به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان یار سست وفا به قلم Kiarash70 با لینک مستقیم

دانلود رمان یار سست وفا برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان یار سست وفا: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: Kiarash70
تعداد صفحات رمان ۶۴۲ صفحه

دانلود رمان یار سست وفا

خلاصه رمان :
“توجه” ((مطالعه‌ این رمان به افراد زیر شانزده سال توصیه نمی‌شود))
۲۵ سال از حادثه‌ی سرنوشت‌ ساز می‌گذرد.
معصومه یکی از اصلی‌ ترین افرادی است که زندگی‌ اش به سبب خطای ۲۵ سال پیش حسام، دچار دگرگونی شده است.
قضای الهی آن چنان مقدر می‌شود که فرزندان این دو نفر به هم علاقه‌ مند شده و عامل رویارویی والدینشان می‌شوند.
حسام پس از ۲۵ سال در می‌یابد که خود نیز بازیچه‌ی دست فرد دیگری بوده است.
و می‌فهمد که ثمره‌ی ۲۵ سال از زندگی‌اش چیزی جز سراب نیست.
قسمتی از متن رمان یار سست وفا
“حسام”
نمی‌فهمیدم.
یه نسخه نه چندان قدیمی از یک کتاب، چرا باید این‌ طور باعث آشفتگی حالش بشه؟
چرا باید با کلی بهانه اون رو به دستم برسونه؟
اون هم دقیقاً وسط مراسم خواستگاری!
مگه الان نباید در مورد موضوعات مهم‌تر حرف بزنیم؟

حداقلش این‌ که اون از دخترش بگه و من هم از محاسن و امتیازات پارسا، ولی این‌طور نیست و او به دلخواه خودش، بحث را به دوران قدیم کشوند و آخر حرف‌ هاش هم ختم شد به یک کتاب قدیمی که یادگار یکی از عزیزانشه.
سرم رو بالا آوردم و نگاهش کردم.
لبخند تلخی به لب داشت و نگاهش محو انگشتان من بود که روی جلد زمخت کتاب کشیده می‌شد.
انگار اصلاً در این دنیا نبود و با حرکت انگشتانم، هم زمان کره‌ی چشمانش می‌چرخید.
عمیق نگاهش کردم.
به یقین می‌تونم بگم حس خوبی نسبت بهش ندارم!
خیلی احمقانه‌ست، ولی من در اولین دیدار، حس خوبی نسبت به مادرِ دخترِ مورد علاقه‌ی پارسا ندارم!
از همون لحظه‌ی ورود، سنگینی و نفوذ نگاهش آزارم می‌داد…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2206