به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان همسایه من نوشته شایسته بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان همسایه من با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان همسایه من: عاشقانه ، اجتماعی ، طنز ، کل کلی
نویسنده رمان: شایسته بانو
تعداد صفحات رمان: ۴۳۵ صفحه

دانلود رمان همسایه من

خلاصه داستان: دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه.
و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندی هاش بچشه…
قسمتی از رمان همسایه من
طرفای ده صبح بود که با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پاشدم.
یک کش و قوسی به بدنم دادم و زنگ و قطع کردم دیدم ۱۲ تا sms دارم یک نگاه به عکس خودم و محمد که روی پاتختی بود انداختم.
پیش خودم گفتم حتما باز دیشب دلش برام تگ شده.
آخه از بعد از نامزدیمون هر وقت دلتنگ میشد شبا که میخوابیدم واسم از دلتنگیاشو آیندمون مینوشت و sms میزد تا بقول خودش هر وقت صبح پاشدم با خوندنشون انرژی بگیرم.

با ذوق اولین sms رو خوندم یهو تمام تنم یخ کرد.
دلم گواه بد میداد هر sms رو که باز میکردم قلبم کند و کند تر میزد.
آب دهنم خشک شده بود حتی صدام در نمیود.
بغض چنگ انداخته بود به گلوم.
محمد گفته بود به دلایلی منو نمیخواد.
گفته بود ناراحت نشم.
گفته بود من آرزوی هر پسریم و اشکال از اونه و اونه که لیاقته منو نداره.
دلم میخواست گریه کنم ولی جون گریه کردنم نداشتم سریع دکمه ی call رو زدم و صدایی که تو گوشم پیچید انگار ناقوس مرگم بود.
شماره ی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد.
حالم غیر قابل توصیف بود.
منو محمد که یه زمانی همه ی دوستامون خوشبخت ترین زوج میدونستن.
حقش نبود اینجوری بشه…

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=882