به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان همخونه به قلم مریم ریاحی با لینک مستقیم

دانلود رمان همخونه با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان همخونه: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مریم ریاحی
تعداد صفحات رمان ۲۲۸ صفحه

دانلود رمان همخونه

خلاصه رمان : یلدا به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی می کند.
بچه های اون مرد (حاج رضا) خارج از کشور هستند به جز پسر کوچکش که به دلایلی از پدرش کینه به دل دارد.
که او هم تصمیم دارد از ایران برود.
خلاصه این که حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا می خواد که با همین پسر کوچکترش (که تابحال یک بار هم یلدا رو ندیده) و اسمش شهاب است ازدواج کند.
و به مدت شش ماه باهم در یک خونه زندگی کنند.
اخلاق شهاب هم طوری است که نمیشه با یک من عسل نگاهش کرد.
مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب…
قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشوند.
در این بین اتفاقاتی می افته و حرف هایی زده میشه و روزهایی می گذره که…

قسمتی از متن رمان همخونه
ظهر بود اواخر شهریور با این که هوا کم کم رو به خنکی می رفت اما آن روز به شدت گرم بود.
خورشید با قدرتی هر چه تمام تر به پیشانی بلند و عرق کرده حسین آقا می تابید.
قطره های ریز و درشت عرق از سر و روی او آرام آرام و پشت سرهم ریزان بودند و روی صورتش را گرفته بودند.
چهره ی آفتاب سوخته اش زیر نور خورشید برق می زد اما گویی اصلا متوجه گرما نبود و همان طور شیلنگ آب را روی سنگ فرش حیاط بزرگ و زیبای حاج رضا گرفته بود و به نظر می رسید قصد دارد آنها را برق بیاندازد.
حسین آقا حالا دیگر هفت سالی…

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2389