دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون از امیر فرهی با لینک مستقیم

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پسران مغرور دختران شیطون: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
رمان پسران مغرور دختران شیطون نوشته: امیر فرهی

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون

خلاصه داستان: داستان رمان مربوط به سه دختر میشه که در اولین روز دانشگاه خود با یک ماشین تصادف میکنند.
آنها در آن تصادف با سه پسر آشنا میشوند.
بعد از معطلی که به خاطر تصادف به وجود می آید به سمت دانشگاه راه میفتند.
در دانشگاه متوجه حضور آن سه پسر میشوند و به فکر تلافی و انتقام میفتند…
قسمتی از رمان پسران مغرور دختران شیطون
رو به آینه قدى اتاقم ایستادم و در حالى که سعى داشتم کلاسورم را زیر بغلم نگهدارم با یک دست تند تند موهاى مشکى بلندم را که مدام از مقنعه ام بیرون میزد را توى مقنعه ام پنهان کردم.
استرسى که بر تنم افتاده بود باعث لرزش دستانم مى شد.
امروز اولین روزى بود که قراره بریم دانشگاه براى همینم دل تو دلم نبود.
بعد از پوشیدن لباسام، هیکل خودم را توى آینه برانداز کردم.

یه مقنعه ى سرمه اى با یه مانتوى مشکى که هیکلم را به خوبى توش نمایش میداد پوشیده بودم.
به همراه یه کیف و کفش مشکى.
الهى قربون خودم برم، یعنى خدا چى آفریده.
هیکلم شبیه مدلاى آلمانیه!
به چهره ى بى رنگ و روم خیره شدم.
پوست نسبتاً سفیدى داشتم براى همینم از پنکک و سفیدکن استفاده نمى کردم و فقط کمى برق لب کارمو راه مى نداخت.
دیگه خیلى هم میخواستم آرایش کنم یکم ریمل و خط چشم مى کشیدم.
وگرنه در کل احتیاجى به همیناهم نبود.
از اتاقم بیرون اومدم و سریع به سمت اتاق اون دوتاى دیگه به راه افتادم. دم در اتاقشون که رسیدم ضربه اى به در وارد کردم و…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=225