به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان کوچ نوشته مهسا زهیری با لینک مستقیم

دانلود رمان کوچ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کوچ: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مهسا زهیری
تعداد صفحات رمان: ۴۰۹ صفحه

دانلود رمان کوچ

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره یک پسر معمول می باشد که تصور می‌کنه حقش از زندگی بیشتر از چیزی است که نصیبش شده.
در سایه زندگی کرده و یه قدم از بقیه عقب‌‌ تره.
این داستان راهی رو مطرح می‌کنه که راوی برای جبران نداشته‌ هاش سراغش می رود و البته که شیوه‌ی زندگی انسان و اشتباهات گذشته‌ اش هیچ وقت ناپدید نمی‌شوند و ممکنه جایی که نباید گریبان گیر بشوند.
قسمتی از رمان کوچ
آخرین بسته ی کرم پودر رو هم از کارتنی که جلوش زانو زده بودم، برداشتم و توی قفسه های پشتم گذاشتم.
هنوز بالای پیشخوان ایستاده بود و سخنرانی می کرد.
دقیقا بالای سرم.
من هم خودم رو به نشنیدن زده بودم.
این بار فرشاد سرش رو از ضلع دیگه ی پیشخوانی که شکل ال بود کج کرد و پرسید: چی شد؟ مردی به سلامتی؟

بدجوری منتظرشون گذاشته بودم.
خوشبختانه پشت دیواره پنهان بودم و فاطمه خنده ام رو نمی دید وگرنه دیگه ازم حساب نمی برد.
صدای نازک فاطمه دوباره به گوشم خورد: بیا بالا، یه نفسی بگیر!
فرشاد: آمبولانس خبر کنم داداش؟
فاطمه: دو ساعته دارم صحبت می کنم، اصلا صحبت هامو شنیدی؟
فرشاد: فاطمه خانوم خودش از خداشه برگرده خونه…
کارتن رو با دست به عقب هل دادم که جا برای بالا کشیدن هیکلم باز بشه.
فرشاد ادامه داد: دیروز خودش می گفت -چه شکری خوردم- بی ادبی نباشه…
فاطمه: خواهش می کنم.
مثل اینکه فرشاد قصد لال شدن نداشت.
اضافه کرد: این وسط که جا میندازه، لنگش از اون سر می زنه بیرون. انگار…
بلند گفتم: فرشاد! و قدم رو راست کردم که موقع بلند شدن…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=1365