دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

قوانین تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان نقاب دار به قلم صبا رستگار با لینک مستقیم

دانلود رمان نقاب دار نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان نقاب دار: عاشقانه ، اجتماعی ، هیجان انگیز
نویسنده رمان: صبا رستگار
تعداد صفحات: ۷۲ صفحه

رمان نقاب دار

خلاصه ای از رمان : داستان این رمان درمورد دو خواهر به نام صبا و صحرا می باشد.
این دو خواهر از سن نوجوانی به بعد سختی های فراوانی را از سر گذراندند، که همین سختی ها جسم، روح و قلب آنها را سرد و سنگی کرد.
پس از مدتی یک شخصی به خواهر کوچکتر علاقه مند می شود و…
قسمتی از متن رمان نقاب دار
“صحرا”
صبح با صدای مهین خانم بیدار شدم.
_خانم، خانم بیدار شید ساعت هفت شده، دیروز گفتید ساعت هفت بیدارتون کنم.
با شنیدن ساعت با شتاب بلند شدم، مهین خانم با ترس دو قدم رفت عقب، از دیدن چهره وحشت زده اش خنده ام گرفت…

_نترسید مهین خانم…
مهین خانم کمی نگاهم کرد و بعد سری تکون داد.
_چشم خانم بفرمایید صبحانه حاضره، صبا خانم منتظرتون هستند.
به مهین خانم گفتم باشه شما بفرمایید منم الان میام.
مهین خانم از اتاقم رفت بیرون (مهین خانم خدمتکار منزلمون هست)…
خلاصه بلند شدم و بعد از حاضر شدن رفتم پایین به سوی سالن غذاخوری…
با ورودم نگاه صبا به من افتاد با چشم های سردش که الان عصبانیت توش دیده می شد بهم نگاه کرد.
می دونستم از منتظر موندن متنفره پس نیشم رو باز کردم و گفتم:
_سلام، صبح بخیر…

“صبا”
این دختره معلوم نیست کجاست!!
حالا خوبه امروز می خواست بیاد شرکت، به ساعت نگاه کرد ۷:۲۰ بود.
به مهین خانم گفت:
_مهین خانم صحرا رو صدا کردین؟ بیدار شده بود؟
_بله خانم بیدار شده بودن گفتن الان میان.
کلافه سرمو تکان دادم و سرمو برگردوندم…
چه عجب صحرا خانم اومد، چشم هامو به چشم هاش…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :   اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در تلگرام