دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان کمند نوشته اعظم فهیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان کمند با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان کمند: عاشقانه
نویسنده رمان: اعظم فهیمی
تعداد صفحات رمان: ۵۹۶ صفحه

دانلود رمان کمند

خلاصه داستان: زیبایی، تنها ملاک واسه ظاهره آدم ها است.
اگر زیبایی ظاهری نداشته باشی کسی بهت اهمیت نمی دهد.
عاشقت نمی شود. حتی نگاهتم نمی کند.
و شاید یه افرادی هم به خاطر چهره ات که زیبا نیست مسخرت کنند و بهت بخندند.
رمان کمند بازگوی این واقعیته که آدم ها زیبایی واسشون خیلی مهم هست.
کمند دختریه که همه اونو زشت می دونند.
برای یک دختر موضوع عذاب آوریه…
عذاب آوره که به اطرافیانت نگاه کنی و حسرت بخوری.
عذاب آوره جنس مخلاف بی توجه از کنارت رد بشه.
کمند چطور با این موضوع کنار میاد؟ یا اصلا می تونه کنار بیاد؟
قراره چه سرنوشتی براش رقم بخوره؟…
قسمتی از رمان کمند
لپ تاپ رو باز کردم. چشمم به ایمیلی که فرستاده بود افتاد:
_می خوام ببینمت. خواهش می کنم نه نیار.

دوست دارم دختری که بهش علاقه مند شدم رو از نزدیک ببینم. ساعت ۵ تو کافی شاپ… منتظرم.
همینطور که چشام به متن پیام دوخته شده بود زیر لب گفتم:
_ههههه… دلشو بردم… خوبه… همین رو می خواستم.
جلوی آینه ایستادم به چهره ام که زیر باندهای سفید بود نگاه کردم.
با نفرت گفتم:
_باید زجری رو که من کشیدم شماهام بکشید. تلافی می کنم، تمام بلاهایی که سرم آوردین رو تلافی می کنم.
روی صندلی نشستم. هنوز چند ساعت تا زمان قرار وقت دارم. به گوشه ای خیره شدم و ذهنم رفت به ۵ سال پیش…
زمانی که من یک دختر ۱۶ ساله ساده بودم.
تو اوج نوجوانی و یا شاید جوانی.
روزهایی که پچ پچ هم کلاسی هامو می شنیدم که میگن:
_دیروز با مامانم بیرون بودم یکی ازم خوشش اومد وااای اونقدر پیله…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2014