کمی احمقانه و بچگانه رفتار می کنه، اما پسر رمان با سیاست و پخته ست.
هاوش که بخاطر نقص ظاهریش در بچگی از سمت هم سن و سالان، و در بزرگسالی از طرف جنس مخالف زیاد جذاب نبود، دچار یک عقده و سرکوب شدگی شده و تمام دوران زندگیش رو برای انتقام گیری صرف کرده، که با هلنایی که بخاطر شجره خانوادگیش از سمت همه اقوام طرد شده و بی دست و پاس آشنا میش.
شاید در ظاهر مقدمه عادی و غیر جذاب باشه، اما نگارش عشقی بسیار عمیق و روان باعث زیبای متن رمان شده.
عشق تو آسمون ها و توی غول آهنی، با رایحهِ میوه های گرمسیری و نواخته شدن ساکیفون در پس زمینه، محیط پر شوری برای عاشق شدن در وجود خواننده پتانسیل می کنه…

(بیشتر…)

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم نوشته مریم یوسفی با لینک مستقیم

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان تو را از خاطرم بردم: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم یوسفی
تعداد صفحات رمان: ۲۹۱ صفحه

دانلود رمان تو را از خاطرم بردم

خلاصه داستان: داستان رمان ما، قصه مردی تنها و به دور افتاده از احساس است، طی ماجرایی از تمام زنان متنفر می‌شود‌ و دست تقدیر گره اش می‌زند به دختری بی آلایش و پر از احساس، اما از یاد رفته!
این بار قهرمان داستان مرد دیگریست، که برای عشقش تا مرز نابودی می‌جنگد و اما، آیا به وصالش می‌رسد؟
امیدوارم رمان «تو را از خاطرم بردم» لحظات خوشی رو براتون رقم بزنه…
قسمتی از رمان تو را از خاطرم بردم
فصل اول: *شهاب*
با خشم وارد اتاق خوابم شدم؛ لگد محکمی به در زدم که باعث بسته شدنش شد، دنبال ساک دستی مخصوص مسافرتم می گشتم که در با شدت باز شد و نفیسه در چهارچوب در نمایان شد.

(بیشتر…)

دانلود رمان کافه شلوغ نوشته آریانا با لینک مستقیم

دانلود رمان کافه شلوغ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کافه شلوغ: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: آریانا
تعداد صفحات رمان: ۵۴۸ صفحه

دانلود رمان کافه شلوغ

خلاصه داستان: اتفاقاتی عجیب و شاید غیر قابل باور، زخم هایی پر درد از نزدیک ترین آدمای زندگیش و بازی عجیب سرنوشت!
چه اتفاقی افتاد؟ چی باعث شد تا همه چی بهم بریزه؟
قربانی های این داستان شاید بی گناه ترین آدمای قصه باشن!
دسیسه و اعتماد بیش از اندازش، ضربه هایی رو به وجود میاره که خیلی کاریه برای همه؛ نه تنها خودش!
اعتمادی که وقتی بریزه همه چیز رو بهم می ریزه! اعتماد فرو ریخته دختری که اسیر دسیسه ها می شه!
دسیسه هایی که اون و زندگی شو نابود می کنه!
راز هایی که با بر ملا شدنشون زندگی شو زیر رو می کنه! زندگی که شاید هیچ وقت دوباره زندگی نشه!
دروغ و فریب و پنهان کاری، همه چیز رو توی زندگیش عوض می کنن.

(بیشتر…)

دانلود رمان میشا دختر خوناشام نوشته محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان میشا دختر خوناشام با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان میشا دختر خوناشام: عاشقانه ، طنز ، هیجانی
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان: ۲۹۶ صفحه

دانلود رمان میشا دختر خوناشام

خلاصه داستان: به نام خداوندی که درهمین نزدیکی است.
میشا دختری که خوناشامه. اما از شرقه و کلی فرق داره.
داستان میشا با همه خوناشاما فرق داره.
از جنس ایرانه و با خون و خون ریزی مخالفه.
ولی تقدیرش میشه خون خوردن و تغذیه کردن. تو راهش دوستانش مثل خودش قربانی میشن.
بیشتر موقع ها اگه دقت کرده باشید توی رمان ها یا فیلم های غربی خوناشام هستن.
ولی من یه تصمیم گرفتم این خوناشامو به سبک ایرانی بنویسم.
شخصیت اصلی داستان ما خوناشام هستش امیدوارم خوشتون بیاد.
مثل همیشه به یاری خدا و همراهی شما دوستان میریم که شروع کنیم پس بسم ا…
قسمتی از رمان میشا دختر خوناشام
کی فکرش را می کرد؟ روزی برسد که نتوانم انسان بمانم.

(بیشتر…)

دانلود رمان قلب سوخته نوشته س.شب با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب سوخته با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان قلب سوخته: عاشقانه
رمان قلب سوخته از نویسنده: س.شب
تعداد صفحات رمان: ۲۷۸ صفحه

دانلود رمان قلب سوخته

خلاصه داستان: این رمان درباره دختری است که یک زندگی معمولی داره ولی در یک شب بارانی اتفاقی براش میافته که سرنوشته شو تغییر میده.
عشق ممنوعی رو تجربه میکنه که راه فراری ازش نداره…
قسمتی از رمان قلب سوخته
با صدای مادرم از خواب بیدار می شم.
_ پاشو دختر چقدر میخوابی مگه تو ساعت ۸ کلاس نداری!
بازم کلاس سر صبح! یکی نیست بگه اگه صبح نمی تونی بیدار شی مگه مرض داری کلاس ور میداری.
تازه داشتم خمیازه میکشیدم که باز مامان صدا کرد!
این دفعه داد میزد سپیده!!
من موندم اول صبحی مامان چه انرژی داره.
از تو اتاق همین جوری که رو تخت دور خودم می پیچیدم گفتم:
_ بیدارم بابا.
با چشمایی که فقط یکیشو به زور باز نگهداشتم به طرف دستشویی میرم داشتم از خواب میمردم.

(بیشتر…)