دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان یاسمین نوشته مرتضی مودب پور با لینک مستقیم

دانلود رمان یاسمین با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان یاسمین: عاشقانه ، طنز ، غمگین
رمان یاسمین نوشته: مرتضی مودب پور
تعداد صفحات رمان: ۵۵۹ صفحه

دانلود رمان یاسمین

خلاصه داستان: داستان رمان یاسمین درباره پسر دانشجویی به اسم بهزاد می باشد.
بهزاد عاشق دختری به نام فرنوش می شود که پسرخاله اش خواستگار اوست اما…
قسمتی از رمان یاسمین
کاوه – چرا اینقدر طولش دادی پسر؟
ترم تموم شد دیگه. حالا کو تا دوباره بچه ها رو ببینم.
داشتم ازشون خداحافظی می کردم. تو چی؟ چرا سرت رو انداختی پایین و رفتی؟ یه خداحافظی ای یه چیزی!
کاوه – هیچی نگو! من مخصوصاً رفتم یه گوشه قایم شدم!
به هر کدوم از این دخترا قول دادم که مامانم رو بفرستم خواستگاری شون! الان همشون می خوان بهم آدرس خونه شون رو بدن!
تو همین موقع یه ماشین شیک و مدل بالا پیچید جلوی ما و با سرعت رد شد بطوریکه آب و گل توی خیابون پاشید به شلوار ما…

کاوه شروع کرد به داد و فریاد کردن و مثل زن ها ناله و نفرین می کرد:
اوهوی… همشیره! حواست کجاست؟! الهی گیربکس ماشینت پاره پاره بشه!
پسر نزدیک بود بزنه بهت ها! نگاه کن! تا زیر شلوارم خیس آب شد!
الهی سیبک ماشینت بگنده! نگاه کن! حالا هرکی رد می شه می گه این پسره توی شلوارش بی تربیتی کرده!
– می شناسیش؟
کاوه – همه می شناسنش! سال اولیه. خوشگل و پولدار! به هیچ کسم محل نمی ذاره!
به جان تو بهزاد این مخصوصاً پیچید طرف ما! الهی شیشه ماشینت جر بخوره!
نه بابا انگار فرمون از دستش در رفت.
کاوه گاهی با صدای بلند یه نفرین به اون ماشین می کرد و یه جمله آروم به من می گفت:
کاوه – الهی لاستیک ماشینت بشکنه! مرده شور اون چشمای هیز ماشینت رو بشوره که زیر چشمی…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=491